تبليغاتX
*** ( تعبد )*** - قصرهای عالی برای مردگان !
دعوت به قرآن

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

 وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ

 كساني را كه غير از خدا به كمك ميخوانند چيزي خلق نمي ‌كنند و خودشان هم خلق شده‌اند (مخلوق خدا هستند). مرده‌اند و زنده نيستند و نميدانند چه وقت برانگيخته (زنده) ميشوند.

 خوبي و بدي گذشتگان به آيندگان مربوط نيست و آيندگان چنانكه خدا فرموده نبايد به مدح ويا ذم آنان بپردازند، ‌بلكه هر كسي مسؤول اعمال خود مي باشد.

  تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ

آن امتي است گذشته، ‌كارهايشان براي خودشان است و كردار شما براي خودتان است و شما از آنچه ايشان كرده‌اند، بازخواست نخواهيد شد.

 كسي كه جهاد نميكند به صرف مداحي از مجاهدين گذشته چه بهره‌اي خواهد برد؟

كسي كه از دنيا پرستي و شهوت پرستي دست برنداشته ‌به صرف مداحي از مردگان  چه فائده‌اي مي برد؟

 آيا وظيفه‌ي ‌مسلمين صدر اسلام عمل به احكام خدا که در قالب کتاب نورانی قران جمع گردیده می بوده . ولي وظيفه ي مسلمين بعدي تعريف و تمجيد از آنان است؟!

مگر اسلام دو برنامه ي مخالف يكديگر دارد؟

 كساني كه دم از پيروي رسول خدا و يا فلان امام مي زنند ولی  به روش قران عمل نمي كنند، بلكه از  روش فرقه خود تبعیت می کنند  و كتابها و مجالس  را پر از مداحي و چاپلوسي و معجزه تراشي كرده‌اند ، آيا معتقدند كه ائمه نيز نسبت به پيامبر يا امام پيش از خود چنين مي كرده‌اند؟

 يا اينكه معتقدند وظيفه ي امام و ماموم دو طريقه‌ي مختلف است؟

 مگر دستورات قران براي همگان  يكسان نازل نگردیده است ؟

 مگر دين امام و ماموم فرق می کند ؟

 اصول دين علي ؛ آیا چیزی غیر عمل به دستورات نورانی قران  بوده  ؟

 آيا اصول دين اينان باید غير از اصول دين مسلمین صدر اسلام  باشد    ؟!

در کجای قران خداوند مسلمین را به شیون و زاری برای مردگان دعوت می کند ؟ !

 اينها سؤالاتي است كه ملت ما جوابي براي آن ندارند، ‌از وقتي كه ملت ما  آیات روح بخش قران  را ترك و مهجور نموده  و از عدالت روگردان شده و فقط براي از دنیا رفتگان صدر اسلام  راه گريه و زاري را پيش گرفته‌اند، ‌مشمول ذلت و نكبت شده و از تعالیم رهایی بخش قران  عقب مانده‌اند، اينان مي‌پندارند كه اسلام ، یعنی تملق ، یعنی ظاهر سازی ، يعني چاپلوسي از کسانی  که قرنها پیش به دیاری  غیر از دنیای مادی ما منتقل گردیده اند    .آيا  اینان  خدا را گول مي زنند يا خود را ؟ گمان مي كنند امام بر اعمالشان حاضر است و از اين بدعتهای  آنان خوشنود و راضیست ؟ آيا ممكن است امامي كه در زمان حياتش با تملق مردم از خودش مخالف بوده، دستور دهد پس از ممات(وفات) در مقابل قبر او بايستند و صفحه‌های  تملق و چاپلوسی  برايش براه بیاندازند ؟! حال شيعه مذهبان  پس از صدهها  سال به گمان اينكه مردگان بی خبر از دنیا  از مداحي و غلو و بزرگنمائی ايشان خشنود مي گردند ، ثروتها خرج  می کنند و شعارها و شعرهاي بي مدرك مي تراشند تا مردم فقیر و غافل را مبهوت و حیران  طلا و نقره  کاریهای تالارها  و قصرهای  عظیم مردگان نمایند .

 اگر در میان مسلمانان هم کسی چنین معتقد شود که در کنار دستگاه سلطنت پروردگار, جایگاه  دیگری هم وجود دارد و می توان از طریق  آن دست به کار شد تا به فلاح و رستگاری رسید ، چیزی جز شرک نخواهد بود. و اگر کسی گمان کند که تحصیل رضا و خشنودی خدای متعال راهی دارد و تحصیل رضا و خشنودی مثل  حسین فرزند علی ؛ راهی دیگر دارد و هر یک از این دو ممکن است سعادت انسان را تامین کند دچار گمراهی بزرگی شده است. در این پندار غلط چنین گفته میشود که خدا با چیزهایی راضی می شود و حسین ؛ با چیزهایی دیگر!!  خدا با انجام دادن واجباتی که در قران به آنها تاکید شده  مانند نماز, روزه, حج, جهاد, زکات, راستی, درستی, خدمت به خلق, نیکی کردن به پدر و مادر , امر به معروف و نهی از منکر  و امثال اینها و با ترک گناهان از قبیل شرک و تعبد غیر خدا ، دروغ, ظلم, غیبت, شرابخواری و زنا راضی می گردد, ولی رضای حسین  در این است که بیشتر چاپلوسی و تملق اش نمائیم و یا  برای فرزند جوانش علی اکبر ؛ گریه و زاری براه بیاندازیم  و یا لااقل خود را به گریه بزنیم ! یا اینکه خشنودی  حسین را در این بدانیم که سگ قلاده پوش  رقیه خطاب شویم ! در نزد اینان  حساب حسین از حساب خدا جداست. به دنبال این تقسیم چنین نتیجه گرفته میشود که تحصیل رضای خدا دشوار است, زیرا باید کارهای زیادی را انجام داد تا او راضی گردد, ولی تحصیل خشنودی حسین ؛ آسان است, فقط گریه کردن وسینه زدن و قمه و زنجیر زدن و زمانی که خشنودی حسین ؛ حاصل گردد او دیگر در دستگاه خدا نفوذ بسیار  دارد و با شفاعت کارهای ما  را ردیف می کند. حساب نماز و روزه و حج و جهاد و انفاق فی سبیل الله که انجام داده ایم و یا نداده ایم همه تصفیه میشود و گناهان هر چه باشد با یک فوت از بین می رود!

 چنین تصوری از شفاعت نه تنها باطل و نادرست است بلکه شرک در ربوبیت به شمار آمده و نیز به حسین ؛ که بزرگترین افتخارش عبودیت و بندگی خدا بود بدینگونه  اهانت میشود. همچنانکه پدر بزرگوارش هم  از این  نسبتهایی که غلو کنندگان و چاپلوسان و ریا کاران به او می دهند ، به کلی  مبرا و منزه و پاک است . علی و حسین ؛ کشته نشدند  برای آنکه  ـ العیاذ بالله ـ دستگاهی در مقابل دستگاه خدا و  شریعت اسلام  به وجود آورند تا راه فراری از قانون خدا شود ،   در واقع شهادت آنها  برای این نبوده که برنامه عملی اسلام و قوانین قرآن را ضعیف سازند, برعکس آنها  برای اقامه احکام قران از جمله  نهی  از منکر و دعوت به معروف  از زندگی خود چشم پوشیدند  و به شهادت تن دادند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/22ساعت 23:51  توسط زد ایکس  |