تبليغاتX
*** ( تعبد )*** - بت پرستى، يك نوع تحريف در عقيده خداپرستى است.
دعوت به قرآن

بسم الله الرحمن الرحيم

 قل أتعبدون من دون الله ما لا يملك لكم ضرا ولا نفعا والله هو السميع العليم

بگو آيا غير از خدا كسي را بندگي (اطاعت بدون چون و چرا) ميكنيد كه صاحب نفع و ضرري براي شما نيست. در صورتيكه خدا شنوا و دانا است (نه افرادي كه مرده اند).

 از آن لحظه ای  که آدم به وسوسه شیطان هوای نفس خویش  را بتی در مقابل خدا ساخت  و اوامر دشمن خود را به نهی پروردگار خود ترجیح داد مصیبتی  که نامش بت پرستی و شرک بود برای سقوط  انسان ها  از معراج و سربلندی توحید به زوال نکبت و بدبختی  ، ظاهر و نمایان گشت   . در منطق قرآنی ، بت و بت پرستی مفهومی بسیار وسیعتر از خدایان ساختگی از سنگ و چوب و فلزات دارد  هر موجود و هر كسى را كه ما در تعبد و اطاعت و همچنین در استعانت جویی ، به همراه خدا و یا در مقابل او قرار  دهيم و سرنوشت خود را به دست او بدانيم بت ما محسوب مى شود.( مرده و یا  زنده )  به همين دليل تمام اوصاف بت پرستانی كه در آيات قرآن از آنها ذکر شده  درباره اکثر كسانى مصداق پیدا  می کند  كه امروزه ظاهراً خود را  خدا پرست می دانند امّا استقلال و خلوص يك فرد مؤمن و تسلیم شده راستين را از دست داده و تكيه گاه و مرجعی  براى خود از بندگان ضعيف خدا انتخاب كرده اند .

 از آيه 138 سوره «اعراف» (اِنَّكُمْ قُومٌ تَجْهَلُونَ) به خوبى استفاده مى شود كه سرچشمه بت پرستى و شرک ، جهل و نادانى بشر است. از يك طرف جهل او نسبت به خداوند و عدم شناسايى ذات پاك او و اين كه نمی تواند به درستی درک کند که  هيچ گونه شبيه و نظير و مانندی براى خداوند  متعال در تمامی عالم هستی خلق نشده و  تصور نمى شود. از سوى ديگر جهل انسان نسبت به علل اصلى حوادث جهان كه گاهى سبب مى شود حوادث را به يك سلسله علل خيالى و خرافى به  آلهه   و بتهای ساختگی  خود  نسبت دهد. اين نادانى ها دست به دست هم داده و در طول تاريخ، سرچشمه بت  پرستى های بسیاری گردیده است  وگرنه چگونه يك انسان که دارای عقل و شعور است  می تواند تصور کند  قسمتى از جامدات و فلزات " که می توانند برای  پله هاى خانه اش هم مصرف شوند"  را معبودى بری خود سازد و در برابر آن تعظیم کند و راز و نیاز خود را به او بگوید  و مقدّرات خويش را به او بسپارد؟؟!

در حقيقت بت پرستى، يك نوع تحريف در عقيده خداپرستى است، همان عقيده اى كه جزء فطرت و سرشت انسان ها است، و از آنجایی  كه اين سرشت هميشه در انسان بوده، تحريف آن در ميان افراد منحط نيز هميشه وجود داشته است. انسان به مقتضاى سرشت و حقیقت خلقت خويش، همیشه متوجه نيروى ما فوق طبيعت بوده است، اين سرشت، با استدلال هاى روشنى از نظام هستى كه نشان دهنده وجود يك مبدأ عالم و قادر بوده است، تأييد مى شده و انسان از اين دو طريق (سرشت و عقل) هميشه كم و بيش با آن مبدأ هستى یعنی ( وجود خدا  ) آشنائى داشته است.ولى همان طوری  كه اگر احساس گرسنگى در وجود یک كودك به موقع، رهبرى نشود و غذاى سالم در اختيار او قرار نگيرد، كودك دست خود را به چيزهائى مانند خاك دراز مى كند و كم كم به آن خو مى گيرد، و سلامت خود را از دست مى دهد، انسان نيز اگر در مسير فطرت و عقل در موضوع  خداجوئى و خدا پرستی توسط مرسله انبیاء که همانا کتب  آسمانی می باشند  رهبرى نشود، رو به خدايان ساختگى و انواع بت های دروغین نموده  و در برابر آنها سر تعظيم فرود مى آورد ،  آنگاه او به جای حکم الله ، رای آلهه خود  را تعبد و فرمانبرداری کرده  و صفات خدائى را براى معبودان خود  هم قائل مى شود. در واقع یکی از علل بت پرستی این است که چون افراد  كوته بين و سفيه سعى دارند همه چيز را در قالب حسى ببينند و اساساً فكر آنها از منطقه محسوسات مادی  گام بيرون نگذاشته، به همين دليل، پرستش خداى ناديده براى آنها مشكل و سنگين است و ميل دارند خداى خود را در يك قالب حسى و قابل لمس بريزند، اين جهل و بى خبرى هنگامى كه با «سرشت خداپرستى» آميخته شود  به شكل بت پرستى و خداى حسى خودنمائى مى كند و به این خاطر که  اقوام پيشين روى احترام خاصى كه براى پيامبران و بزرگان مذهب خود قائل می شدند  بعد از وفات آن بزرگان  یادبودهایی از  آنها  مى ساختند و از روح قهرمان سازى كه در افراد ضعيف و كم فكر است، آنها را وادار مى كرد كه براى آن مردگان  و سپس براى اثرات  آنها مانند قبور و یا مجسمه هایشان ، مقامات و نفوذ فوق العاده اى قائل شوند و آنها را به سرحدّ الوهيت برسانند و اين خود، سرچشمه ایی براى بت پرستى آنان بود .

 البته ريشه همه اشكال بت پرستى يك چيز است و آن اطاعت و پیروی محض از همین  بتهاست که توسط  پیشوایان مذهبی ساخته می شدند   بتهای که از دو نوع زنده و مرده وجود داشت که گروه  مرد گان آن بواسطه احادیث و سخنان کذبی که به آنها منتسب می گردید  مورد تعبد و فرمانبرداری مردم قرار می گرفت و بتهای زنده آن هم با ادعاهای واهی مثل حق  ولایت و سرپرستی رهبان و احبار و ملایان  بر مردم  مورد پرستش قرار می گرفتند  .

 خداوند در قران مى فرمايد: «و هيچ گاه به آنها دستورى داده نشده كه خدايان متعدد براى خود انتخاب كنند، بلكه به آنها دستور داده شده كه تنها يك معبود را بپرستند» (وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً).
«معبودى كه هيچ كس جز او شايسته پرستش نيست» (لا إِلهَ إِلاّ هُوَ
).
«معبودى كه منزه است از آنچه آنها شريك وى قرار مى دهند» (سُبْحانَهُ عَمّا يُشْرِكُونَ).

بگو اي اهل كتاب، بسوي كلمه‌اي بياييد كه بين ما و شما مساوي است. كه فقط خدا را بندگي (اطاعت بي چون و چرا) بكنيم و در اينكار چيزي را شريك او نسازيم و بعضي از ما بعضي ديگر را غير از خدا ارباب خود نگيرند. اگر قبول نكردند بگوييد كه شاهد باشيد كه ما تسليم حكم و نظر خدا هستيم.( قل يأهل الكتب تعالوا إلى كلمة سواء بيننا وبينكم ألا نعبد إلا الله ولا نشرك به شيءا ولا يتخذ بعضنا بعضا أربابا من دون الله فإن تولوا فقولوا اشهدوا بأنا مسلمون ) (64/آل عِمران)

 قرآن مجيد در اين آيات ، درس بسيار پر ارزشى به همه پيروان خود مى دهد و يكى از عالى ترين مفاهيم توحيد را ضمن آن خاطر نشان مى سازد، مى فرمايد: هيچ مسلمانى حق ندارد اطاعت بى قيد و شرط انسانى دیگر را بپذيرد; زيرا اين كار مساويست با پرستش او، همه اطاعت ها بايد در چار چوبه اطاعت از کلام خدا در آيد و پيروى از دستور يك انسان تا آنجا مجاز است كه با ابلاغی که پیامبران آن را بدست ما رسانده اند  هیچ گونه  مخالفتی نداشته باشد، اين انسان هر كس و هر مقامى مى خواهد باشد و هرگز استثنائی در این قاعده و اصل وجود ندارد .زيرا اطاعت بى قيد و شرط، مساوى است با تعبد و پرستش، و شكلى است از بت پرستى و عبوديت، اما متأسفانه مسلمانان اسمی با فاصله گرفتن از اين دستور مهم اسلامى و بر پا ساختن بت هاى انسانى گرفتار تفرقه ها، پراكندگى ها، استعمارها و استثمارها شده اند و تا اين بت ها شكسته نشود و كنار نرود، نبايد انتظار برطرف شدن نابسامانى ها  را داشته باشند. اصولاً بت هاى بى روح مانند قبور و  مجسمه ها ، پرستش كنندگان خويش را هيچ گاه استعمار نمى کنند  بلکه عامل اصلی استحمار مردم کسانی هستند که این بتها را تراشیده اند  و آنگاه اینگونه وانمود می کنند که پرستش این بتها در طول خواست واراده خدا و از جانب او مورد تائید و سفارش  است ! در واقع اینها هستند که  می خواهند  خودکامگی  و دیکتاتوری  خود را با سوء استفاده از نام نیکان و پیامبران رنگ و بویی دینی دهند   تا  قادر باشند وقتی که مطامع دینوی خود را با انتساب حدیث و سخنی  به آن بت ها   منتشر کردند مورد قبول عامه مردم قرار بگیرد و هیچ کسی به خاطر ترس از اتهام  مخالفت با مقدسات ، جرات رد و حتی انتقاد از آنها را نداشته باشد  . آنان اینگونه پيروان خود را به زنجير اسارت مى كشند و گرفتار همه گونه انحطاط و بدبختى مى گردانند.

بنابر این رهبرى صحيح انسان به سوی  خداجوئى و خداشناسى تنها با  تعليم و تربيت و راهنمائى به واسطه مرسله انبياء قابل پیگیری است  و الا اگر انسان برای جستجویی که فطرتش او را سوی آن دعوت می کند به سمت و سوی منابع متفرق و غیر قابل اطمینان  برود مطمئنا عاقبتی خوش تر  از بت پرستان و مشرکین جاهلی  برای او متصور نمی گردد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/18ساعت 18:47  توسط زد ایکس  |