|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بسم الله الرحمن الرحيم يأيها الذين ءامنوا لا تحرموا طيبت ما أحل الله لكم ولا تعتدوا إن الله لا يحب المعتدين اي افراد باايمان، چيزهاي پاكي را كه خدا براي شما حلال كرده حرام نكنيد و از حكم خدا تجاوز ننمائيد، چون خدا افراد متجاوز را دوست ندارد. بر خلاف تصور و خیال بسیاری ، اعم از گروههای سلفی از جماعت اهل سنت و اکثر توبه کنندگانی که از فرقه شیعه روی گردان شده اند و قصد اصلاح عقاید گذشته خود را دارند ، پرستش مردگان تنها به مفهوم راز و نياز با آنها و يا حمد و ستايش و درخواست حاجت و استعانت ( نستعین ) از ایشان و زیارت ضریح و قبر آنها نمي باشد. در معرفت قرانی پرستش مردگان يعني اطاعت مطلق ( تعبد ) از اوامرو نواهی مردگانی ست كه ازطریق احادیث و روایات و سخنانی که دیگران به آنها منتسب نموده اند به سخن در می آیند و همانا این منابع مجهول و بی هویت هستند که مشخص کننده سنت های آنان و پیروان شان می باشند .آیه 21 سوره شوری هم تعیین می کند که اله های مشرکین در حقیقت تنها مجسمه هایی صامت و بی هویت شناخته نمی شدند و بسیاری از این بتها نمایندگی افرادی را داشتند که در گذشته های دور می زیستند ، انسانهایی که در حق آنان آنچنان غلو و بزرگنمائی شده بود که حکم آنان بلادرنگ حکم خدا و راه و روش زندگی آنان ، بی چون و چرا و کم و کاست سنت مورد تائید خداوند معرفی می گشت
أم لهم شركؤا شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به الله ولولا كلمة الفصل لقضي بينهم وإن الظلمين لهم عذاب أليم(21/الشورى) آنها از بتهايي پيروي ميکنند که براي آنها قوانين ديني مقرر ميکنند که هرگز از طرف خدا تاييد نشده است. اگر بخاطر تصميم از قبل گرفته شده، نبود، قضاوت در ميان آنها سريعا انجام گرفته بود. بدرستي که ستمکاران گرفتار عذابي دردناک شده اند. بحث ما در خصوص تعبد خدا و منابع و روش چگونگی انجام آن می باشد ، کتاب خدا منبع بی بدیل و غیر قابل انکاریست که همه مسلمین در اصالت آن متفق القولند و هیچ جای شک و شیهه ای در آسمانی و الهی بودن آن در بین امتهای اسلامی وجود ندارد منتها اصحاب مذاهب با روی آوردن به منابع غیر ، سخنان و فرامینی را به خداوند نسبت داده اند که از جانب پروردگار هیچ گونه پشنوانه و سندیتی برای تائید آن وجود ندارد و آن را به عنوان سنت نیاکان و صالحین در بین جامعه خود تبلیغ و نشر می دهند در واقع این همان منابعی هستند که بدون اذن و اجازه خدا برای آنان شریعتی تازه می سازد و به واسطه قبول آن حلال خدا را بر خود حرام می سازند و یا گروهی دیگر که همانا با استفاده از این شایعات در تزئین و تعظیم قبور مردگانشان چیزی کم نمی گذارند و یا اینکه به بهانه پیروی از سنت مردگان ، خون بی گناهان و مظلومان را به زمین می ریزند و یا عده ای دیگر را تشویق می کنند که قلاده بر گردن مشتي از حيوان پستتر بیاندازند تا در انظار همگان وانمود كنند كه سگهاي رقيه ، کودکی سه ساله هستند و آنها را مجبور به ضربه و زخمی نمودن بدن خود می نمایند .
أم تحسب أن أكثرهم يسمعون أو يعقلون إن هم إلا كالأنعم بل هم أضل سبيلا(44/الفرفان) آيا فكر مي كني اكثر آنها مي شنوند يا مي فهمند؟ آنها درست مانند حيوانات هستند؛ نه، آنها بسيار بدترند. اينجاست و برای دوری از اینگونه جهل و سقوط است كه خداوند در قرآن شريفش ما رادعوت مي كند كه فقط خداي وحده که اوامرش را در تنها کتاب محافظت شده اش یعنی (قرآن) جای داده و تحویل ما نموده را دنباله روي كنيم و مانند اقوام گذشته به دنبال اوهام و حرف و حدیث اين و آن ( پرستش مردگان ) نرويم ، چرا كه بعداً همين اوهام چهره حقيقت به خود گرفته و مانند زنگاري حقیقت كلام خداوند را مي پوشانند. آنگاه به جاي حكم خدا فرمان شيطان به اجرا در آمده و هدف شيطان كه همانا گوش ندادن به حرف خداست ، تحقق مي يابد . وقتی که ریسمان متحد کننده و همبستگی آور ( قران ) که خداوند آن را به ما معرفی نموده فراموش می گردد فرقه ها و تعصبات و اختلافات مذهبي بوجود می آید و در این احوال است که ارباب فرق و پيروان مسالك ، مبادرت به رقابت درتعصبات مذهبي می نمایند و هر کس خود را برتر از دیگری می بیند و بهشت را ملک اختصاصی و خصوصی خود و هم مسلکانس می پندارد ، قرآن نيز در اين عرصه تاخ و تاز جاعلان کذاب و فخر فروشان متکبر مهجور و متروک واقع می گردد و تنها جلد و پوست و صوت قاری آن ارزش پیدا می کند و بدینگونه است که فرقه پرستان تلاش می کنند تا افكار مذهب خود را به قران تحمیل نمایند . آنها روايات و شان نزولهای ساختگي و شایعات دروغین را براي تغییر و تلبیس در محتوای قرآن عرضه می دارند تا به این خاطر که آیات قرآن را هماهنگ و مطابق با مذهب ، عقاید و سنتهای موروثی خود نمی بینند سعی در تاويل آن ها بدینوسیله نمایند . آنگاه با تفاسیر بي اساس فقها و ملایان و مفتی ها و غلاة و ساير مروجين خرافه گرای مواجه می شویم که در جهت تاييد باوراهای جاهلانه و شرک آمیز خود تلاش می کنند در واقع آنهایی كه به تاويل پاره اي از آيات پرداخته و موافق با مذهب خود بعضي از آيات را ازنص صريح و مفهوم اصلي خارج ساخته تا مذهب مورد نظر خود را توجيه نمايند. قرآن را كه باید حاكم و پيشوا آنان باشد را محكوم و پيرو خود نموده اند ، این تحركات باعث گردیده كه قرآن با انبوهي از ابهامات ساختگی معرفی شود و موجب گردد سدي بين نور هدايت و ارشاد قرآن و ارباب عقل و خرد و طالبین هدایت ایجادشود . متاسفانه اين رويداد در هر دوره و زمانی اتفاق افتاده و از اين رو بسياري از آراءونظريات باطل فرقه ای در بطون كتب تاریخی و سنتی حفظ ونگهداري گرديده و به حكم سابقه وقدمت ومرورزمان نوعي قداست بخود گرفته اند و مردم هم به همین خاطر نسبت به آنها سر تعظيم فرود می آورند .در عصر ضعف فكري و اضمحلال معنوی اصحاب فرق اين سوابق را مانند قضاياي مسلم وعقائد قطعی غير قابل رد ،تجاوز و ترديد می دانند و آنها را همانند کلام الله شریف ، حق مطلق و بنیان و ماخذ احکام و قوانین دین و شریعت خود می نامند این میراثهای غلط، افکار مردم را محدود و مقید به قیودی بی اساس ساخته ودر درک صحیح قرآن واستفاده از نور هدایت آن ، مانع گردیده است تا آنجایی که مردم را در جمود و تقلید کور کورانه از این نوشته های پر از خطای انسانی و گاها قصه ها و افسانه های اسطوره ایی وا داشته است و مردم هم به آنچه در این کتابها بوده ،بدون آنکه میان حق وباطل و مفید ومضر آن تمیز دهند،اعتقاد پیدا کرده اند و حتی معتقد شده اندکه افراد با ایمان نباید چیزی از آنها را انکار کنند و الا دچار کفرو بی ایمانی می شوند ! ( مثال آن همین مراسمی است که در کوچه و بازار ما آن را به اسم تعزیه و نوحه سرایی برای عاشورا ی حسینی می شناسیم ) مردم می پندارند که این مطالب و افسانه هایی را که علمای سابق و پیشینیان در کتابهای خود درج نموده اند و ملایان در اصل مقلد شان هم به واسطه تقلید از نظرات قدمای خود ، کتاب خدا را شرح داده اند و اکثریت نیز آن را پذیرفته اند از مسلمات دین بشمار می آیند .و چون آنها خود را نسبت به پیشینیان ،در دین داناتر ودر فهم و روش قرآن و استخراج احکام دور اندیش تر نمی دانند ،لذا به خود حق نمی دهند از گفته های آنان به اندازه سر سوزنی تخلف ورزیده ،و یا در کم وزیاد آن با آنان مخالفت کنند. بدین ترتیب است که مردم افکار خود را تسلیم نظراتی می کنند که از ابا و اجداد خود به ارث گرفته اند و با محروم کردن خود از لذت تفکر واندیشه ،به خود و دین خود خیانت می ورزند . زیرا آنها بر این باور رفته اند که این اوهام وخرافاتی که بیشتر از کتب مذهبی شان استخراج گردیده از اصل و اساس دین بوده لذا از اندیشه وتفکر در قرآن محروم ،و با آلوده شدن اذهانشان به خرافات،از شرع وقوانین الهی وحلال وحرامی که خداوند در کتاب مبین قران تعیین کرده ،باز می ماندند. در واقع مذهبیون عقیده پیدا کرده ا ند که حلال خدا آن است که فلانی در فلان کتابی که به نام نقل قولهای قدما آن را نوشته است حلال دانسته وحرام آن است که فلان شخص به همان ترتیب حرام دانسته است .این به عبارتی همان مصداق آیه 116 سوره نحل قرار گرفتن است که چگونه آیه به ما می فهماند که در گذشته امتهایی بودند که با استفاده از این نقل قولهای دروغین و ساختگی به دین و آئینشان و در حقیقت خدا ، دروغ می بستند پس ما هم برای رهایی از این نکبت و بدبختی باید تنها تابع و پیرو کتابی شویم که حقیقتا می دانیم که از جانب خداوند واحد و یکتا نازل گردیده است و لا غیر . ولا تقولوا لما تصف ألسنتكم الكذب هذا حلل وهذا حرام لتفتروا على الله الكذب إن الذين يفترون على الله الكذب لا يفلحون(116/النحل) به هر چيزي كه بزبانتان ميآيد نگوييد اين حلال است و اين حرام است تا دروغي را كه بافتهايد به خدا نسبت دهيد. كساني كه از قول خدا دروغ ميگويند رستگار نميشوند. |
|||||
|
|||||