|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَأَمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلْأَمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيّاً مِن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَاناً مُبِيناً «من آنها را گمراه خواهم کرد، آنها را فريب خواهم داد به آنها دستور خواهم داد روي گوشهاي حيوانات علامت بگذارند و به آنها دستور خواهم داد تا خلقت خدا را تغيير دهند.» هر کس شيطان را بجاي خدا، ارباب خود قرار دهد، به زياني آشکار گرفتار شده است.اين آيه 119 از سوره نساء مي باشد که در آن استراتژي و نحوه حمله شيطان مشخص شده است . شيطان رانده شده بعد از نافرماني خداوند مهلت مي يابد که در نظمي که خداوند براي آفرينش مهيا کرده نقش شوم خود را ايفا کند ( وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً- و او گفت، «من حتما تعداد معيني از پرستش کنندگان تو را خواهم گرفت.) و اين گونه آغاز مي شود ؛ خدعه هاي شيطاني ! ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَأَمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلْأَمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيّاً مِن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَاناً مُبِيناً «من آنها را گمراه خواهم کرد، آنها را فريب خواهم داد به آنها دستور خواهم داد روي گوشهاي حيوانات علامت بگذارند و به آنها دستور خواهم داد تا خلقت خدا را تغيير دهند.» هر کس شيطان را بجاي خدا، ارباب خود قرار دهد، به زياني آشکار گرفتار شده است.
چند سال پيش در يكي از مناطق کشورمان زني ظهور كرد كه مدعی بود که قادر است به مردم شفا بدهد ! اين زن كه به دليل ناراحتي جزام از خانه بيرون انداخته شده بود بعد از مدتي بيابانگردي يك شب افتخار ديدار با امام زمان را پيدا ميكند. درهمان شب امام زمان وي را شفا داده و به او مي گويد كه از آن پس قادر به شفا دادن مردمان خواهد بود. اين مطلبي نيست كه من از خودم در آورده باشم و هر كسي با اندكي تحقيق مي تواند از كم و كيف موضوع آگاه شود.بنده حتي با بعضي از افرادي كه براي گرفتن شفا نزد اين زن رفته بودند صحبت كرده ام. بعضي ها كه به صورت كارواني به آنجا مشرف شدند از انبوه جمعيت و قطار طولاني اتوبوسهايي صحبت مي كردند كه براي ملاقات با او به آنجا رفته بودند. آنها مي گفتند وي گاهي بالاي پشت بام رفته و با تكان دادن دست به ابراز احساسات حاضران پاسخ مي گفت. یكي از كساني كه به حضور اين زن شرف ياب شد یکی از آشنایان بنده بود. ايشان پسري چهل و پنج ساله دارند كه نا شنواست که حالا صاحب يك پسر و دختر بزرگ است. وقتي مي خواست پسرش را براي شفا به نزد آن زن ببرد به او گفتم كه اين حقه بازيست و نبايد اين كار را بكند و او در پاسخ بنده گفت: زن همسايه ما هفده سال بود كه بچه دار نمي شد و بعد كه به نزد اين زن رفت شفا پيدا كرد و حالا باردار است. فامیل ما به خدا قسم می خورد كه زن همسایه شان را هر روز می بینید و خود این موضوع را شنیده است ! ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ بسوى فرعون و اطرافيانش; اما آنها از فرمان فرعون پيروى كردند; در حالى كه فرمان فرعون، مايه رشد و نجات نبود! چنانچه به آيات الهي دقت كرده باشید حتماً متوجه شده اید كه هدايت به سوي رستگاري و رشد به دست احدي غير از الله نيست و جز الله هيچ عامل ديگري وجود ندارد كه ما بتوانيم آن را در رسيدن به رشد و كمال كاره اي تصور كنيم . اگر دانستن صرف و نحو و قرائت و غيره پارامتري براي هدايت محسوب مي شد در اينصورت كسي كه فوق دكتراي ادبيات عرب دارد و بر زبان عربي كلاسيك مسلط است بايد ره يافته ترين انسان باشد ولی مشاهده می کنیم که هیچگاه اینطور نیست . قرآن حقيقتاً به تصويري سه بعدي مي ماند كه تنها كساني به رؤيت آن نايل مي شوند كه قابليتش را داشته باشند و مورد توجه پروردگارشان قرار گيرند. قرآن كتابي است كه يك مثل ساده آن جمع كثيري را گمراه و جمع كثيري را هدايت مي كند : ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ در ميان آنها کساني هستند که زبان خود را ميگردانند تا از کتاب تقليد کنند تا شايد فکر کنيد که از کتاب است، در صورتي که از کتاب نيست و آنها ادعا ميکنند که از طرف خدا است، در حالي که از طرف خدا نيست. بنابراين آنها دروغ ميگويند و دانسته آنرا به خدا نسبت ميدهند. به گونه اي در نقل حديث زبان خود را مي چرخانند که شما تصور مي کنيد اين کلام از جانب خداست در صورتي که اين کلام خدا نيست بلکه اهواء و دسيسه شيطانصفتان است که سعي مي کنند با فرايندي زشت ولي مکارانه آن را با آيات قران آميخه و به مخاطب خود چنين القاء کنند که هدف نزول آيه آن مقصودي است که آنها مي خواهند از آن استنباط کنند ، صدوق از قول صادق گفت ، مجلسي بعد از صدهها سال از زبان باقر سخن مي گويد ، کليني اصول کافي را خلق می کند ودر آن می نویسد : ( الكلينى عن الحسين بن محمّد، عن معلىّ بن محمّد ، عن الحسن، عن أحمد بن عمر، قال: سألت أباالحسن الرضا عليه السلام عن قول الله عزّوجلّ (ثمّ أورثنا الكتاب الّذين اصطفينا من عبادنا) الآية، قال: فقال: ولد فاطمة عليها السلام، و السابق بالخيرات: الإمام و المقتصد العارف بالإمام، و الظالم لنفسه : الّذى لايعرف الإمام . فاطر / 33. اصول كافى1 / 215. ) و هنگامي که اين جمع کنندگان حدیث ماموريت گمراه کننده خود را تکميل مي کنند مجموعه اي ساخته مي شود از سخناني که تنها تقليديست ناشيانه از آيات خدا در صورتی که از جانب خدا نيست . ولی مذهبیون ناچارند چون عروس عقاید و باورهای آنها آنقدر زشت و بد چهره است که باید به گونه ای آن را تزئین و آرایش نمایند که خوش منظر و زیبا جلوه دهد برای همین جملاتی از قران در کتب حدیثی خود وارد می کنند که بدینوسیله وانمود کنند که قران پشتوانه مذهب و مسلکشان است . ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ آيا آنها ميخواهند از احکام روزهاي جاهليت پيروي کنند؟ احکام چه کسي بهتر از احکام خدا است براي کساني که به يقين رسيده اند؟ ( پيروي از خدا و پيروي از رسول ) چرا خدا امر به پيروي از رسول داده است؟ چرا به ما امر ميكند كه به رسول ايمان بياوريم و چرا خدا پيامبر را پيامبر ناميده است؟ آيا اطاعت از رسول به معناي اطاعت از قرآن است يا به معناي اطاعت از كتب حديثی است ؟ آيا خدا به ما دستور داده است که از كتبي كه صدهها سال بعد از نبی گرامی نوشته شده و نوشته های آن به پيامبر نسبت داده شده پيروي كنيم؟ اگر كسي از شما پرسيد پيامبرتان كيست و چه چیزی گفته است شما به او چه جوابي ميدهيد؟ چه کتابی به او ارائه می دهید ؟ بحار الانوار یا صحیح بخاری ؟ اگر از شما پرسيدند يكتاپرستي چيست شما در جواب كدامين سخن پيامبر را ذكر خواهيد كرد؟این یکی ( الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشاً وَالْسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ الْسَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلاَ تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْدَاداً وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ) و یا این یکی که به محمد نسبت داده اید ( زمین و آسمان و هر چه درون آن است برای من و اهل بیتم افریده شده است )!!!! اگر از شما پرسيدند نظر پيامبر شما راجع به عيسي چيست ، شما چه جوابي خواهيد داد؟ اگر از شما پرسيدند كدامين كتاب سخنان پيامبر شماست شما كدام كتاب را به او معرفي ميكنيد ؟ قرآن و یا کتب مختلف و سراسر تحریف حدیثی و روائی را ؟ ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيداً خدا شرک را نميبخشد و او گناهان کوچکتر را براي هر کس که بخواهد ميبخشد. و هر کس به خدا مشرک شود، عميقا گمراه شده است.
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللَّاتِيْ تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغَوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيّاً كَبِيراً بخاطر اينكه بعضي را بر بعضي برتري دادهايم و بخاطر خرجي كه ميكنند، مردان از زنان مراقبت ميكنند. بنابراين زنان صالح فرمانبردار، در غياب شوهرانشان حافظ آنچه خدا براي آنان حفظ كرده هستند. زناني را كه از نشوز آنها ميترسيد، اول آنها را نصيحت كنيد. (اگر فايدهاي نداشت در مرحله دوم براي مدتي) در رختخواب از آنها كناره جويي كنيد. (در مرحله سوم چنانچه از هيچ راه ديگري نتوانيد آنها را از كاري كه ميكنند باز داريد) آنها را بزنيد. اگر از شما اطاعت كردند، دنبال راهي بر عليه آنها نگرديد. چون خدا، بلند مرتبه و بزرگ است. (فَعِظُوهُنَّ - اهْجُرُوهُنَّ - اضْرِبُوهُنَّ ) در يك اكتشاف باستانشناسي ، لوحي سنگي از زير خاك بيرون مي آيد كه بر روي آن يك سري قوانين مدني مربوط به يكي از اعصار گذشته نوشته شده است . بررسي هاي بعمل آمده نشان مي دهند كه واضع قوانين لوح ، مصلح بزرگيست كه حدود چهار هزار سال پيش مي زيسته است. در يكي از بندهاي قانون مذكور آمده است: كسي كه به شما فحش و ناسزا مي گويد سه راه در پيش دارد: گفتگو ، حبس ، مرگ. در اينجا ممكن است شما بگوييد : چه مصلحي ؟! اگر مصلحشان اين بوده پس خدا به داد بقيه برسد ! مرگ ؟! آيا كسي كه به خاطر يك ناسزا مردم را به مرگ محكوم مي كند واقعاً مي شود نام مصلح را به رويش گذاشت؟! آيا اعتقاد شما همين است ؟ آري؟ دراينصورت شما مرتكب دو خطاي بزرگ شده ايد: اول اینکه ؛ 1 - كلام مصلح را تحريف كرده ايد 2- بدون درك وضعيت جامعه مدني آن روز مصلح و نيز جامعه امروز خودتان ، كوركورانه به قضاوت نشسته ايد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ غير از خدا از کسانی فرمانبرداری ميکنند که هيچ دليلي براي آن نازل نشده و علمي به آن ندارند. کساني که ظلم ميکنند ياوري نخواهند داشت. قسمت اعظم مطالب و آيات قرآن حول دو محور «اياك نعبد» و «اياك نستعين» مي چرخند و اين نيست مگر به خاطر اهميت و نقش عمده اي كه اين دو در رساندن بشر به سعادت نهايي و درجه والاي مسلماني دارند. فرمانبرداري و استعانت از غير ذات مقدس پروردگار و رب العالمين همان اساس و ريشه شرك و دلیل اصلی ذلت و خاري و جدايش انسانها از يكديگر است. بنا بر اين هرچه راجع به اين موضوع مهم مطلب نوشته شود باز هم كم است . تا زماني كه ما عينك بدبيني را بر روی چشمان خود قرار داده ایم و به جای پذیرش کلام ناب پروردگار به كثرت و قدمت سخناني اعتماد کرده ایم که از حلقوم منبریان فرقه گرا و نمایندگان شياطين در گوشمان و ذهنمان تکرار می شود هیچگاه به معنای تعبد خالصانه پروردگار پی نمی بریم ، آنگاه به جای پذیرش سخن حق عنادمان بیشر می شود و هرچه مطلب در اين باره نوشته شود نه تنها سودي به حالمان نخواهد داشت بلكه بر شرك و گمراهی مان خواهد افزود. چرا كه ما قول احسن را مطالبي خواهیم انگاشت كه از زبان دشمنان خدا بيرون آمده اند و تصور مي كنيم بايد عكس آنها را عمل نماييم. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكَاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ
و روزي که ما همه را احضار کنيم از مشرکان سؤال خواهيم کرد، «کجا هستند شرکايي که قرار داديد؟»
بازگشت به دنيا همگانيست
آنهم بدون مهدي
مهدي اسمي بيش نيست
اين بت بايد شكسته شود ونفخ في الصور فصعق من في السموت ومن في الارض الا من شاء الله ثم نفخ فيه اخرى فاذا هم قيام ينظرون اين دادگاه در كجا برقرار مي شود؟ ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً آنها هيچ دانشي نسبت به اين نداشتند؛ فقط حدس زدند. حدسيات هرگز جانشين حقيقت نميشود. یکی از روشهایی که اکثریت فرق و مذاهب مدعی هستند که آن را انجام می دهند این است که می گویند که ما همه احادیث را ابتدا با قرآن می سنجیم و اگر آنها را با قران هماهنگ و در یک مسیر یافتیم آنها را می پذیریم و الا اگر این احادیث با قرآن سر ناسازگاری داشته باشند آنها را باطل خواهیم شمرد. این روش البته اگر تنها ادعا نباشد روش خوبی برای جدا کردن هر نقل قول باطل و مردودی از غیر آن می باشد ولی تجربه نشان داده که این سعی در انطباق احادیثی که احکام تعبدی از آنها استخراج می شود با آیات قران در عمل غیر ممکن است . اگر در موضوع علل گرایش پیروان ادیان ابراهیمی به شرک و بت پرستی تحقیقی در قران داشته باشیم پی می بریم که عموما قوانین شیطانی و مخالف دین در لباس پیروی از دین و به کوشش مدعیان دین دارای در بین مردم منتشر گردیده اند با این حال هیچ کدام از آنها قبول نداشتند که در حال دروغ بستن به دین و آئینی هستند که مدعی تبلیغ آن می باشند مطمئنا آنها باورهای خرافی خود را منطبق با آیات خداوند می پنداشتند و برای همین در جهت ترویج آن با اصرار و تعصب قدم بر می داشتند با اینکه پر واضح بود که هیچگاه انبیاء الهی مردم را به این گونه خرافات و بدعتها مانند تثلیث در بین مسیحیان و یا قوانین ضد تورات در قوم یهود دعوت نکرده بودند اما نقص عقل بشری اجازه نمی دهد که انسان بتواند تطبیق همیشه صحیحی ما بین کلام پراز تحریف و ناقص بشری با سخن کامل و بی عیب و نقص خداوند انجام دهد پس در نتیجه گیری دچار اشتباه می شود و این اشتباه در قوانین تعبدی دین به سبب اهمیتی بسیاری که دارند باعث می شود که انسان از بیخ و بن اساس دینش را زیر سوال ببرد . ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ در مطلب قبلی به مصداقی از مخاطبین آیه فوق اشاره کردیم و شما به وضوح در مقاله سنگسار مشاهده کردید که چگونه اهل مذاهب با تمسک به یک حدیث شبیه سازی شده سعی کرده اند که آیات محکم خداوند را تلبیس و حکم خداوند را تبدیل به سنت باطل نمایند .و این وسیله ای برای شیطان شده تا با آن بتواند که جنایت سنگسار را جایگزین حکم شرعی صد ضربه شلاق نماید در این قسمت به حول و قوه خداوند می خواهم به دروغی دیگر به نام حدیث «كساء» که با شبيه سازي از آيه شماره 33 سوره احزاب پديد آمده است اشاره کنم حدیثی که بر پایه آن بسیاری از باورهای رایج در مذهب شکل گرفته است ابتدا از شما می خواهم که به متن عربی حدیث کسآء توجه نمائید : ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ عدهاي از آنها بنام بيان كتاب خدا طوري حرف ميزنند كه شما خيال كنيد حرفهايشان از كتاب الهي است، در صورتيكه از كتاب الهي نيست و ميگويند اين حرفها از جانب خدا است. در صورتيكه از جانب خدا نيست. از قول خدا دروغ ميگويند و خودشان هم اين را ميدانند.
در اغلب موارد اين احاديث و روايات هستند كه مأخذ سنت قرار مي گيرند و از اين بابت فرق چنداني ميان سنت و احادیث وجود ندارد بنده هیچگاه با تجربه گرفتن از تاریخ و به تبع آن درس و عبرت گرفتن از آنچه که از گذشتگان به ما رسیده مخالف نیستم . عرض بنده اين است كه برخورد ما با احاديث بايد جنبه تبعيت انتخابي و آزاد داشته و بر اساس موازين قرآن باشد نه جنبه تعبد (پيروي و اطاعت مطلق). احاديث و روايات زماني خطرناك مي شوند كه بخواهند حکم تعبدی و یا شأن نزول آيات قرآن را بيان كنند و اینچنین به تأويل و تفسير آیات خدا بپردازند ، در چنين مواردي بايد همواره احتياط كرد و هيچگاه نبايد درمقابل آنها موضع تعبدي گرفت. كتاب قرآن تنها مرجع دين اسلام است و تمامي آييها و مناسك لازمه دين در اين كتاب بزرگ آمده است و پيامبر بزرگوار اسلام هم اولين كسي بوده كه مي بايستي به آنها عمل مي كرده است. بنابر اين سنت واقعي پيامبر همين قرآن است و اموري كه او در زندگي شخصيش انجام مي داده به خودش مربوط بوده و هيچ ربطي به اسلام يا سنتهاي اسلامي ندارند. ريش گذاشتن يا نگذاشتن پيامبر يك سنت اسلامي نيست و افراد فرو مايه و نادانی كه مردمان را به جرم ريش نداشتن مجازات و تنبيه مي كنند بيشتر مجري احكام شیطان هستند تا سنت پيامبر. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ واقعاً تعجب آور است ! ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ( اياك نعبد ) كساني كه قرآن كريم را بدون هيچگونه چارچوب فكري و گرايشهاي فرقه اي مطالعه مي كنند خوب مي دانند كه تعبد صرف پروردگار و يا تنها او را فرمانبرداري كردن ، مهمترين ركن دين و محور ي مي باشد كه قسمت اعظم آيات قرآن حول آن مي گردند. اما متأسفانه بارزترين دشمن بشريت بيكار ننشسته و براي تك تك لغات و آيات قرآن شريف قالبهايي مخصوص درست كرده و مفاهيم حقيقي آيات اين كتاب معظم و شگفت انگيز را به وسيله قالبهاي مذكور به شكل مورد نظر خود در مي آورد و آنگاه مفاهيم و تعابير مورد نظر خود را در ذهن انسانهاي بيگانه با قران و پيروان سنتهاي پيشينيان تزريق مي كند و بدينسان دين حقيقي را تلبيس مي كند و مردم را متفرق ساخته و فرقه فرقه مي نمايد. و بعد فرق بوجود آمده را بگونه اي براي پيروانشان تزئين مي كند كه اصحاب هر فرقه اي تصور مي كنند كه تنها فرقه ناجيه همانی است كه ايشان پيروش هستند و بهشت و سرنجام نيك تنها از آن پیروان فرقه ايشان است. از اين رو براي فهم حقيقي كلمات قرآن ، خود اين كتاب معظم از هر مرجع و فرهنگ لغتي بهتر و گوياتر است و در مطالعه آن به كمتر كلمه اي برخورد مي كنيم كه نتوانيم معنايش را از ديگر كلمات مترادفش در يابيم. اما متأسفانه به اين نكته بسيار اساسي و مهم زياد توجه نشده و همين امر سبب گرديده تا معاني حقيقي بسياري از آيات قرآن را درك نكنيم. به عنوان نمونه مي توان به كلمه بندگي و تعبد اشاره كرد كه غالباً بصورت پرستش معني شده و همين ترجمه غلط سبب گرديده تا جمعيت كثير مسلماناني كه حد اقل روزي هفده بار جمله « اياك نعبد» را به زبان مي آورند ، معني حقيقي آن را نفهمند. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيَطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ اي کساني که ايمان داريد به تسليم کامل درآييد؛ از خط شيطان پيروي نکنيد، زيرا او دشمن آشکار شما است. موثرترین دسیسه ای که شیطان با آن توانسته از بدو خلقت تا کنون ، آدمی را از تعبد کلام خدا دور و به اطاعت بی چون و چرا از دستورات خویش وادار نماید دارای اینگونه خصوصیاتی می باشد که او عده اي را با بزرگنمائی و غلو آنچنان به خدا وابسته و مقامات آسمانی برایشان تعریف می کند تا طرفداراني سینه چاک و متعصب پیدا کنند و بعد می آید و با نقل كلام خود از زبان آن عده که دیگر در نزد مردم تبدیل به قدیس و الهه شده بودند فرامین خود را موجه و به عنوان حكم الهي معرفيش مي كند و به تبع آن مردم را به خیال سراب دین داری به تعبد شیطان وادار میکند و از طرف ديگر عده اي را با اقسانه هاي ساختگي خود آنچنان نزد مردم منفور می کند که دیگر هر سخنی که منتسب به آنان باشد برای مردم غیر قابل پذیرش و مردود جلوه می دهد ، آنگاه كلام حق الهي را از زبان اين عده بيان مي كند تا ديگر كسي به حكم پروردگارش عمل نكند. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
هو الذي ارسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون ( دين حق تماماً در قرآن است ) آيه فوق در سه موضع از قرآن كريم يعني : سوره هاي توبه و فتح و صف تكرار شده و حامل ارمغاني بس ارزشمند و نفيس است كه اينك بنده قصد دارم آن را به كساني كه هنوز دريافتش نكرده اند تقديم نمايم. همانگونه كه ممكن است تا كنون متوجه شده باشيد ؛ در عرف قرآن مشرك به كسي گفته مي شود كه دينش را تكه تكه مي كند و همه آن را از يك منبع مشخص و مورد تأييد خداوند نمي گيرد. اهميت اين مطلب زماني بيشتر روشن مي شود كه ما به مفهوم حقيقي دين پي ببريم و بدانيم آن ديني كه خداوند شارع آن مي باشد عبارت است از مجموعه اي از قوانين ، احكام و مقرراتی كه براي رهبري ، انسجام و نظم جوامع بشري وضع شده است. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||