تبليغاتX
*** ( تعبد )*** - قصه گوی آسمانی .
دعوت به قرآن

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ

 ما بهترين سرگذشتها را از طريق اين قرآن -که به تو وحى کرديم- بر تو بازگو مى‏کنيم؛ و مسلّماً پيش از اين، از آن خبر نداشتى!

هدف داستانهاى قرآن سرگرم كردن و تنها  لذت بردن نيست. بلكه قصص  قرآن كاربردى و داراى اهداف بسيار متعالى ست  حتى داستانهاى فردى و خانوادگى آن که در جهت رشد انديشه ها و سمت و سو  دادن به زندگى ها مى باشد. یکی از این اهداف عبرت گيرى از اتفاقیست که بر احوال گذشتگان روی داده است .لقد كان فى قصصهم عبرة لاولى الا لباب (يوسف\۱۱۱) "عبر" به معناى گذشتن از حالى به حال ديگر و رسيدن غير محسوس به وسيله معرفت به محسوس مى باشد كه با نگاه دقيق در گذشته ها بدست مى آيد. قرآن در داستانهايش به گذشته مى رود و الگوهاى مورد نظر خود را انتخاب كرده، آنگاه از حصار تاريخ بيرون مى آيد و آنرا با حال و آينده ارتباط مى دهد. بيشتر داستان هاى تاريخى قرآن سرگذشت زندگى پيامبران و صالحین است نه دربار شاهان و حاکمان  و جنگهاى بى حاصل آنان. قرآن در نقل تاريخ به زندگى اجتماعى هم پرداخته مانند سيرتاريخى بنى اسرائيل از آمدن به مصر در  زمان فرعون ، رسالت موسى و نجات آن قوم و  زندگى و لجبازى آنان در فلسطين. مانند داستان طالوت و همچنین به زندگى فردى توجه نموده  مانند زندگانى سخت ايوب و دورى فرزند از پدر در داستان يوسف و قارون و صاحب دوباغ

 داستانهاى پيامبران هم پايان خوش دارد ( براى مؤمنين) و هم پايان سخت و دردناك (براى كافران) بيان كفار و مشركين و بعد بيان شرح عذابهاى امتهاى گذشته در  داستان تكذيب و عذاب قوم نوح و عاد و ثمود و لوط و فرعون نمونه های آن می باشد ، بيان انذار در وسط داستان شعيب در سوره هود.( هود\۸۹)اشاره به سرانجام مشركان در پايان داستان قوم نوح (اعراف\۶۴)بيان سنتهاى الهى در طول تاريخ «ان الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم»(رعد۱۱) و در مورد قوم سبا برخورداری  از نعمتها اما چون ناسپاسى كردند خداوند نعمتها و آبادى را از آنها گرفت و قوم يونس هنگام آمدن عذاب خداوند توبه كردند و خداوند عذاب را از آنها برگرداند.

 از آنجا كه پيامبر اسلام و مسلمانان بويژه در مكه زير فشارهاى گوناگون بودند. قرآن باروایت  داستان پيامبران و امتهاى گذشته و سرانجام و پيروزى آنها ، پيامبر و مومنین را اطمينان قلب مى داد و مسلمانان را اميدوار مى كرد.(هود\۱۲۰) (شعرا /۶۶،۶۵)البته در مواردى هم به تقويت روحيه فردى و زندگى خانوادگى مى پردازد مانند بيان فرزند نداشتن ذكريا تا دوران پيرى و بيمارى وفقر ايوب و آوارگى و تنهايى موسى و سپس صاحب همسر و شغل شدن در مدين و فراق فرزند در زندگى يعقوب .داستان هاى  قرآن بيانگر اين نكته هم هستند كه همگى پيامبران يك دين را تبليغ مى كردند و به همين جهت در سوره اعراف از زبان پيامبرانى چون نوح و هود و صالح و شعيب يك پيام را نقل مى كند.(اعراف\۵۹) و دشمن پيامبران را به يك توصيف مى آورد (آيات۱۲۷،۱۰۹،۸۸،۷۵،۶۶،۶۰سوره اعراف ) كه در طول تاريخ جبهه حق و باطل هميشه مقابل يكديگر بوده اند و تنها شيوه های تقابل  تفاوت داشته است و پيروزى نهايى همیشه  با حق است. (مجادله\۲۱)

 روشهاى تبليغى پيامبران بر اساس فطرت انسانها بوده و قابل استفاده در طول تاريخ است.صبر نوح و دعوت آشكار و عمومى او (۳۵\نحل)  تیلیغ  بر اساس برهان آشكار(۲۵\حديد) وروش نفى و اثبات در سوره نوح و يادآورى نعمت و عذاب خداوند از جمله آنها مى باشد.بيان داستانهايى كه ديگران خبر نداشتند و خداوند به عنوان معجزه و غیب  نقل كرده است مانند داستان اصحاب كهف و مريم (۴۴\آل عمران)، (يوسف\۱۰۲) در تاریخ برگرفته از قران به   قدرت و اراده برتر خداوند نیز اشاره شده مانند  تولد و رشد و نجات و رسالت موسى و نجات بنى اسرائيل از دست  فرعونيان (قصص\۵) و بيان نعمتهاى خداوند بربندگانش ، و نجات قوم يونس از عذاب الهى ، عطاى فرزند به ابراهيم و زكريا درسن پيرى.

خداوند در لابه لاى آيات مربوط به طرح قصه، اهداف قصه را ذكر نموده است (تلك من انباء الغيب نوحيها اليك ما كنت تعلمها انت و لا قومك من قبل هذا فا صبر ان العاقبه للمتقين (آيه۴۹ سوره هود) قبل از پيدايش اسلام امتهاى بسيارى در تاريخ پديد آمدند  و برخى از آنها از صفحه روزگار محو گشته بودند، چنانكه حتى اثرى هم از آنها بر جاى نمانده است . اين امتها معمولا همان اقوامى بودند كه در داستانهاى قرآنى به نابودى آنها در عذاب الهى اشاره شده است  در قرآن اقوامى از اين گروه چون عاد و ثمود ذكر شده و سرنوشت آنها بيان گرديده است. با توجه به اين ويژگى در امتهاى فراموش شده ( نابودى و هلاكت آنها در اثر فساد و تباهى) سرگذشت آنها براى بشر بسيار سازنده و آموزنده است. روشن است كه از بين رفتن آثار اين اقوام دشواريهاى بسيارى در نماياندن سرگذشت آنان مى افكند و دست راویان جاعل تاریخ در زمینه تحریف تاریخ را باز می سازد و راهى جز وحى كه متكى بر آگاهى از غيب و علم خداوندى استوار است نمى تواند واقعيت و حقيقت سرنوشت اقدام محو شده را بيان كند. خداوند از راه قصه ها اين حقايق را در اختيار بشر نهاده تا او از منابع سرشار سود ببرد. چنانكه مى فرمايد اينها اخبار قريه هايى است كه براى تو حكايت مى كنيم، قريه هايى كه بعضى هنوز برپايند و بعضى ويران( هود\۱۰۰)و يا در آيه ديگر آمده است" با اين قرآن كه به تو وحى كرده ايم بهترين داستان را برايت حكايت مى كنيم كه تو پيش از اين از بى خبران بوده اى (يوسف\۳)و در موردى ديگر مى فرمايد: اينها از خبرهاى غيب است كه بر تو وحى مى كنيم، پيش از اين نه تو آنها را مى دانستى و نه قوم تو... (هود\۴۹)

 به هر تقدير خداوند در قصه هاى قرآنى منبع ارزشمند و مهمى را براى تفكر و عبرت گيرى انسان ها  از طریق بيان حقايق نهفته ی تاريخ پديد آورده است.در همیشه مسیر عبور تاریخ ، از گذشته تا حال   اینگونه بوده که افسانه پردازان ، روایات تاريخی را آشفته ساخته و در جهت اغراض و پیشبرد باورهای  مذهب خود حقايق را با دروغها و اباطيل فرقه شان  آميخته می نمایند   اين تحريفها به آن حدى می رسید  كه به درون متون مذهبى و دینی هم جای می گرفت  و واقعیات را به گونه ای دیگر به مردم تحویل می داد  . با توجه به نقش ويرانگر اين تحريفها ،  قرآن براى اصلاح وزدودن آثار سوء آنها به بيان تاريخ واقعى و سرگذشت راستين افراد و اقوام گذشته در قالب قصه و روایت پرداخته است از اين رو در همان هنگام نزول اين حركت قرآنى واكنشهايى بسیار تندی از سوی منفعت طلبان مذهبی به دنبال داشت.برخى از ملایان و رهبان  (از عوامل اصلى تحريف تاريخ بشر) قرآن را به افسانه بافى و نقل اساطير متهم میكردند و به این بهانه  با او به دشمنی پرداختند چون آنچه که قران در مورد گذشتگان می گفت با ان چیزی که آنها از تاریخ تحریف کرده بودند همخوانی و مطابقتی نداشت . در آن هنگامی که قران حقیقت را فاش ساخت یهود و نصارا روایت قصه های تمدنهاى اوليه داستان آفرينش ، از خلقت آدم تا توفان نوح و برخى حوادث ديگر را به افسانه هاى شرك آلوده مبدل گشته بودند.پس از پيدايش دين يهود و گذشت زمان اين افسانه ها  و اساطير به درون عقاید بنی اسرائیل  نيز كشيده شد تا آنجا كه اثر مستقيم آنها در باورهای آنان  باز تاب يافت. بطوريكه قرآن در آيه77 سوره مائده می فرماید (قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ.) همين تحريفها در دوران بعد انجيل و آيين مسيح را نيز متأثر ساخت و كار را به آنجا كشيد كه مسیحیان داستان هايى غير واقع و پيرابه هايى ناحق به پیامبرانشان نسبت دادند .(  يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ) نساء 171

 قرآن در برابر اين تحريفها مى ايستد و با نقل درست وقايع حق و قصه هاى واقعى و صادق به تهذيب و اصلاح آنها مى پردازد. قصه حقيقى آفرينش، خلقت آدم ، توفان نوح ، سرگذشت ابراهيم، موسى، يعقوب، يوسف، زكريا، يحيى، و عيسى در این کتاب شریف  نقل مى شود تا آنچه که به ناحق و غير واقع در کتب  مذهبی راه  يافته  اصلاح کند  از تهمتهای دروغینی که   به گذشتگان نسبت می دادند  تا اله هایی که از نام صالحین ساخته بودند   همه این اوهام به  اراده خداوند در وسیله ای به نام قران نقش بر آب شد و نابود شد  . اين جاست كه قرآن در پى نقل قصص هدف بزرگ زدودن تحريفهاى مذهبیون از تاريخ را تحقق مى بخشد.اله و بت تراشی از راه دگرگونی و تحریف  تاریخ  از هنگام تاسیس نخستين تمدنهای بشری  متداول بوده  و در عصر نزول وحى و بعد از آن نيز در ابعاد وسيع و گسترده اى مشاهده مى شود . در تمدنهاى گذشته و همچنین حال این اسطوره سازی از طریق غلو و بزرگنمایی در حق گذشتگان تاریخی وجود داشته و  با عقاید  جوامع  درآميخته و حاصلش خرافاتی می گشته    که  در  آداب و رسوم اصحاب مذاهب  بسیار دیده شده است   .  این اکاذیب تاریخی نقش بسيار ويرانگرى در افكار . اعتقادات و باورهاى مردم داشته و دارند به همین جهت  قرآن به مبارزه با اين ريشه هاى شرك آلود می پردازد  و آن ها را با قاطعيت نفى می کند  قرآن در اين رويارويى ضمن نكوهش راويان دروغین  تاریخ  به نقل حقايق تاريخى و واقعيات آنچه بر گذشتگان روی داده در قالب قصه و داستان  می پردازد   تا  ريشه بسیاری از اين افسانه سازى ها ، بافته های  اساطيری  و الهه های دروغین  را به کلی بسوزاند .

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 18:42  توسط زد ایکس  |