تبليغاتX
*** ( تعبد )*** - دشمنی با شیطان
دعوت به قرآن

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

 وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا

وقتي را ياد‌ آوري كن كه به فرشتگان گفتيم به آدم سجده کنيد. همه سجده كردند غير از ابليس كه جن بود. او از دستور خداوندش اطاعت نكرد. آيا باز او و فرزندانش را بجاي من دوست و ياور خود ميگيريد؟ در صورتيکه او دشمن شما است. براي ظالم‌ها شيطان جانشين بدي است.

 شيطان موجود، و وجود آن موضوعي است كه سالها ذهن آدميان را به خود مشغول كرده است. اينكه شيطان چيست و يا به عبارت صحیحتر  كيست؟ و چرا وجود دارد و چرا خداوند او را از بين نمي‎برد تا آدميان لا اقل  به زندگي‎  بدون وسوسه ای  بپردازند و از شر شريري چون شيطان ‎رهايي يابند و صدها چراي ديگر؟؟؟  در اسلام اعتقاد برآن است كه شيطان از جنيان می بوده است .

 .....فسجدوا الا ابليس كان من الجن..... (كهف - 50 )

 پس همه سجده كردند جز ابليس که از جنیان بود »

 و سپس ابلیس در صف  فرشتگان جاي گرفت وبه عبادت خدا مشغول شد  تا اینکه زمان خلقت  آدم فرا رسید . پس از آن بود که  خداوند به فرشتگان و شيطان فرمان داد كه برعظمت خلقت  آدم سجده كنند اما در اين بين شيطان از اين امر امتناع نمود و بر اثر غرور باطلي كه داشت خود را برتر از آدمیان پنداشت .  او دليلي باطل آورد و خود را به خاطر اينكه از آتش بود و سرشتي آتشي داشت از آدم كه از خاك آفريده شده بود برترو بالاتر دانست.در اثر همين تمرد و نااطاعتي ، شيطان ملعون و مطرود درگاه خداوند گرديد و از  جرگه مقربین  رانده شد . پس از اين شيطان کینه انسان را صد چندان به دل گرفت و با تمامی قدرت و ابزارش  به دشمني با آدم و نوادگان او  برخواست . او از خداوند اجازه گرفت تا روز رستاخيز مهلت یابد که به گمراه كردن آدم و بنی آدم   بپردازد و خداوند نيز براساس علم و حكمت خود به شيطان اين اجازه را تا مدتي معين داد.  چراي اين اجازه را شايد بتوان از آيه 21 سورة سبأ فهميد:

 «و ما كان له عليهم من سلطان الا لنعلم من يؤمن بالاخره ممن هومنها في شك؛

و (شيطان) را تسلطي بر آنها نبود جز آنكه كسي را كه به آخرت ايمان دارد از كسي كه دربارة آن شك و ترديد دارد بشناسيم.»

 شيطان پس ازاین مهلت طلبی و  فرصت خواهی ،  براي گمراه كردن آدم و نسل او  از طرق و روشهاي گوناگونی کوشید تا انسانها  را از راه خداوند دور و به آتش جهنم نزدیكتر سازد .  از مهمترين روشهاي ابلیس  براي به گناه كشاندن انسانها  پوشاندن حق  و جایگزینی باطل است . او  مي‎كوشد با دادن وعده‎هاي مختلف و پوچ آدميان را از واقعیات و دستور خدا   دور و به اوهام خویش گرفتار سازد  . به همين سبب بود که او ابتدا  آدم و حوا را فريفت و آنان را به وسوسه انداخت  که قانون  او را به جای حکم خدایشان  تعبد و فرمانبرداری  نمایند و آنان را اینگونه  به خوردن طعامی  وادار نمود که قبل از این قانون خدا بر تحریم آن صادر گردیده بود   . شاید در بدو خلقت شیطان احتیاج داشت  که  خود مستقیما نقش مصلحان را بازی و به فریب آدم ابولبشر  بپردازد ولی بعد از هبوط آدم  او دیگر همچین حضوری را لازم نداشت  و این وظیفه را بر عهده  خُدام انسان نمایش  گذارد  .

 یکی از خادمین  و عبود  شیطان سامری ملعون  بود او بزرگترين نيرويي بود كه در برابرموسی ( منادی توحید )  قد علم کرد  و بيش از همه به موسي صدمه زد  .موسی بعد از رنج و مشقتی که در راه تبلیغ رسالتش متحمل شد امید داشت که جامعه ایی ساخته شود  که بند بند عقایدش بر پایه توحید و یکتا پرستی باشد ولی  در اين زمان عمله شیطان ( سامری ) وارد کارزار  شد  و   بتی طلائی در کنار خدا برای پرستش آنان ساخت تا مردم هم به  خیال دین داری ، گوساله و بت پرست شوند  . منتها او  يك آدم بي خدا نبود بلکه او يكی ازافراد قوم  بنی اسرائیل و همراه آنان نجات یافته از دست فرعون و همچنین  مبلغی مذهبی  بود  که  قصد داشت براساس اوهام خود بر دین مردم مستولی شود .

 شیطان و همچنین  ایادی خویش مي ترسند از اينكه مردم بيدار و با سواد شوند و آشنای به مفاهیم کتب آسمانی گردند . مي خواهند معلوماتشان  منحصر به يك چيزهاي هميشگي و سنتی باشد و علم آنها هم تنها در انحصار خدمت گذاران شیطان  قرار بگیرد تا  بستری  مناسب برای  نفوذ درعقاید و باورهای  آنها برای او به وجود بیاید .  او با این کار مردم را تقليد كننده علم و اوهام سامری و سامری های زمان  می گرداند  و عوام را هم به خیال رسیدن به  صلح و سعادت تابع محضی برای  القائاتی می کند که از زبان بندگانش  به مردم قالب می گردد .

خداوند فرایند  دسیسه بازیهای  او  را به خوبی در قران نقش بر آب نموده است ابلیس در آستانه هبوط در محضر اربابش جملاتی را بر زبان می آورد که فوق العاده در خور توجه و اهمیت هستند و خداوند سبحان تحقق آنها را در کلام شریفش تصدیق کرده است . شیطان به خداوند قول می دهد که انسان را مطیع و پیرو خود کند و به او اجازه ندهد که مطیع فرمان پروردگارش شود. آری در هر برهه از زمان اکثریت انسانها دانسته و ندانسته همواره پیرو و مطیع شیطان بوده اند و به جای پروردگار آسمانها و زمین ، او را اله و ارباب خود  گرفته اند.

 ولقد صدق عليهم ابليس ظنه فاتبعوه الا فريقا من المؤمنين ( 20- سبا)

ظن ابلیس در مورد ایشان تحقق یافت و جز گروهی از ایمان آورندگان بقیه او را تبعیت کردند

 در واقع شیطان به خداوند قول داده بود که بر سر راه مستقیم پروردگار بنشیند و از چهار طرف به انسان یورش برد و به او فرصت بندگی اربابش را ندهد :

 قال فبما اغويتني لاقعدن لهم صرطك المستقيم (16 – اعراف )

ثم لاءتينهم من بين ايديهم ومن خلفهم وعن ايمنهم وعن شمائلهم ولا تجد اكثرهم شكرين (17- اعراف )

 او گفت: از آنجايى كه تو خواستى گمراه شوم، من در راه مستقيم تو در كمين آنها خواهم نشست.

"من از جلو و از پشت سرشان و سمت راست و چپ آنها نزدشان خواهم آمد و تو اكثرشان را ناسپاس خواهى يافت.

 در قرآن کریم مفهوم راه راست و صراط مستقیم ، فقط خدا را اطاعت و فرمانبرداری کردن است مسلمان هم کیسیت که تنها مطیع محض اوامر رب و مولای جهانیان است ولی  شیطان بر سر راه مستقیم می نشیند و راه خدا را می بندد تا کسی از پروردگارش حرف شنوی نداشته باشد و او را تعبد و فرمانبرداری نکند. او از هر دری وارد می شود تا آرمانش تحقق یابد و انسان را از تبعیت خداوند باز دارد و مطیع خود گرداند ؛ گاهی از پشت سر و از طریق سنتهای اعقابمان به سراغمان می آید و تاریخ را تحریف و تلبیس می کند. وبا لعاب قدمت و کثرت آن را زینت می دهد و از اعماق آن فرامین و احکامی را استخراج می کند که به هیچ وجه متعلق به خداوند و انبیاء الهی و صالحین  نیستند. او بگونه ای صحنه سازی می کند که ما باور کنیم که این جمله و حدیث کذب متعلق به پیامبر است :

(  انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما تضلوا بعدی ) همانا دو چیز وزین و نفیس میانتان بر جای می نهم، کتاب خدا و عترتم، پس از من تا زمانیکه به آن دو تمسک جویید، ابدا گمراه نمی شوید

 بدین ترتیب کتابی دیگر در برابر کتاب خداوند علم می کند و امر را بر بندگان او مشتبه می سازد تا ندانند کدام حکم مربوط به پروردگار است و کدام نیست . او همچنین آینده را نیز تحریف می کند و بهشت و جهنم را بگونه ای جلوه می دهد که در خارج هرگز تحقق نخواهند یافت و با وعده های دروغین و کذبی که می دهد مردم را هرچه بیشتر تشویق می کند که به حکم او گردن نهند و از اطاعت و تعبد پروردگارشان سر باز زنند. او دائماً بهشت و جهنم را برای فرقه هایی که می آفریند اختصاصی می کند ، گاهی بر زبان فرقه ای می اندازد که بگویند :

 وقالوا لن يدخل الجنة الا من كان هودا او نصرى تلك امانيهم قل هاتوا برهنكم ان كنتم صدقين ( 111- بقره)

گفتند: هيچ كس وارد بهشت نخواهد شد، جز يهوديان يا مسيحيان! چنين است خيال خام آنها. بگو مدرك خود را به ما نشان دهيد، اگر حق با شماست

 و گاهی به فرقه ای دیگر چنین القاء می کند(یا یک چنین چیزی) :

 اگر ایمانت به اندازه کوه ابو قبیس باشد و عمل صالحت به اندازه عمر نوح و در سعی بین صفا و مروه شهید شوی ... اما ولایت علی و محبت اهل بیت را در دل نداشته باشی رنگ بهشت را نخواهی دید.

 بنابر این شیطان با وسوسه های خود ابتدا آنانی را که با عناوین  خاص شناخته می شوند  و سمت بزرگان و علمای دین و مذهب مردم را   دارند را   به حرف در میآورد تا آنان با تبعیت از خرافات و اکاذیب ، به خدا و پیامبر و اصحاب و صالحین  دروغ و افتراء ببندند . این سناریویست  که از همان بدو خلقت  شیطان برای نسل آدم در ذهن داشت (من در راه مستقيم تو در كمين آنها خواهم نشست )  پس  جناب  آدم باید تنها حرف  مولا ی خود را گوش می داد تا دچار خسران نمی شد ولی فریب شیطان را خورد آن هم به خیال آنکه توصیه شیطان کافر ، حدیث و توصیه مصلحین و خوبان  است  .

 اکنون  آيا شما اطمینان دارید  كه در لا بلاي كتاب سنت به اصطلاح نبوي دست نوشته هاي شيطان جا سازي نشده است ؟

آيا شما یقین  داريد شيطان كلام خود را در قالب احاديث قدسي و با انتساب به صالحین و مقربین  به شما تحميل نمي كند؟

 شما ببينيد که چه کسی حاکم دین شماست ؟

آیا بجز فرمان مولا ،  امر کس دیگری  را اجرا نمی کنید    ؟

آیا آن كس هر كه باشد ( من دون الله) نیست  ؟

آیا کلام او شرایط و ویژگی های ( ما انزل الله )و قران  را دارد ؟

 در واقع او خواه نا خواه يك رب و اله در برابر پروردگار و خالق آسمانها و زمين و عرش عظيم است که شما او را به جای خدا حاکم دین و شریعت خود نموده اید  .پس او همان شيطان رجيم است. که مانند آن چه که بر سر جد اولینمان آورده  تلاش  می کند   که  پشت نام صالحین و مصلحین بنشیند تا ما را هم از راحت ترین راه ممکن  فریب دهد   .  در واقع  حدیث ، حدیث اوست ولی با سوء استفاده از  نام خوبانی مثل  علی و جعفرصادق  و  عمر و عایشه  و سایر صحابه و مصلحین  سعی می کند که صراط کج خود و فرامین باطلش را به عنوان راه  مستقیم و خدا پسندانه   به ما معرفی نماید  تا ما هم با تبعیت از آن ها  دچار توهم مسلمانی و با ایمانی شویم.

شیطان بنده سرکش خدا و دشمن شماره یک ما انسانها ست  و تنها اوست که عهد بسته که کاری انجام دهد  که بهشت بر همه ما حرام گردد   پس عزیزان  ، برای آنکه از حیله های ابلیس در امان بمانید و هرگز فریب نیرنگهای و القائات او را نخورید باید دستورات خدایتان را تنها از کتابی استخراج کنید که یقین دارید متعلق به پرودگار بی همتایتان است . تا هنگامی  که افتخار می کنید مسلمانید آگاه و مطمئن هم  باشید که حقیقتا تسلیم اوامری  گشته اید  که خود خداوند  برای فلاح و رستگاری شما نازل نموده  است .

 يأبت لا تعبد الشيطن إن الشيطن كان للرحمن عصيا(44/مريم)

پدر، بندگي شيطان را نكن. او نسبت به خداوند بخشنده سركش است.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 2:33  توسط زد ایکس  |