|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
َّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا آنها و پدرانشان به حرفي كه ميزنند علمي ندارند. حرفي كه ميزنند گناه بزرگي است. آنها فقط دروغ ميگويند. موضوع فيلم مربوط مي شد به زماني كه كليسا قدرت را به دست داشت و آرتيست فيلم شخصي بود كه بناي نا سازگاري را با كليسا گذاشته و بر عليه سنتهاي غلط آن مطلب مي نوشت.اين كشيش مسيحي خيلي تلاش مي كرد تا مردم را با واقعيتهاي فراموش شده ويا تحريف شده دين مسيح آگاه سازد تا اينكه كليسا آن را از خود راند و تحت تعقيب قرار گرفت و در نهايت او را به اعدام محكوم كردند، به اين جرم كه در يكي از كتابهايش نوشته بود " خدا وجود ندارد " البته او فقط اين جمله را ننوشته بود بلکه متن او ادامه ای مثل این داشت «اگر خدا وجود ندارد پس نظم خلقت براي چيست؟» اما نامردمان سر و ته اين جمله را زدند و به مردم گفتند كه اين ملعون مرتد مي گويد: خدا وجود ندارد ! و بعد هم در انظار همگان او را زنده زنده در آتش سوزاندند.
كليسا هركسی را كه با آن مخالفت مي كرد زنده زنده در آتش مي سوزند و هيزم كش اين آتش نيز كسي نبود جز مردمان بي خرد و جاهل كه هرگز انديشيدن را ياد نگرفته بودند .ماجراي گاليله به گوش همگان رسيده است كه چگونه به خاطر مخالفت با آن انديشه باطل تكفير شد وكليسا مي خواست زنده زنده او را بسوزاند . اما امروزه نظریه بطلمیوسی به افسانه ها سپرده شده و باطل بودن آن براي همگان ثابت گردیده است اما آنروزی که دانشمندان بزرگي از آن جانبداري مي كردند و مردمان جاهل به اين جانبداريها سرخوش بودند به مخالفان خود مي گفتند : يعني شما از فلاني بهتر مي دانيد و مي فهميد؟! یعنی شما از علامه ها و مفتی ها ما بیشتر می دانید و می فهمید ؟ ولی اينك شرمندگي ورو سياهي براي آنهايي مانده است كه با تكفير ديگران و مرتد شناختنشان ، آنها را زنده زنده در آتش سوزاندند ! عقاید باطلی که همکنون ملایان و رهبران مذهبی به اسم دین ومذهب در بین مردم ترویج و نشر می دهند دروغ و توهمي بيش نيستند که به قران و اسلام بسته شده است و اين را تنها كساني مي توانند بفهمند و درك كنند كه لفافه هاي تلبيس را از روي آيات قرآن كنار زده و آزادنه آن را مورد تدبر و تفكر قرار دهند ولی متاسفانه این گروه در اقلیت مطلقند و همچنین بستر و فرصتی مناسب برای ترویج و تبلیغ عقاید حق و قرانی خود در اختیار ندارند ولی مستبدان و دژخیمان جلاد آنها حتی تاب تحمل این حداقلها را هم ندارند و با فیلتر و سرکوب و تهدید و ارعاب سعی دارند که هیچ اجازه ای به آزادی فکرو عقیده ندهند تا عوام و تابعین اختیار و مجالی برای تغییر و اصلاح دین موروثی پیدا نکنند . انسانهایی که به آموزگاران و معلمين خود به چشم صرفا متخصص نگاه مي کنند تا معلم ، نه تنها بهره ای از تعلیم در راه پيشرفت و تعالي شان نمی برند بلكه با جایگزینی تقلید به جای علم و اندیشه بسمت قهقرا و اضمحلال متمایل می گردند . قرنها بود كه احدي جرأت نمي كرد در باره نظريه كيهانشناسي بطلميوس حرفي بزند يا از آن انتقاد نمايد ، چه افرادي كه در اين زمينه واهي و پوشالي تخصص مي گرفتند و چه كساني كه مجبور بودند در باره نسخه اي كه اين متخصصين مي پيچانند سر تعظيم فرود آورند و همين شد كه بيش از ده قرن علوم فضايي درجا زدند و انديشه انسان در باره فضا از فلك هشتم بطلميوس فرا تر نرفت! آن همه كتاب و كلاس و متخصص چه شد؟ سرابي كه ناخدايان با زورقهاي پوچ خود ، كرانه هاي آن را در مي نورديدند و در می نوردند و متخصصينی که روزها در كلاسهاي درس خود راجع به احكام فرار از حفيره سخنراني مي كنند و مقلدين و مستمعينی نيز چشم و گوش بسته احكام و فتاواي آنها را به اجرا در مي آورند و غير قابل نقد مي دانند . چرا كه معلمین آنها در اين زمينه خود را متخصص و دیگران را تنها مقلد می دانند! خانه از پاي بست ويران است . خواجه در بند نقش ايوان است اين در حاليست كه حكم سنگسار سرابي بيش نيست و در قرآن ( كه مرجع اسلام است ) از آن اثري وجود ندارد تا چه رسد به احكام فرار از حفيره آن! پس اين متخصصين چگونه تخصص گرفته اند كه اينگونه قضاوت مي كنند و فتوا مي دهند؟! اين بيچارگان نيز افراد ديگري را متخصص قرار داده اند و اينان نيز كور كورانه و مقلدانه مجري و پيرو احكام آن متخصصين شده اند. همه اين دكترها دارند نسخه هايشان را از روي دست يكديگر مي نويسند و آن دكتر بزرگه( كه همگان دارند از روي دستش مي نويسند و متخصص همه متخصصهاست) دارد بگونه اي نسخه مي نويسد كه هيچ مريضي از زير دست دانش آموختگانش جان سالم به در نبرد. حتی اين دكترها شايد دست دكتر بزرگ را خوانده باشند اما از آنجایی كه اموراتشان با همين نسخه نوشتن ها مي گذرد ، بي خيال قضيه شده اند. باور كنيد اگر در آينده ، دين دچار تحريفات شديد تر شود و همجنسبازي نيز مباح و شرعي شناخته شود ، همين متخصصين فوراً اقدام به وضع قوانين و صدور احكامي در باره شرايط ازدواج و طلاق و ديگر امور مربوط به همجنسبازان مي نمايند! بنده به هيچ وجه نمي گويم كه نبايد از انديشه و نگرش انسانها استفاده كرد ، ابداً معتقد نيستم كه نبايد از محصول كساني كه در زمينه قرآن تلاش كرده اند و مطلب نوشته اند ، بهره برد. بلکه جوهر و اصل کلام من این است که نبايد به اين افراد به چشم يك متخصص نگاه كرد .نبايد احكام و فتاواي آنها را لازم الاطاعه دانست و نبايد در مقابل حكم آنها و يا حكم احدي از انسانها ، موضع تعبدي بگيريم. اگر در قلمرو دين چنين كاري كنيم ، آنگاه آن متخصص ( مي خواهد حكمش منسوب به پيامبر باشد يا يك فقيه و مجتهد) را اله گرفته ايم و این یعنی اولين و بزرگترين اصل دين را زير پا گذاشتن چرا كه «لا اله الا الله » يعني اينكه در عالم و حدود دين هيچ متخصصي بجز الله وجود ندارد و هيچ كس غير از او صاحب حكم و فرمان نيست. باور كنيد در ساختمان دين ، اين اصل بزرگ و ستون سترگ حساس ترين جايگاه را دارد و اگر دچار فروپاشي شود كل بناي دين فرو خواهد ريخت. مفهوم حقيقي شرك و بت پرستي همين است و هركس بجز كلام خدا ، حكم و فتاواي ديني خود را از جاي ديگري اخذ كند ، يك مشرك و بت پرست تمام عيار است.اگر تمامي متد ينين در برابر اين اصل تسليم شوند دين و دنيايمان آباد خواهد شد و سر انجام كارمان رستگاري و نايل شدن به درجه والاي مسلماني خواهد بود(انشاء الله) اتخذوا احبارهم ورهبنهم اربابا من دون الله والمسيح ابن مريم وما امروا الا ليعبدوا الها وحدا لا اله الا هو سبحنه عما يشركون آنها رهبران مذهبي و علماي خود و همچنين مسيح را به جاي خدا ارباب ( متخصص و صاحب حكم و فتوي) قرار داده اند در حالي كه به همه آنها امر شده بود كه جز الله و خداي واحد را بندگي و فرمانبرداري نکنند. خدايي جز او نيست( فرمانروا و صاحب حكمي جز او وجود ندارد). او پاك و منزه و بسي فراتر از آن است كه شريکي داشته باشد
|
|||||
|
|||||