بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِن يَنصُرْكُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِن بَعْدِهِ وَعَلى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا از شما حمايت کند، کسي نمي تواند شما را شكست دهد. و اگر او شما را رها کند، ديگر چه کسي مي تواند از شما حمايت کند؟ مؤمنان بايد به خدا توکل کنند
شواهد و قرائن موجود و همچنين مروري بر تاريخچه چند سال اخير منطقه ، نشان مي دهد وضعيت آينده كشورمان چندان مناسب و بر وفق مراد نخواهد بود. با توجه به نقشه اي كه غرب براي اين منطقه از حهان كشيده است ، بروز جنگي سخت و تمام عيار ، احتمالي است بسيار قوي. خصوصاً اينكه جامعه جهاني در باره عدم برخورداري ايران از فناوري هسته اي تقريباً متحد است.
حال سئوال اين است : اگر جنگي در بگيرد ، آيا شانسي براي پيروزي ما و تحقق حقي كه به دفاع از آن پرداخته ايم، وجود خواهد داشت؟ خير . چون متجاوز به مراتب قويتر از ماست و علاوه بر اين ، او برگ برنده حمايت جامعه جهاني را در دست دارد. مطمئناً ما هيچ شانسي براي پيروزي و رسيدن به حقمان نداريم.همه ما جنگ هشت ساله را به خاطر داريم ؛ مسلماً اين عراق بود كه به ما تجاوز كرد ، شهرها يمان را ويران ساخت و دختران و زنانمان را به اسيري برد و ما به دفاع از خود برخاستيم و در اين راه جانفشانيها كرديم .اما نتيجه چه شد؟ چه چيزي از اين نبرد خونين و ويرانگر عايدمان شد؟ صدها هزار كشته و مجروح به اضافه هزينه هاي بسيار سنگين مادي كه در اين راه پرداخت كرديم و نهايتاً جام زهر را نوشیدیم و تن به سازش داديم تا وطنمان را از دست ندهيم ، كاري كه در همان سالهاي اوليه جنگ مي توانست عملي شود. تنها چيزي كه از اين جنگ عايدمان شد اين بود كه قامت رشيد و بر افراخته جوانان دلير و شجاعمان زير خاك رفت تا امثال شهرام جزايريها و دهها مدیر نالایق و ثروت اندوز با تكيه بر همانهايي كه جوانان بخاطرشان خون مي دادند ، برجهاي بلند قامت را علم كنند و يك شبه ره صد ساله روند.
عراقي كه هشت سال در مقابل حملات ما از پا در نيامد ، در مقابل آمريكا نتوانست يك ماه دوام بياورد ، چرا؟ چون آمريكا يك ابر قدرت است و توان نظامي عراق در مقابل او ابداً قابل مقايسه نبود ، همانگونه كه ما نتوانستيم در مقابل توان نظامي عراق( كه آمريكا او را حمايت مي كرد) كاري از پيش ببريم و به چشمان خود باطل بودن شعار " خون بر شمشير پيروز است" را ديديم و هيچگاه «حمله و پيروزي نهايي» را به نظاره ننشستيم.
ما به چشمان خود ديديم كه چگونه سربازان آمريكايي در ظرف چند روز به نزاع چند ده ساله افغانها پايان دادند و مسلمانان! را در قفس كرده و به اسارت بردند. و بدا به حال آنهایی كه بخاطر شعارهاي جهالی همچون بن لادنها و ملا عمر ها ، در هواپيماهاي مملو از جمعيت ، خود را به در و ديوار زدند و به هلاكت رساندند.
آري عزيزان ؛ در دوران هشت ساله جنگ به همه ما ثابت شد كه نه خون بر شمشير پيروز است و نه حق(به مفهومي كه ما مي شناسيم) بر باطل.
ايمان و صبر ، اين است اكسير پيروزي و جواز نصرت الهي.
اما افسوس كه اكثريت مردم روي زمين از ايمان بهره اي نبرده اند و همين سبب شده تا پيروز ميدان كساني باشند كه از امتيازشمشير برخوردارند. امروز اگر مي بينيم عراق و افغانستان به راحتي فرو مي پاشند و يهوديان بر بلاد مسلمين چيره شده و جاي آنها را گرفته اند ، به خاطر اين است كه مسلمین از روح ايمان عاري هستند و حد اقل امتياز لازم براي ياري پروردگار را كسب نكرده اند. چرا كه :
وعد الله الذين ءامنوا منكم وعملوا الصلحت ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم وليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيءا ومن كفر بعد ذلك فاولئك هم الفسقون
خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند وعده مىدهد كه قطعا آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد; و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشهدار خواهد ساخت; و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مىكند، آنچنان كه تنها مرا مى پرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند
بدون شك اگر روزي به ما نيز حمله شود نبايد چشم به نصرت الهي داشته باشيم و بهره مان از جنگ فقط به اندازه استقامتمان خواهد بود و پر واضح است كه اين استقامت در مقابل موشكهاي كنترل شونده و خفاشهاي سياه دوامي نخواهد داشت.
عزيزان ! هركس اندكي آشنايي با قرآن داشته باشد ، به وضوح درك خواهد كرد كه دين امروز ما هيچ فرقي با دين اميين هم عصر پيامبر ندارد. آنها كف مي زدند و سوت مي كشيند و اين اعمال را به حساب عبادت مي گذاشتند و مانيز بر سرو سينه مي زنيم و كارنوال غم و شيون راه مي اندازيم و به ثوابي كه به خيال باطل خود مي بريم خرسنديم. دين ما نيز درست مانند دين آنها برپايه هوا و سخنان پوچ و بي ارزش بنا نهاده شده است. پس به هيبت ظاهري آن نرويد و فريب نخوريد ؛ اين ببر تو خاليست.
هنوز زمان زيادي از جنگ را پشت سر نگذاشته ايم و خوب بخاطر داريم كه چگونه آلهه خود را واسطه قرار مي داديم و حمله هاي خود را با رمزهاي «يا علي» ،«يا زهرا» ، «ياحسين» آغاز مي كرديم وطناب شليك توپهايمان را با فرياد« يا مهدي ادركني » مي كشيديم . پس چرا آنها ياريمان نكردند؟! چرا خواسته ما را به خداوند نرساندند ؟ نكند يادشان رفت در خواستمان را به خدا برسانند ؟! نكند علت اصلي شكست ما همين فراموشي بود؟!
فلولا نصرهم الذين اتخذوا من دون الله قربانا ءالهة بل ضلوا عنهم وذلك افكهم وما كانوا يفترون
پس چرا معبودانى را كه غير از خدا برگزيدند -به گمان اينكه به خدا نزديكشان سازد- آنها را يارى نكردند؟! بلكه از ميانشان گم شدند! اين بود نتيجه دروغ آنها و آنچه افترا مىبستند
آيا مطلب زير از قرآن نيست؟
كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله والله مع الصبرين
چه بسا، با اجازه خدا سپاهي كوچك لشکري بزرگ را شكست داده است. خدا با كساني است كه صبورانه استقامت مي ورزند
ما كه حد اقل از نظر جمعيت نسبت به عراقيها پر تعداد تر بو ديم ، پس چه شد كه كاري از پيش نبرديم؟ چه شد كه چند هزار سرباز الكلي و بي بندو بار آمريكايي و انگليسي ميليونها افغاني و عراقي را سر جايشان نشاندند؟!
تا كي مي خواهيم با آيات الهي بازي كنيم و آنها را به هيچ بگيريم؟ اگر اندكي و فقط اندكي سخنان گرانبها و نوراني پروردگارمان را به حساب مي آورديم ، آنگاه به راحتي مي توانستيم حق را از باطل و دين حقيقي را از دين پوشالي تشخيص دهيم. قرآن پر است از ميزان و معيارهايي كه ما را در اين راه كمك مي كنند و سره را از ناسره جدا مي سازند.
آيا معيار زير براي تشخيص ايمان آورندگان واقعي كه مشمول نصرت الهي مي شوند كفايت نمي كند؟
اگر ايمان درست و مطابق معيارهاي قرآني باشد ، آنگاه يك رزمنده مؤمن ده نفر از سپاه دشمن را مغلوب خواهد ساخت.
يايها النبي حرض المؤمنين على القتال ان يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين وان يكن منكم مائة يغلبوا الفا من الذين كفروا بانهم قوم لا يفقهون
و حتي اگر ضعفي هم در ايمان وجود داشته باشد بازهم يك نفر مؤمن با درجه ايمان پايين خود بايد بتواند بر دو نفر غلبه كند.
الءن خفف الله عنكم وعلم ان فيكم ضعفا فان يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين وان يكن منكم الف يغلبوا الفين باذن الله والله مع الصبرين
اين كلام خدا و معياري بي نظير در تميز حق از باطل و ايمان از كفر است. آيا معيار از اين بهتر و گوياتر؟!
آيا كسي متوجه مي شود؟! آيا كسي مي خواهد متوجه شود؟!
با توجه به معيار فوق ، آيا كسي مي تواند بگويد درجه ايمان ما در جنگ هشت ساله چقدر بود؟ مسلماً هيچ يك از طرفين درگير بهره اي از ايمان حقيقي نبرده بودند و اين جنگ نيز نبرد بين حق و باطل نبود.
جنگ ايران و عراق يك عذاب الهي و جنگ باطل بر باطل بود.
قل هو القادر على ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا ويذيق بعضكم باس بعض انظر كيف نصرف الاءيت لعلهم يفقهون
بگو يقينا او قادر است که از بالاي سرتان، يا از زير پايتان عذابي بر شما بفرستد. يا مي تواند شما را فرقه فرقه و گروه گروه کند تا طعم جور و ستم يکديگر را بچشيد. بنگر که چگونه آيات را توضيح مي دهيم، باشد كه بفهمند