|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ آيا کسي كه خدا سينه اش را براي اسلام (تسليم خدا بودن) گشوده و بر نور هدايت الهي است با سنگدلان مساوي است؟ واي بر كساني كه بعلت سنگدلي خدا را ياد نميكنند. چنين افرادي در گمراهي آشكاري هستند. مسلمان واقعی به هيچ مذهبي پايبند نيست و روشنتر بگويم که او يك لامذهب تمام عيار هست. او به مدد و راهنمايي خداوند عظیم از طریق نور قرآن دريافته است كه بنیان گزار تمامي مذاهب كسي جز شيطان رجیم نيست و از اين رو هيچ يك ازاین مذاهب ساختگی را مرتبط با دین الهی نمی داند او به این خاطر که یقین حاصل کرده که احدي از پيامبران برای تبليغ اين مذاهب و فرقه ها جعلی مبعوث نگردیده حاضر به پذیرش هیچ نامی غیر از اسم مبارک مسلمانی نیست .همانگونه كه در قرآن شریف به کرات اشاره گردیده ؛ دين مورد پسند خدا اسلام است" و همه انبياء الهي مأمور بوده اند كه فقط دين اسلام را تبليغ كنند و مردم را از هر آنچه نام فرقه و مذهب به خود گرفته است برحذر دارند. إن الدين عند الله الإسلم وما اختلف الذين أوتوا الكتب إلا من بعد ما جاءهم العلم بغيا بينهم ومن يكفر بءايت الله فإن الله سريع الحساب(19/آل عِمران) دين نزد خدا اسلام (فقط تسليم حكم و نظر خدا بودن) است. كساني كه به آنها كتاب الهي داده شد، پس از اينكه علم براي آنها حاصل شد از روي حسادت دچاراختلاف شدند. كسي كه منكر آيات خدا شود بداند كه خدا حسابرس سريعي است. بايد خاطر نشان كرد كه اسلام و اصولاً هر اسم ديگري فقط و فقط يك اسم مي باشد و پر واضح است كه مسلمان به هيچ وجه به اسم و نام نيست. اگر اينگونه بود هركس نام خود را مسلمان مي نهاد رستگار مي شد. این به مثل آن است که همه ايرانيها نام فرزندان ذكور خود را رستم بگذارند به این خیال آن که ديگر هيچ كشوري جرات تعرض به اين آب و خاك را نداشته باشد ! در واقع نام مسلمانی انسان را ملزم می سازد که قوانینی را که از جانب رب و اربابش به او رسیده رعایت کند و دین اسلام يعني مطيع شدن ، يعني تسليم شدن در برابريك و فقط يك رب و اله به نام الله . اذ قال له ربه اسلم قال اسلمت لرب العالمين (131) در آن هنگام كه پروردگارش به او گفت: اسلام بياور! (و در برابر حق، تسليم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذيرفت; و) گفت: «در برابر پروردگار جهانيان، تسليم شدم.» دين اسلام ؛ دين تسليم است. دين اسلام ؛ دين تسليم است. ا فغير دين الله يبغون و له اسلم من في السماوات و الارض طوعا و كرها و اليه يرجعون (83) آيا آنها غير از آيين خدا مىطلبند؟! آيين او همين اسلام است و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابر (فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مىشوند. در تضاد کلمات مقدسی مثل اسلام و مسلمان ، واژه های ملعونی قرار می گیرند که به شرک و مشرک در بین همگان معروف گردیده اند با تعریفی که قبل از این از واژه مسلمانی داشتیم به راحتی قابل تشخیص است که مشرک کسی ست که احکام و دستورات دینی خود را از منابعی که به خداوند تعلق ندارند استخراج می کند منتها ما می دانیم که طبق صریح آیات قران مشركين خود می دانستند که خالق و رازق آنها و کل جهان هستی کسی جز خدا نیست . وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَـ'وَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ اگر از آنان بپرسي: چه كسي آسمانها و زمين را آفريده و خورشيد و ماه را مسخّر نموده، به تحقيق خواهند گفت: خدا وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ اگر از آنان بپرسي: چه كسي از آسمان آب را ميباراند و زمين را به وسيلة آن بعد از مردنش زنده ميگرداند؟ قطعاً خواهند گفت: خدا وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ اگر از آنان بپرسي: چه كسي آنها را آفريده، قطعاً ميگويند: خدا ولی سبب آنکه آنان به وجود این همه تاکید به قدرتهای ذاتی خداوند باز هم مشرک و گناه کار نامیده شدند این غفلت بزرگ بود که آنان از شخصیتهای تاريخي شان چیزی فراتر از آنچه که باید می بودند انتظار داشتند به این بهانه در حق آنان غلو می کردند و با بزرگ نمایی از آنان ، صفاتی را برای شان تصور می کردند که تعلقی به یک انسان خاکی نداشت آنها نمادها و مجسمه هایی ساخته بودند تا كه يادگار عینی گذشتگانی شوند که اکنون در نزدشان مبدل به الهه هایی شده بودند به همین خاطر هر وقت قصد عبادت ميكردند ، بوسیله آن مجسمه ها شخصیتهای مقدس خود را شفيع و واسط نزد خدا قرار میدادند و به اين طريق آنان را میخواندند. ألا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله بدانيد كه دين خالص براي خدا است و كساني كه اوليائي غير از خدا براي خود گرفتهاند ميگويند ما اينها را فقط براي اين عبادت ميكنيم كه ما را به خدا نزديك كنند در واقع آن اجسام بی جان نمایندگان ارواحی محسوب می شدند که مشرکین تصور می کردند در جایی از آسمان صدای راز و نیاز آنان را می شنود و به آن ترتیب اثر می دهد منتها کار مهمی که آنها با این الهه ها می داشتند تنها منحصر به استعانت خواهی از آنان نبود ، بلکه صدور احکام و مقرراتی بود که به واسطه احادیثی که به آن الهه ها منتسب می گردید در دین و شریعت خود رخنه می دادند این مهمترین دلیلی بود که قران آنان را از جرگه موحد ین و مسلمانان خارج و در دایره شرک و مشرکین وارد نمود و بدین خاطر بود که آنان بدعت های بسیاری را با اقتباس از اینگونه احادیث و نقل قولهای دروغین به مقدسی نشان منتسب می کردند و مشغول به وضع و ترویج قوانین من در آوردی در بین خود می شدند مانند آن حکمی که آنها به واسطه آن فرزندان خود را به قتل می رساندند وكذلك زين لكثير من المشركين قتل أولدهم شركاؤهم ليردوهم وليلبسوا عليهم دينهم ولو شاء الله ما فعلوه فذرهم وما يفترون(137/الاَنعام) بدين ترتيب شريكان آنها (شريكاني كه براي خدا ساختند) كشتن فرزندانشان را براي عده زيادي از مشركين زينت دادند تا آنها را هلاك كرده و دينشان را بر آنها مشتبه كنند. اگر خدا ميخواست چنين كاري نميكردند. آنها و دروغهائي را كه بهم ميبافند، بحال خود بگذار. اگر ما ادعای مسلمانی داریم پس نباید هرگز غیر خدا را در هیچ کدام از اصولی که در عهد ( ایاک نعبد و ایاک نستعین ) خود را به آن ملزم ساخته ایم دخیل نمائیم و هرگز اجازه ندهیم تمایلات مذهبی ما را وادار سازد که برای این الزام اتی که برای خود در میثاق فوق قائل شده ایم استثنائی بتراشیم . اساس اسلام بر پایه تعبد و فرمانبرداری خالصانه از پروردگار مان بنا گردیده است و اگر ما هم می خواهیم از شرک دوری کنیم و مطابق با قوانین روح بخش اسلام عمل نمائیم باید تنها مطیع اوامری شویم که یقین داریم از جانب خداوند برای سعادت و خوشبختی ما نازل گردیده است و اصالت منبع آن تعلقّی به غیر خدا ندارد و مطمئنا به جز کتاب نورانی و مبین قران هیچ منبعی نمی تواند این یقین را برای ما به همراه بیاورد .
|
|||||
|
|||||