تبليغاتX
*** ( تعبد )***
دعوت به قرآن
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَأُخْرَى‏ كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاءُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لأُولِي الْأَبْصَارِ
براي شما مثالي زده شد بواسطه ي آن دو لشگري که باهم روبرو شدند، يک لشگر در راه خدا ميجنگيدند، درحاليکه لشکر ديگر کافر بودند. آنها با چشمان خود ديدند که آنها دو برابر بودند. خدا با پيروزي خود هر کس را بخواهد حمايت ميکند. اين بايد قوت قلبي باشد براي کسانيکه بصير هستند.

ما در وضعيت بسيار بد و خطرناكي قرار گرفته ايم!
گردباد وحشتناكي در راه است!
صدايش را مي شنويد؟
موجش را احساس مي كنيد؟
شمارش معكوس شروع شده !
چيزي نمانده كه اين هيولا به ما برسد!
 
 
آنقدر خطرناك است كه اگر با تمام حس ميهن پرستي خود در مقابلش بايستيم و اگر تمام جوانان غيرتمندمان در برابرش سينه سپر كنند نهايت كارمان اضمحلال و فروپاشي خواهد بود. خون در برابر شمشير هرگز پيروز نخواهد شد و اين را جنگ هشت ساله بخوبي به ما ثابت كرد. بدون شك ما جز توان خود( كه در برابر اين هيولا هيچ است) ديگر پشتيبان و تكيه گاهي نداريم و از استحكاماتي كه بتواند ما را در برابر اين گردباد حفظ كند برخوردار نيستيم و اگر وضع به همين صورت به پيش برود قطعاً گردباد مملکت ما را در هم خواهد كوبيد و سرايمان را به ويرانه تبديل خواهد كرد و اجداد آريا يي مان هم قادر به كمك مان نخواهند بود.

دارد دير مي شود!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 3:4  توسط زد ایکس  | 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

وَكَذلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِن نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى‏ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى‏ آثَارِهِم مُقْتَدُونَ
هنگامي که ما هشدار دهندهاي به جمعيتي فرستاديم، رهبران آن جمعيت مدام گفتند، «ما پدر و مادر خود را پيرو روشهاي خاصي يافتيم و رد پاي آنها را ادامه خواهيم داد.»
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/27ساعت 7:52  توسط زد ایکس  | 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

وَبَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعاً فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِن شَي‏ءٍ قَالُوا لَو هَدَانَا اللَّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَحِيصٍ
هنگامي كه همه آنها در پيشگاه خدا بايستند، پيروان به پيشوايان خواهند گفت: "ما پيرو شما بوديم. آيا مي توانيد فقط كمي از عذاب خدا را از ما برداريد؟" آنها خواهند گفت: "اگر خدا ما را هدايت کرده بود، ما شما را هدايت مي کرديم. اکنون ديگر دير شده است، چه اندوهگين باشيم و يا صبر پيشه كنيم، راه گريزي نداريم."

َوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنفُسَكُم مَّا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتمُ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
و پس از آنكه حكم صادر شد، شيطان خواهد گفت: "خدا به شما وعده داده است، وعدهاي حقيقي و من هم به شما وعده دادم، اما من به وعده خود وفا نكردم. من هيچ قدرتي بر شما نداشتم؛ من فقط شما را دعوت كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد. بنابراين، مرا سرزنش نكنيد، فقط خود را سرزنش كنيد. نه شكايت من به شما كمك مي كند و نه شكايت شما به من. من باور نكرده ام كه شما مرا شريك قرار داديد. ستمكاران سزاوار مجازاتي دردناك شده اند."


- هيچکس بار گناه ديگري را به دوش نخواهد کشيد !

- پس تقليد شونده و تقليد کننده هردو هيزم جهنمند !

خود و همسرش که از فلان عالم رباني! تقليدميکردند تنها مجاز بودند که از تلويزيون فقط اخبارش را آنهم بدون شنيدن صداي موزيک آغازينش گوش دهند ! اما فرزندان آن دو طلبه از این هم محدودتر بودند ، آنها تحت هيچ شرايطي مجاز به تماشاي تلويزيون نبودند و والدين آنها هم در هنگام تماشای اخبار به اطاقي که تلويزيون در آن بود مي رفتند و درب را از پشت قفل مي کردند ، فرزندان زبان بسته شان هم پشت درب اطاق به گوش مي ايستادند بلکه صدايي به گوششان برسد! آنها وقتی هم دانشجو شدند همچون حيوانات زبان بسته اي که هيچ اراده اي از خود ندارند ده روز تمام با وضع فلاکت باري در محوطه ورزشگاه دانشگاه سر مي کردند تا از حکم مرجع تقلیدشان اطاعت کرده باشند !

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/24ساعت 5:15  توسط زد ایکس  | 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

حَتَّي‌' إِذَا جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُوا أَيْنَ مَا كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَ شَهِدُوا عَلَي‌' أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ
تا آنگاه‌ كه‌ فرستادگان‌ ما به‌ سراغشان‌ مي‌آيند تا جانشان‌ را بگيرند. گفته‌ مي‌شود: آن‌ معبودهايي‌ را كه‌ جز خدا به‌ فرياد مي‌خوانديد، كجايند؟! مي‌گويند: نمي‌دانيم‌! همگي‌ از ما پنهان‌ و ناپيدا شده‌اند و به‌ ترك‌ ما گفته‌اند. (در اينجاست‌ كه‌) آنان‌ عليه‌ خود گواهي‌ مي‌دهند و اعتراف‌ مي‌كنند كه‌ كافر بوده‌اند .

باور کنید که اگر کار خود را اصلاح نکنید پشیمان خواهید شد ، زيرا تمام‌ آن خيالاتي‌ كه‌ همکنون در مورد معبودانتان دارید و بر طبق آن مدعی می شوید كه‌ آنان‌ واسطه‌هاي‌ شما نزد خدا می شوند و شما را به‌ او نزديك‌ مي‌سازند و از آتش‌ دوزخ‌ نجاتتان مي‌دهند، در روزی که برگشت ناپذیر است برباد خواهد رفت و پس‌ از آن دیگر دیر شده که اعتراف کنید كه‌ از گمراهان‌ بودید ، قبول کنید که تنها يار و ياورما ، تنها منجي‌ و پناه‌دهنده‌ ما ، تنها فريادرس‌ و تنها معبود و حاکم دین ما ‌خداست‌ و بس ، این حقیقت را قران هم به ما می گویند .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/17ساعت 2:39  توسط زد ایکس  | 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ
در روزي که ما همه ي آنها را احضار کنيم به کساني که بتها را پرستيدند خواهيم گفت، «ما شما را احضار کرده ايم، با بتهايتان.» ما آنها را با يکديگر روبرو خواهيم کرد و بتهاي آنها به آنان خواهند گفت، « که ما هيچ خبر نداشتيم که شما ما را بت قرار داده بودید و ما را تعبد می کردید .

در ادامه بحث توسل به غير خدا و استعانت از مردگان به این سوال می رسیم که مشرکان چه کسي را به عنوان خالق و رازق خود قبول داشتند ؟ آیا آنها الهه های خود را هم خالق و رازق خود می پنداشتند و یا ماجرا به گونه ای دیگر است ، قران پاسخ مي دهد !

[ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَـ'وَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ ] ... [ قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَـ'وَاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونُ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونُ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّي‌' تُسْحَرُونَ ] .
[ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ آسمانها و زمين‌ را آفريده‌ و خورشيد و ماه‌ را مسخّر نموده‌، به‌ تحقيق‌ خواهند گفت‌: خدا ] ... [ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ آنها را آفريده‌، قطعاً مي‌گويند: خدا ] ... [ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ از آسمان‌ آب‌ را مي‌باراند و زمين‌ را به‌ وسيلة‌ آن‌ بعد از مردنش‌ زنده‌ مي‌گرداند؟ قطعاً خواهند گفت‌: خدا ] ...[ بگو: چه‌ كسي‌ از آسمان‌ به‌ شما روزي‌ مي‌رساند؟ چه‌ كسي‌ بر گوش‌ و چشمها تواناست‌؟ چه‌ كسي‌ زنده‌ را از مرده‌ و مرده‌ را از زنده‌ بيرون‌ مي‌آورد؟ چه‌ كسي‌ امور را تدبير مي‌كند؟ قطعاً خواهند گفت‌: خدا ] ... [ بگو: زمين‌ و تمام‌ كساني‌ كه‌ در آن‌ هستند، از آنِ كيستند اگر مي‌دانيد؟ خواهند گفت‌: از آنِ خدايند. بگو: پس‌ چرا نمي‌انديشيد؟! بگو: چه‌ كسي‌ مالك‌ آسمانهاي‌ هفتگانه‌ و صاحب‌ عرش‌ عظيم‌ است‌؟ بلافاصله‌ خواهند گفت‌: از آنِ خداست‌. بگو پس‌ چرا (تنها از خدا) نمي‌ترسيد؟! بگو: چه‌ كسي‌ فرماندهي‌ بزرگ‌ همه‌ چيز را در دست‌ دارد و او كسي‌ باشد كه‌ (به‌ همه‌) پناه‌ دهد و كسي‌ را (هم‌ نمي‌توان‌) از (عذاب‌) او پناه‌ داد اگر چنانچه‌ راست‌ مي‌گوييد؟ خواهند گفت‌: از آنِ خداست‌. بگو: پس‌ چگونه‌ گول‌ و فريب‌ مي‌خوريد و جادو مي‌شويد؟! ] ...

پس مشرکین تنها خالق و رازق خود و صاحب کل هستی را خدا می دانستند و حتّي‌ در مواقع‌ گرفتاريها و بلاهاي‌ سخت‌ و دشوار، خصوصاً هنگامي‌ كه‌ در درياها دچار طوفان‌ و امواج‌ سهمگين‌ درياها مي‌شدند، تمام‌ چيزهايي‌ را كه‌ به‌ غير از خدا به‌ كمك‌ مي‌طلبيدند و مي‌پرستيدند، به کل فراموش‌ مي‌كردند و تنها و تنها خدا را به‌ فرياد مي‌خواندند...چنانچه‌ قرآن‌ كريم‌ مي‌فرمايد:

[ وَ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي‌ الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ ] ... ] وَ إِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ] ... [ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ ] ... [ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ وَ تَنْسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ ] .
[ و هنگامي‌ كه‌ ناراحتي‌ و بلا در درياها به‌ شما مي‌رسد، جز خدا همة‌ كساني‌ را كه‌ به‌ فرياد مي‌خوانديد، از نظرتان‌ ناپديد و گم‌ مي‌شوند ] ... [ هنگامي‌ كه‌ موجهايي‌ همچون‌ كوه‌ آنها را فرا مي‌گيرد، خالصانه‌ خدا را به‌ فرياد مي‌خوانند و عبادت‌ و دين‌ را تنها خاصّ او مي‌دانند ] ... [ هنگامي‌ كه‌ زياني‌ به‌ شما مي‌رسد، او را با ناله‌ و زاري‌ به‌ فرياد مي‌خوانيد ] ... [ بلكه‌ تنها خدا را به‌ فرياد مي‌خوانيد و به‌ ياري‌ مي‌طلبيد و او اگر خواست‌ آن‌ را برطرف‌ مي‌سازد كه‌ او را براي‌ رفع‌ آن‌ به‌ فرياد مي‌خوانيد و تمام‌ چيزهايي‌ را كه‌ شريك‌ خدا مي‌سازيد، فراموش‌ مي‌كنيد ] ...

در صورتی که در عقاید آنانی که در اين دور و زمان به غير خدا متوسل مي شوند و از آنها حاجات می طلبند حتي اين درجه از توکل به خدا را هم نمی توانیم ببینیم که واقعا جای تا سف دارد ! در واقع امروزی ها در هر دو صورت يعني چه در رنج و چه در خوشي هايشان متوجه غير خدا مي شوند و اين نشان مي دهد که گمراهي اينان از اسلافشان بسیار بیشتر و ناگوار تر است __ بنابر این اعراب جاهلی خدا را قبول داشتند و او را خالق خود می دانستند و حتی درجه ایمانشان به خدا از امروزی ها بیشتر بود ،اما چرا خداوند آنها را مشرک نامیده است ؟!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/14ساعت 3:37  توسط زد ایکس  | 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

وَلاَ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا
ارض را پس از آنکه اصلاح شده است، به فساد نکشيد

همیشه تاریخ اینچنین بوده که بعد از مرگ پیامبران و هنگامی که طوق دین مردم به دست رهبان و ملایان مذهبی می افتاد آنچنان فسادی در روی زمین ایجاد می شود که کم کم دیگر اثری از دین خدا بر روی زمین نمی ماند . این ارتجاع و بازگشت به عقب به این سبب بود که بزرگان مذهبی به خاطر جایگاه رفیع دین و معنویت در عقاید و باورهای مردم آنچنان نفوذی پیدا می کردند که برای عوام سخت بود که باور کنند که دین چیزی غیر از برداشتهای بزرگانشان از آن می باشد . آنها سخن ملایان را سخن پیامبران و آنها را نماینده تام الاختیار خداوند در روی زمین می دانستند برای همین هر سخنی را که آنها می گفتند کور کورانه و بدون تحقیق به عنوان تنها راه سعادت قبول داشتند و از آن پیروی محض می کردند .آنها حتی در مقابل رسولان الهی هم صف می کشیدند آن هم به نام دفاع از دین و مذهب تا جایی که بنی اسرائیل دست به قتل پیامبران هم زد تا حرف ملایان خود را حفظ کند !

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/10ساعت 5:16  توسط زد ایکس  | 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

وَقَوْمَ نُوحٍ لَمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَاباً أَلِيماً
به همين ترتيب، هنگامي که قوم نوح رسولان را تکذيب کردند، ما آنها را غرق کرديم و آنها را نشانهاي براي مردم قرار داديم. ما براي ستمکاران عذابي دردناک آماده کرده ايم.
 
 
داشتم قرآن میخوا ندم - آیاتی در مورد نوح ، همان پیامبری که نهصد و پنجاه سال سعی کرد مردم را به پرستش خدا دعوت کند. پیامبری که شاید بتوان گفت که اکثر عمر طولانیش را صرف کرد تا آیات خدا را برای مردم بیان کند تا شاید بیدار شوند و به راه راست هدایت شوند . بله، این داستانیست واقعی که کم و بیش آن را شنیده ایم و کم در مورد آن نخوانده ایم ، در تمامی ادیان الهی کشتی نوح معروفه. کشتی که در اون کمتر از انگشتان دست انسان بود و بقیه همه حیوان بودند !

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/08ساعت 12:40  توسط زد ایکس  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

ولقد بعثنا في كل امة رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطغوت فمنهم من هدى الله ومنهم من حقت عليه الضللة فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عقبة المكذبين

 

اولين و آخرين پيام هر رسول

 

خداوند سبحان نوح را به سوي قومش فرستاد تا مردم را از گرايش به طاغوت و پيروي از اهواء ديگران و دنباله روي خطوات شيطان بر حذر دارد. نوح هرگز خود را به عنوان يك رب و اله معرفي نكرد و در كل قرآن كه بگرديد محال است به آيه اي برخوريد كه در آن نوح از امتش خواسته باشد تا احكام و فرامين او را اجرا كنند. اولين و آخرين فرمان نوح به قومش اين بود :

 

ولقد ارسلنا نوحا الى قومه فقال يقوم اعبدوا الله ما لكم من اله غيره افلا تتقون

نوح به قوم خود امر كرد كه فقط فرمان و حكم خدا را اطاعت كنند و به مردم هشدار داد كه جز فرمانرواي يكتا هيچ فرمانرواي ديگري وجود ندارد. اما آيا آنها امر نوح را اطاعت كردند؟! دليل آنها براي عدم اطاعت فرمان نوح چه بود؟

فقال الملؤا الذين كفروا من قومه ما هذا الا بشر مثلكم يريد ان يتفضل عليكم ولو شاء الله لانزل ملئكة ما سمعنا بهذا في ءابائنا الاولين
پيشوايان قوم او که باور نداشتند، گفتند: "اين جز بشري مانند شما نيست که مي خواهد در ميان شما برتري کسب کند. اگر خدا مي خواست، مي توانست فرشتگان را فرو فرستد. ما هرگز از اجدادمان چنين چيزي نشنيديم
.

احبار و رهبان و سردمداران مذهبي قوم نوح كه به وسيله مذهب و آداب و رسوم آباء و اجدادي از مردم بهره كشي مي كردند و زر مي اندوختند و تريبون در دستشان بود به مردم ساده و مقلد گفتندكه اين ( نوح ) بشري مثل خودتان است و مي خواهد بر شما برتري يابد . اگر راست مي گويد چرا ملكي او را تأييد و همراهي نمي كند؟ آخر سر نيز به همان دليل شيطاني و قديمي احتجاج مي كردند و مي گفتند كه تا بوده متدينين از قدما و معاصرين روششان با آنچه نوح تبليغ مي كند متفاوت بوده است. آنها نيز به قدمت و كثرت استناد مي كردند و جلو راه دین خدا را مي بستند. اما مگر اين سنت ديرين و رسم شيطاني از بين رفتني بود ، نوح و امتش كه رفتند خداوند امتي ديگر را جايگزينشان كرد و از ميان خود آنها رسولي انتخاب كرد كه به آنها بگويد :

فارسلنا فيهم رسولا منهم ان اعبدوا الله ما لكم من اله غيره افلا تتقون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/06ساعت 1:20  توسط زد ایکس  |