تبليغاتX
*** ( تعبد )*** - شاهنشاها ، مبادا با مقراض پرهاي ملائكه آسيب ببينند !
دعوت به قرآن

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

 

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِدُ مِنْ دُونِ اللّهِ أَنْدَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ

عده‌اي از مردم غير از خدا، مانندهايي براي خدا ميگيرند و همانطور كه خدا را دوست دارند آنها را دوست دارند. ولي افراد با ايمان بيشترين علاقه را به خدا دارند. اگر كساني كه ظلم ميكنند آن وقتي را ببينند كه عذاب مي ‌بينند، متوجه ميشوند كه تمام قدرت متعلق به خداست و عذاب خدا شديد است.

 

شاهنشاها ، مبادا با مقراض پرهاي ملائكه آسيب ببينند !

 

سلاطين خودخواه, مستبد و ستمگري كه از دين و آيين الهي و قران به كلي بي خبر بودند از غارت اموال مردم, مرقدها  ، گنبدها و ضرایحی ساختند و مردم را به اين زر و زيورها جذب كرده و مرقدها و مقبره‌ها را در عوض مساجد الله پر كردند . كساني از قبيل سلاطين صفويه و قاجاريه بودند كه جز عياشي و قتل و غارت ملت و خدمت به اجانب و ترويج خرافات, كاري نداشتند ‌و ايران به واسطه‌ي حكومت آنان جزو  عقب افتاده‌ترين ممالك روي زمين قرار گرفت . سلاطين از گرفتن رشوه‌ها و ماليات ها پولها  جمع ميكردند و به منظور كسب قدرت بیشتر و آبرو در ميان مردم به عوض رسيدن به رعيت و آبادي ایران  ، ‌در اطراف مقبره‌هاي گذشتگان بی خبر از دنیا   تا توانستند كاخها ، گنبدها و گلدسته‌هاي سر به فلك كشيده ساختند كه تمام آن تبذير ، اسراف و افراط و همچنین شرک و گمراهی بوده و هست . ‌خصوصا در مملكتي كه اكثر ساكنانش خانه و کاشانه  ندارند و بسياري از شهرها ی آن حتی امکانات اولیه یک محیط مناسب  شهری  را هم  دارا نمی باشند  و اكثر روستاهايش مخروبه شده و بسياري از مردمش بيكارند. در چنين اوضاعي اين ستمگران بي دين ميلياردها خرج قبور  كردند، از سنگهاي مرمر و نقاشي گرفته تا نقره كاري و طلا كاري و آئينه كاري.

 

يكي از سلاطين خونريز كه بسياري از وزراء و اولاد و كسانِ خود را كشت، شاه صفي نواده‌ي شاه عباس است كه مدفن او در سمت قبله‌ي مرقد معصومه قرار گرفته و سقف و ديوارهاي آنجا مزين شده به كاشي‌هاي مُعرّق شده است و ديگري قبر شاه عباس ثاني كه قبر او جنب مقبره ي همان شاه صفي واقع شده كه از سنگهاي مرمر بسيار عالي ممتاز بنا گرديده و صندوقهاي مُذهّب و الماس نشان بر آن ساخته اند و شعرای چاپلوس هم  براي تملق ، مقام او را حتی  از پيامبر هم بالاتر برده اند!

 

در ايام خـاقانِ جـم بـارگاه

سليمان غلامي زخيل درش

بهشت بـرين بود مأواي او

خديـو جهانگيـر عبـاس شـاه

به اقبال شه ساخت اين بارگاه

همين گشت تاريخ آن قبله گاه

 

سلاطين و حاکمان  ستم مي كردند و  مداحان وشعراء و ادباء،متظاهر  و همچنین  بوقهای تبلیغاتی آنان و عالم نمايان ریاکار به طمع قدرت و پولشان با مداحي هاي كفر آميز آنان را تطهير و پاکیزه  مي كردند. تمام ساختمانهاي بارگاهها و رواق ها و گنبد و گلدسته ها ساخته ي دست سلاطين ستمگر و وزراي خيانت گرشان  است. پهلوي كه اصلا دين نداشت، براي بارگاه رضا درب طلا ساخته است، ‌اتابك اعظم وفرزندش امين السلطان همان كسي است كه چهار صد هزار ليره از انگلستان گرفت تا قرار داد انحصاري رژي را با انگلهاي انگلستان منعقد سازد، يعني بدون اطلاع و رضايت ملت، قرار داد تنباكو و دخانيات را بست، تا اينكه ملت قيام كرد و با رنج و زحمت بسيار توانست آن را باطل كند. آري همين وزير خائن صحن بزرگ مقبره  معصومه را در قم ساخته و فقط صدهزار تومان خرج قبر خودش كردند  و عجب اینجاست که  اديب متملقي او را  با ابراهیم خلیل  همرديف قرار داده  و در شعرش ميگويد:

 

زمين شد از دو بنا رشك آسمان برين

خليل رحمان گشت او بدان بناي قويم

يكي بنـاي خليـل و يكـي بنـاي اميـن

امين سلطان گشت اين بدين بناي متين

 

مثلا شاه عباس اول چه قدر قتل نفس(كشتار) كرده، از آن جمله به هرات كه يك شهر اسلامي بوده حمله و آنجا را چهار ماه محاصره كرده و سپس با لشكر قزل باش خود تقريبا چهل هزار مسلمان هراتي را به قتل رسانيد و پس از فتح دستور داد شهر را غارت كنند و آنچه درهم و دينار و سيم و زر بود جمع كرده و به حضور شاه آوردند و در جوالها (كيسه‌هاى بزرگ) ريختند، در كتاب عالم آراي عباسي و ساير تواريخ آورده اند كه جوالها (كيسه هاى بزرگ) را بر اشتران و استران حمل كردند و از هرات به مشهد آوردند و پس از ورود به شهر، سریعا علماء و بزرگان حاضر شدند .  شاه با آنان مشورت كرد كه با سيم و زرها چه بكند؟ گفتند خوب است ضريحي از سيم و زر و گلدسته و گنبد زريني با ايوان طلا و بارگاه و صحني بر قبر رضا  از آنها بسازند. شاه دستور داد از همان سيم و زر غارتي صحن و سراي بارگاه و گنبد و گلدسته هايي بنا كنند و نام شاه را در اطراف مرقد و گنبد منقوش نمايند !  حال چگونه شاهي كه چهل هزار انسان و مسلمان  را كشته او را صالح و بهشتي مي‌دانند، ؟ مگر خدا نفرموده: )

 

وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً( (سوره النساء)

هر كه به عمد مؤمني را بكشد كيفرش دوزخ است كه جاودانه در آن بماند و خداوند بر او خشم گيرد و او را لعنت كند و برايش عذابي دردناك فراهم سازد.

 

و جاي سؤال است كه اگر در  اطاقي دو عدد آجر آن غصبي و از اموال زور باشد نماز در آن باطل است، پس چگونه در بارگاه و رواقي كه از مال غارت و غصب ساخته شده مي توان نماز خواند؟! و چرا علما  در آنجا اقامه‌ي نماز جماعت مي كنند؟ مگر در حکم شرع مرقد غصبی  با خانه‌ي‌ غصبی  فرقی دارد؟ و همچنين گنبد صحن طلاي  معصومه را فتحعلي شاه ساخته و بارگاه مُذّهب(طلا كاري شده) على را در نجف نادرشاه از اموال غارتي كه در جنگها از جمله حمله به مناطق شمالي عراق به دست آورده ساخته است. آيا خدا و انبياء و اولياء از اين كاخها و بارگاها خشنود مي شوند و يا شياطين و سلاطين؟

 

آيا هر شاه و وزيري كه بايد مملكت را آباد و ماليات ها را صرف ترقي و صنعت و فلاحت(كشاورزي و ايجاد محيط كار براي جوانان) مملكت نمايد ‌حق دارد اين كارهاي لغو و بيهوده را انجام دهد؟ آيا زماني كه اروپا مشغول تحقيق و اختراع و تهيه ي قوا و ساختن توپ و هواپيما بود، سزاوار بود سلاطين ايران ثروت مملكت را صرف گنبد و گلدسته هاي طلا كنند و آنوقت ايران براي داشتن حتی يك تفنگ محتاج به اروپا باشد؟ آيا اين شاهان و علما  مطيع عقل و قران  بودند و يا مطيع هوي و هوس؟ آيا اين شاهان و علماء با آن همه جنايت و خيانت و انحطاط به صرف اينكه اظهار ارادت به قبر امامان و امامزادگان و با احترام به شاهزاده عبدالعظيم و شاهزاده حمزه و شاهزاده جعفر و شاهزاده قاسم و شاهزاده يحيي و شاهزاده کوفت و زهر مار ميتوانند ‌جبران زشتي‌هاي كارشان را بكنند يا خير؟ اگر از شيخيه و صوفيه و يا از مداحان و روضه‌خوانان و خادمان و فراشان و متوليان بپرسيد ميگويند آري ، ولي کلام الله  ميگويد خير. (حال اختيار با خود شماست كه پيرو قرآن باشيد و  يا پيرو خرافات) آیا برای احمد بن موسى معروف به شاه‌چراغ (كه در شهر شيراز است) كه ادعاي امامت كرده و با "ابو السرايا" خروج كرده و جمعي از مردم را به كشتن داده، ميتوان صحن و بارگاه بنا كرد و براي او زيارتنامه ساخت و خلقي را به اين كار مشغول كرد؟!  ولی  متأسفانه چون وي داراي گنبد و بارگاه زرين است از بزرگان دين به شمار ميرود!!

 

آري سلاطين ستمگر براي دور ساختن مسلمين از حقايق دين، آنان را با چنين خرافاتي، به بازي گرفتند تا از مردم سواري بگيرند، و روحاني نمايان و دكانداران نيز اين كارها را ترويج دادند. از آن طرف احكام روح بخش و ضروري و حيات آور اسلام از قبيل امر به معروف و نهي از منكر و جهاد با كفار و وحدت و اتحاد مسلمين و مساوات و برادري و برابري به كلي تعطيل شد و اخباری  رواج يافت پر از وعده‌هاي گزاف كه يك زيارت مرقد امام برابر با ثواب  صد هزار حج يا هزار حج با رسول خدا است ! در حالي كه رسول خدا پس از هجرت بيش از يك حج به جاي نياورده ولي زائر فلان قبر، گويي هزار حج به جا آورده است. آري جمعي از كذابان و جعالان و مفسدان و غاليان براي سست كردن اسلام و كندن بنياد تعالیم قران  و استهزاء به قوانين الهي به جعل حديث و نشر بدعتها پرداختند، تا كساني كه از قيامت و عذاب و حساب و كتاب ترس دارند به اين اعمال بيهوده مشغول شده و به خیال خود را از خوف و ترس حساب قيامت نجات دهند و با اين طاعات و حسنات موهوم مغرور شوند و به عصيان گستاخ‌تر گردند و ديگر خود را به فراگيري حقايق دين الهي و بذل جان و مال در جهاد في سبيل الله ملزم ندانند و با اعمالي كه جز تملق و چاپلوسي نيست و جز نكبت و عقب ماندگي بهره‌ي ديگري ندارد خود را قانع سازند و اميدوار شوند كه در قيامت مردگان  از آنان طرفداري خواهند كرد. با اينگونه روايات جعلي قصد داشتند از عظمت حج كه وسيله‌ي ارتباط مسلمين با يكديگر است كاسته و يك زيارت يا سوگواري از تمام آداب  شرعي برتر قرار گيرد.

 

هر چه بود اين سياست استعماري كار و اثر خود را كرد، به طوري كه امروزه بزرگترين عمل در چشم ملت ما زيارت قبر يا مجلس سوگواري شده و چيزي كه بر معارف ملت ها افزوده همان جملات شرك آميز و همتا  و شريك براي خداوند متعال تراشيدن و امامان را عين الله الناظرة و يده الباسطة و آل و خانواده الله خواندن و حساب و كتاب قيامت را در دست هم مذهبان خود دانستن است!! بايد دانست كه اسلام حقيقي كه موجب بيداري و عزت و شهامت و كسب دانش است سد راه سلاطين و فرمانروايان بوده و هست  لذا همه آنها از اسلام راستين وحشت داشته اند  و به همين سبب مردم را از آن دور و به ذلت قبرپرستي و تملق از مزارها و چاپلوسي اموات وادار كرده اند .

 

باري از زمان عباسيان ساختن مشاهد و مقابر در ميان مسلمين آغاز شد و قافله‌هاي بسيار از يمين و يسار براي زيارت قبور اولياء و صلحاء به راه افتادند و ابتدا گنبد گلين و كم كم آجري و آنگاه سيمين و زرين از هر سو به آسمان قد كشيد و هر فقير و بيچاره‌اي يك سال كار كرد و دسترنج خود را خرج سفر زيارت نمود و يا بابت اجاره و سر قفلي موقوفات بي مدرك پرداخت و يا ميان ضريحها ريخت و مفتخوران و عياشان با عنوان هيئت امناء و نظار و توليت امور موقوفات (آستان قدس رضوى) وهمچنين به عناوين ديگر بردند و در جاهايي مثل جزيره‌ي كيش  و دبی و امارات و امثال آن خرج هوسراني و عياشي كردند. آري سلاطين ستمگر و دكانداران مذهبي مردم را به اين كارها سرگرم و جيب ايشان را خالي كردند و چنان مردم غرق اين خرافات شده‌اند كه هر كس چيزي بر خلاف نظر آنان بگويد و بنويسد بي‌دين و واجب القتل شمرده مي‌شود و لا اقل نانش آجر مي‌گردد و از نظر بعضي‌ها ملعون و مطرود خواهد بود!!

 

براي اطلاع از اعتقادات شاه عباس اول به صفحة‌ 101 کتاب «سفرنامه‌ي برادران شرلي» (انتشارات منوچهري)مراجعه كنيد كه شاه به برادران «شرلي گفته است: من تقريبا عيسوي هستم » و چنانكه در صفحه‌ي 72 همين كتاب آمده، ‌در حضور آن دو شراب نوشيده است . همين شاه عباس كه بايد رعيت را بنوازد و اين كار را فراهم آورد و خرابي را آباد كند ، در عوض اين كارها با شش هزار قشون و حرم و خرگاه براي عوام فريبي پياده به زيارت مشهد مي رود و بر سر هر دو فرسخ بايد خيمه بر پا كنند و حرمسرا را در ميان خيم‌ها جاي دهند تا شب در آغوش شاه باشند. و فردا دو فرسخ ديگر طي كنند، شش ماه اين همه لشكريان را معطل كرده تا وارد مشهد شده چون او مي خواهد ملك پاسبان رضا نامیده شود و شمعهاي بارگاه را با مقراض(قيچي) اصلاح کند. و  آيت الله زمانش هم به او تذکر ميدهد که اين مرقد مهبط فرشتگان است ! مبادا با مقراض پرهاي ملائكه آسيب ببيند!!!

 

 

 از علامه سيد ابو الفضل ابن الرضا برقعي قمي ( با اندک تغییر در متن )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/16ساعت 22:30  توسط زد ایکس  |