|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَكُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلاً قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ بگو نظر شما درباره خوردنيهائي كه خدا براي شما نازل كرده و شما قسمتي از آن را حرام و قسمتي را حلال كردهايد چيست؟ بگو آيا خدا چنين اجازهاي به شما داده است؟ يا بخدا افترا ميزنيد؟ در آيه 59 سوره یونس خداوند از قوانين ساختگى و خرافى و احكام دروغين مشركان سخن مى گويد زيرا كسى كه ايمان به خدا دارد و مى داند همه مواهب و ارزاق از ناحيه اوست بايد اين حقيقت را نيز بپذيرد كه بيان حكم اين مواهب و مجاز و غير مجاز دانستن آنها تنها بدست پروردگار بی همتایمان است و بدون اذن و فرمان او دخالت در اين كار ، ناروا و شرک مطلق است . خداوند به پیامبرش مى فرمايد که به مردم بگو : (( چرا اين روزيهائى را كه خداوند براى شما نازل كرده است بعضى را حرام و بعضى را حلال قرار داده ايد))؟ (قل اءرايتم ما انزل الله لكم من رزق فجعلتم منه حراما و حلالا)یونس 59) در واقع مشرکین بر طبق سنن اباء و اجدادی و خرافى خود پاره اى از چهار پايان را تحت عنوان سائبه و بجيره و وصيله و همچنين قسمتى از زراعت و محصول كشاورزى خود را تحري می نمودند و خود را از اين نعمتهاى پاك خدا محروم می ساختند ، ولی خداوند در مقابل به آنها می فرماید که اين ( تعیین حدود ) هرگز مربوط به شما نيست كه چه چيز حلال و چه چيز حرام بايد باشد، بلکه اين تنها در اختيار فرمان و دستور پروردگار و خالق آنها است . ((بگو آيا خداوند به شما اجازه داده است چنين قوانينى را وضع كنيد، يا بر خدا افترا مى بنديد)) (قل آلله اذن لكم ام على الله تفترون ). يعنى اين كار آنان از دو صورت خارج نيست ، و شق سوم ندارد، يا تعیین حلال و حرام بايد با اجازه پروردگار صورت گرفته باشد که این اجازه تنها در قالب مرسله رسولان الهی جمع و ابلاغ گردیده است و يا تهمت و افترایی می باشد که علمای مذهبی بر اساس چیزی غیر از کتاب خدا آن را وضع نموده و به آن عمل می نمایند و چون در خصوص صدور این احکام ، منبع و ماخذ آنها غیر خدا بوده پس احتمال اول منتفى می باشد و این کار آنها چيزى جز تهمت و افتراء به خدا و بدعت گذاری در دین نمى تواند باشد يايها الناس كلوا مما في الارض حللا طيبا ولا تتبعوا خطوت الشيطن انه لكم عدو مبين (168/البقره) اي مردم، از آنچه در زمين حلال و پاك است بخوريد و از گامهاي شيطان پيروي نكنيد، چون شيطان دشمن آشكار شما است. خداوند می فرماید ؛ از چيزهاي حلال بخوريد و شيطان را تعبد نكنيد "، اين فرمان و حكم خداوند به انسانها دقيقاً معادل و مشابه فرمان و حكميست كه روز اول براي آدم ابو البشر هم صادر گردیده بود ولی بعد از اينكه آدم و همسرش تعبد شيطان را كردند و از آنچه برايشان حرام بود خوردند ، خداوند سبحان خطاب به آنان فرمود : .... الم انهكما عن تلكما الشجرة واقل لكما ان الشيطن لكما عدو مبين (22/الاَعَراف) آيا من شما را از آن درخت منع نكردم و به شما هشدار ندادم كه شيطان دشمني آشكار و بديهي براي شماست؟ در آنجا و در ابتدای خلقت انسان ، خداوند پدر همه ما را از خوردن چیزی حرام منع می نماید و در اينجا و در این حال و در این دوران همان خداوند ما را از نخوردن چيزي كه حلال است منع می کند .همچنین در آنجا شيطان پدر و جد اولین ما را فريب داد تا به حكمش عمل كند و حرام خدا را بخورد و در اينجا هم ما را فريب مي دهد تا به حكمش عمل كنيم و حلال خدا را نخوريم. خداوند سبحان در ادامه آيه 168 سوره بقره مي فرمايند: انما يامركم بالسوء والفحشاء وان تقولوا على الله ما لا تعلمون ( البقره – 169) او فقط شما را به پليدي و اعمال زشت امر مي كند و اينكه شما درباره خدا چيزي بگوييد كه نمي دانيد. مسلماً چيزي كه شيطان حكم ميكند جز پليدي و تباهي نيست منتها شیطان به كساني كه احكام او را به خدا نسبت مي دهند چنين القاء مي كند كه اين حكم و امر خداوند است كه از طریق سنتهای گذشتگان و نیاکان به شما رسيده و محال است که آنها در وضع و انتقال آن اشتباهی كرده باشند ! خوب توجه كنيد: واذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا والله امرنا بها قل ان الله لا يامر بالفحشاء اتقولون على الله ما لا تعلمون (28/الاَعَراف) آنها وقتي گناهي بزرگ مرتکب مي شوند، مي گويند: "ما پدران خود را به همين شيوه يافتيم و خدا ما را به آن فرمان داده است." بگو: "خدا هرگز امر به گناه نمي كند. آيا درباره خدا چيزي مى گوييد که نمي دانيد؟" ولی آقايان آيات عظام اعم از رهبان و احبار و کشیشان و خاخام ها و ملایان و مفتی های سنتی و سایر کسانی که خود را پیشوای مذهب و دین مردم می دانید ، شما با حرام كردن حلال خداوند و حلال كردن حرام او ، در حقيقت كاري نمي كنید جز پيروي از سنتهای پدران خود و اجرا نمي كنید مگر حكم شيطان را ، در صورتی که در توهم و خیالتان خيلي هم شادمانید كه كاملاً هدايت يافته و بر صراط مستقيم هستید ! اكنون مسلم است که شما و تابعینتان با اين احكام خرافى و ساختگى خود و عمل به آنها علاوه بر محروم شدن از نعمتهاى الهى ، تهمت و افتراء به ساحت مقدس پروردگار بسته اید و اگر توبه نکنید مسلما شامل عذاب و خشم الهی خواهید شد ، قران در ادامه آیه 59 سوره یونس اضافه مى كند: ((آنها یی كه بر خدا دروغ مى بندند، درباره مجازات روز قيامت چه مى انديشند؟ آيا تامينى براى رهائى از اين كيفر دردناك به دست آورده اند))؟ (و ما ظن الذين يفترون على الله الكذب يوم القيامة ) 60یونس ) . اما ((خداوند فضل و رحمت گسترده اى بر مردم دارد)) به همين دليل خداوند آنهایی را که به او افتراء و دروغ می بندند را فورا كيفر و مجازات نمى دهد (ان الله لذو فضل على الناس ). ولى انسانها به جاى آنکه از اين مهلت الهى استفاده ببرند و عبرت گيرند و شكر آن را بجا بياورند و به سوى خدا بازگردند و تنها از دینی که خداوند از طریق کتب آسمانی آن را ابلاغ کرده پیروی نمایند ، اكثرا در همان خواب غلفت می مانند و با این کار خود از جمله شکر گذاران خارج می شوند ((و سپاس اين نعمت بزرگ را بجا نمى آورند)) (و لكن اكثرهم لا يشكرون ). وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُونَ(60/يونس) تصور كسانيكه كه بدروغ بخدا افترا ميزنند درباره روز قيامت چيست؟ چون خدا نسبت به مردم لطف دارد ولي بيشتر آنها سپاسگزاري نميكنند. حلال بودن همه مواهب و روزيها (بجز اشياء زيانبخش و ناپاك كه استثنا شده اند ) خود يك نعمت بزرگ الهى است و بسيارى از مردم بجاى سپاسگزارى در برابر اين نعمت بزرگ ، ناسپاسى مى كنند و با احكام و روشهای خرافى و ممنوعيتهاى بى دليل که از گذشتگان خود و قدما به ارث برده اند خود را از این نعمات محروم مى دارند. و براى اينكه تصور نشود اين مهلت الهى دليلی بر عدم احاطه علم پروردگار بر كارهاى آنها است در آيه 61 سوره یونس اين حقيقت به زیباترین عبارت بيان می شود كه پروردگار متعال از تمام ذرات موجودات در پهنه آسمان و زمين و جزئيات اعمال بندگان آگاه و با خبر است : ((در هيچ حالت و كار مهمى نمى باشى ، و هيچ آيه اى از قرآن را تلاوت نمى كنى ، و هيچ عملى را انجام نمى دهيد مگر اينكه ما شاهد و ناظر بر شما هستيم در آن هنگام كه وارد آن عمل مى شويد)) (و ما تكون فى شان و ما تتلوا منه من قرآن و لا تعملون من عمل الا كنا عليكم شهودا اذ تفيضون فيه ) وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِين ( 61 – یونس ) مشغول هيچ كاري نيستي و چيزي از قرآن نميخواني و هيچ عملي را انجام نميدهيد، مگر اينكه ما شاهد كاري كه شروع ميكنيد هستيم و اندازه ذرهاي در زمين و آسمان نيست كه از نظر خداوند تو مخفي باشد و هيچ چيزي كوچكتر يا بزرگتر از آن وجود ندارد، مگر اينكه در كتاب روشني است.
|
|||||
|
|||||