|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ صبر داشته باش چون وعده خدا درست است و براي گناهت طلب آمرزش كن و شب و صبح با ستايش، خداوندت را به بزرگي ياد كن. عصمت اسم مصدر از «عصم» است و عصم با معناى منع كردن و بازداشتن است معناى اصطلاحى عصمت نيرويى است كه از وقوع خطا و از ارتكاب گناه باز مىدارد، اعتقاد به دارا بودن همچین نیروی در بعضی از انسانها ریشه بسیاری از اختلافات وانحرافات فکری وعملی را بوجود آورده است . برخی از اصحاب مذاهب انبیاء را معصوم می دانند من جمله این پیامبران ، رسول اکرم وتعداد محدودی از خانواده ایشان را که (مجموعا چهارده نفر ) می باشند آنها مدعی شده اند اینها مبری از گناه و خطا هستند و توانائی انجام گناه را ندارند ! پس به همین خاطر اطاعت بی چون و چرای از آنان را واجب می دانند و سخن و حدیث منتسب به آنان را همچون آیات قران کاملا صحیح و مطلق به حساب می آورند و در مقابل آنها موضع تعبدی می گیرند !. حال باید ببینیم که این عقیده از نظر عقل وکتاب چگونه می باشد ، انسان ذاتا موجودی مختار آفریده شده وافعالی از او سر می زند که می تواند گناه ویا ثواب باشد.اگر انسانی توانائی انجام گناه را نداشته باشد جزا وپاداشی در انتظار او نخواهد بود وانسانی که ذاتا معصوم است با اشیاء و اجسامی که آنها نیز ذاتا معصوم اند وتوانائی انجام گناه را ندارند فرقی نمی کند ..مسلما تمامی مسلمانان ، رسول اکرم را انسانی برگزیده و صالح می دانند پس اگر خدا به پیامبر عصمتی را که ملایان ادعای آن را می کنند اعطا نکرده باشد پس منطقا می توان گفت که فرزندان او نیز معصوم نیستند. به آیاتی چند در این مورد اشاره می کنیم . " لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه" یعنی بدرستی که رسول خدا الگوئی نیکو برای شماست " بارزترین ویژ گی یک اسوه این است که او درنوع خلقت با دیگر همنوعان تفاوت مبنایی و اساسی نداشته باشد . ما نمی توانیم نابینائی را دراخلاق نگاه نکردن به نا محرم الگوی خود قرار دهیم وبگوییم چون این نا بینا به نامحرم نگاه نمی کند پس من هم نگاه نمی کنم ! در واقع نابینا چون نمی تواند به نامحرم نگاه کند این کار را نمی کند چه بسا اگر بینا بود نگاه هم می کرد! پس پیامبر ما منطقا و عقلا نمی تواند معصوم باشد چرا که در عین حال باید اسوه حسنه ایی برای همنوعان خود هم باشد . اما آیاتی که نشان دهنده معصوم نبودن پیامبر می باشند فراوانند من جمله آیات اول تا چهار سوره عبس . عبس وتولی .ان جاءه الاعمی .وما یدریک لعله یزکی .او یذکر فتنفعه الذکری.. عبوس شد ورویش را بر گردانید هنگامی که نابینائی بر او وارد شد از کجا می دانست شاید(آن نابینا) می خواست تز کیه شود... این آیات در مورد کیست؟! چه کسی رویش را بر گردانده بود ؟ هیچکس جز پیامبر ! داستان از این قرار است که پیامبر در حال سخن گفتن و راهنمایی مردم بود ناگهان نابینائی وارد می شود و سراغ پیامبر را می گیرد ولی پیامبر رویش را از او بر می گرداند. خداوند این رفتار رسول را به او تذکر می دهد. باریتعالی در ایه اول سوره تحریم می فرماید: "ای پیامبر چرا چیزی را که خداوند برایت حلال کرده، در بدست آوردن خشنودی همسرانت، بر خود حرام می داری؟" از نشانه های عصمت قران است که در آن حتی انتقادات خداوند نسبت به پیامبر خویش را هم درج نموده است ، .پیامبر خدا امری را که برایش جایز بود بخاطر زنانش بر خود حرام کرد ، از این جهت پیک وحی اشتباه او را یاد آوری کرد تا محمد به توبه و استغفار و اصلاح امر خود دست بزند . در قرآن کریم "ذنب" بمعنی گناه و وقتی که گفته می شود" لذنبک" منظور گناه کسی است که مورد خطاب قرار گرفته است ، چنانکه آیه 19 سوره محمد می فرماید: "فاعلم انه لا اله الا الله و استغفر لذنبک و للمومنین و المومنات" یعنی "پس بدان که جز خدا معبودی نیست و برای گناه خودت و گناه مردان و زنان مومن آمرزش بخواه" همچنین در این آیه " اذا جاء نصر الله والفتح .ورایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا .فسبح بحمد ربک واستغفره انه کان توابا " این آیات را مسلما بسیار دیده وخوانده اید به راستی خدا در این آیات چه کسی را مخاطب قرار داده؟ از چه کسی می خواهد که استغفار کند ؟ از پیامبر؟! اگر پیامبر معصوم است دیگر استغفار چرا ؟ ای پیامبر توبه کن ! مگر پیامبر چه کرده ؟! البته برخی معتقدند که پیامبر مادرزاد معصوم وهدایت شده بدنیا آمده ! درصورتیکه خداوند در سوره ضحی این فرضیه را کاملا رد نموده ومی فرماید: الم یجدک یتیما فآو.ووجدک ضالا فهدی ( 6 و 7 الضحی) آیا یتیمت نیافت وماوایت داد. وگمراهت یافت وهدایتت کرد.. گرچه متعصبین وقتی به این آیه می رسند اینگونه تفسیر می کنند که منظور از " ضالا فهدی " یعنی اینکه پیامبر در کودکی در کوچه های مکه گم شده بود وخدا خانه را به او نشان داده!! گرچه این استدلال بسیار کودکانه وخنده آور است زیرا که هر کودکی ممکن است در بچگی گم شود واین مسئله چندان مهم نبوده که خداوند بر سر پیامبر خود منت گذارده ودر قرآن بیان کند ، ولی اگر "ضالا" را گم شدن در کودکی بگیریم آن وقت است که باید در ترجمه آیه آخر سوره حمد بگویم ( ولا الضالین ) یعنی خدایا ما را از کسانیکه در کودکی در کوچه ها گم شده اند قرار نده !! در اینجا ممکن است سئوال شود چرا خداوند متعال انسان و یا موجودی معصوم وعاری از اشتباه را برای پیامبری خود نفرستاده.است ؟ در جواب باید گفت که یک فرستاده خدا باید دو شرط مهم واساسی داشته باشد.اول اینکه بین او وافرادی که قرار است ازابلاغ او پیروی کنند سنخیتی وجود داشته باشد. قرآن کریم در چندین آیه به این نکته ظریف اشاره دارد.مثلا در آیه 94 سوره اسراء میفرماید که کافران اعتراض داشتند چرا خداوند بشری را به پیامبری مبعوث فرموده ؟ در آیه بعد به این اعتراض پاسخ می دهد که اگر فرشتگان برروی زمین زندگی می کردند ونیازمند هدایت بودند آنوقت او برایشان فرشته ای به پیامبری می فرستاد.ولی اکنون که انسانها روی زمین زندگی می کنند لاجرم پیامبر آنان نیز باید همجنس آنان باشد. به همین طریق اگر خداوند پیامبری می فرستاد که علیرغم انسان بودن فطرتا مصون ومبرا از هرنوع خطا واشتباه بود نه فقط این امر باعث تقویت احتمال تبعیت از آن پیامبر نمی شد بلکه در این حالت کافران وفاسقان ادعا می کردند که اگر این پیامبر فرد صالح ومتقی است بدلیل اینست که امکان اشتباه ندارد واگر او هم مانند افراد عادی دارای امکان خطا می بود او هم خطا می کرد وبه این ترتیب اصل تبعیت والگو بودن آن پیامبر را زیر سئوال می بردند. قران به معدودی از گناهان و اشتباهات پیامبران اشاره نموده است من جمله از گناهان آدم ، موسی ، یونس ، نوح ، داوود ، سلیمان سخن به میان آورده و این ذکر آسمانی برای آن است که چون مردم عادی خواه ناخواه اشتباهات وگناهانی در طول زندگیشان مرتکب می شوند پس نیاز به یک الگویی از جنس خودشان دارند تا بدانند که چگونه باید با اشتباهاتشان برخورد نمایند. آیا خطاهای پیامبران ونحوه برخوردشان باآنها نمی تواند پاسخگوی این نیاز باشد؟؟ نگاه دقیق به قرآن کریم نشان می دهد که پیامبران بزرگوار الهی در استغفار طلبی از خداوند متعال پیشاهنگ و سرمشق ملت خود و دیگران بوده اند . در .سوره هود آیات 45و46 در مورد در خواست نوح برای آمرزش پسرش که عرض کرد :پروردگارا براستی پسر من از اهل من است وبدرستیکه وعده تو حق است وتوبهترین حکم کنندگانی.ولی خداوند فرمود:ای نوح براستی که او از اهل تونیست زیرا اوعمل ناصالح است ، پس آنچه را که برای تو علمی به آن نیست از من سئوال مکن براستی که من تورا پند می دهم تا مبادا از جاهلین باشی ، ودر آیه بعد نوح از باب استغفار می گوید ؛ پروردگارا اگر مرا نیامرزی ورحم نکنی از زیانکاران می باشم!! خطای موسی پس از گرفتن وحی و بازگشت از کوه به میان قوم خود، آنها را مشرک یافت و به تصور این که مبادا برادرش هارون کوتاهی کرده باشد، به اعتراض سر و ریش او را کشید که چرا کوتاهی کردی؟ هارون جواب داد: من در غیاب تو مردم را به توحید دعوت کردم و آنها را از شرک باز می داشتم تا جایی که نزدیک بود مرا بکشند.چون خشم موسی فرو نشست به اشتباه خویش پی برد و از خداوند برای خود طلب مغفرت نمود.(سوره طه، آیه 94) یا در سوره ص آیه 24 قضاوت عجولانه داوود میان دو برادر متخاصم که بعد از پی بردن به اشتباهش از پروردگارش آمرزش خواست " فاستغفرربه وخر راکعا واناب." آدم با نهی الهی که فرمود: "وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمين؛ ولى نزديك اين درخت نشويد كه از ظالمان خواهيد شد." سوره ی بقره آیه ی 35، مخالفت کرد و مخالفت با نهی مؤکد، موجب گناه است و با عصمت سازگار نیست"وباز در همین سوره ص آیات 30 الی 33 که در مورد قضا شدن نماز سلیمان است .اما افسوس که تحمیل متعصبانه نظریه عصمت انبیاء براین آیات در ترجمه های رایج در کشورمان عملا پیام اصلی این آیات را از بین برده است.مثلا در مورد قضا شدن نماز سلیمان آقایان کلمه "ردوها" در آیه 33سوره ص (رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ ) را به فرمان باز گرداندن خورشید ترجمه کرده اند تا بگویند که علیرغم مشغول شدن سلیمان به غیر خدا ولی با بازگشت خورشید او توانست نماز عصر را پس از قضا شدن سر وقت بخواند!! حال اگر یک جوان مسلمان امروزی بپرسد من که نمی توانم خورشید را باز گردانم پس اگر درادای فریضه نماز کوتاهی کردم ونمازم قضا شد چه باید بکنم؟! البته اینگونه خرافات را برای ائمه خود هم نوشته اند که روزی علی نماز عصرش قضا شد وخداوند خورشید را برای خاطر او برگرداند تا او نماز عصرش را بخواند! در صورتیکه راوی جعال وکذاب نمی دانست که خورشید در حرکت نیست که بر گردد بلکه این زمین است که به دور خود می چرخد ! واگر بنای بازگشتی هم بود باید زمین به طور برعکس می چرخید!!! به هرحال ما باید افکار وعقایدمان را با قرآن تطبیق دهیم وقرآن را اصل بدانیم وسعی نکنیم که عقاید باطل خود را بر قرآن تحمیل نماییم! علمای فرقه ای می گویند که اگر ما نتوانیم عصمت پیامبران را ثابت کنیم، اعتمادمان نسبت به آنها کم می شود زیرا ممکن است در وحی الهی هم دخل و تصرفی کرده باشند" و چون چنین افکاری را الگوی ذهنی خود قرار داده اند آن لغزشهایی را که قرآن کریم از انبیاء مطرح می کند را به انحای گوناگون تاویل کرده و معنای دیگری از آن آیات استخراج می کنند . بدین ترتیب به جای اصلاح افکار خویش و انطباق آن با کتاب خدا افکار بشری خود را به قران تحمیل می کنند . شکی نیست که پیامبران در ابلاغ وحی الهی معصوم بوده اند و نمی توانستند تغییری در آیات خداوند صورت دهند، چنانکه در قرآن در سوره جن، آیه 27 و 28 می خوانیم: " (و برای ان رسول) از پیش رو و پشت سر(خداوند) نگهبانانی (از قوای ملکوتی) قرار داده است تا بداند که آنها رسالات پروردگارشان را ابلاغ کرده اند و خداوند به آنچه نزد رسولان است احاطه کامل دارد و حساب هر چیز در اختیار اوست" این آیه دقیقا نشان می دهد که پیامبران در گرفتن وحی و رساندن آن به مردم معصوم بوده اند چنانکه در مورد عیسی در سوره بقره آیه 253 می فرماید: "ما او را (در رسالت خود) با روح پاک و مقدسی تائید و(تقویت) کردیم" اما سوال اصلی این است که آیا پیامبران خارج از حوزه وحی الهی مرتکب اشتباه و لغزش هم می شدند ؟ باید عرض کرد که بنا به دلایلی که تنها بخشی از آن در مقاله فوق آورده شده پاسخی که می توان از قران استنباط کرد مطمئنا " آری " ست . _____________________________ ویرایشی از مقاله عصمت منبع وبلاگ مناظره |
|||||
|
|||||