تبليغاتX
*** ( تعبد )*** - مثالی از قران
دعوت به قرآن

 بسم الله الرحمن الرحيم

 ويضرب الله الأمثال للناس لعلهم يتذكرون

خدا براي مردم مثل ميزند شايد آنها متوجه شوند.

براستی آنانی  كه به سراغ غير خدا مى‏روند و  عزّت را از غير خدا مى‏خواهند، قانون غير خدا را اجرا مى‏كنند و به غير او دل مى‏بندند و  محرّك اعمال آنها رضاى ديگران است، از غيرخدا مى‏ترسند وبراى غير او كار مى‏كنند باید در ایمان و اخلاص خود شک نمایند  آنها به هیچ وجه  بویی از ایمان و اسلام ناب  ابراهیمی نبرده اند و شرک را به گونه های متفاوت در دین و عقاید خود نفوذ داده اند .شرك يعنى ،  به غيرخدا تكيه كردن و  به مخلوق خدا مقام خدايى دادن. شرك يعنى ،  قدرتى را در برابر قدرت خدا علَم كردن. شرك يعنى ، گروه گرايى، كه در راه خدا نباشد. شرك يعنى ،  وابستگى به قدرت‏ها و حکومتهای جبار و ستمگر .و شرك يعنى ، اطاعت بى‏چون و چرا از فرامین  و دستورات  غير خدا.

ما گاهى به فرمان خدا عمل مى‏كنيم و گاهى هم پيرو و مطیع محض اين و آنيم. اين نوع ديد و منطق با توحيد و بندگى حقّ منافات دارد. در لابلاى تمامی داستان‏هاى قرآن دو مسأله زياد به چشم مى‏خورد اول اینکه  زنده كردن ايمان به قدرت الهى و توجّه به الطاف و امدادهاى غيبى، و غافل نشدن از غضب و قهر خدا و دومین موضوع  كوبيدن تمام تكيه‏گاه‏هاى موهوم و خط بطلان كشيدن بر معيارهاى غلط و از بين بردن شاهرگ های  شرك که همانا تعبد و فرمانبرداری از کسی جز خداوند  یکتا و بی همتا می باشد   در قرآن كريم آيات فراواني وجود دارند كه ما را از گرويدن به باطل منع و به سخن حق(كلام خدا) تشويق مي كنند . بعنوان نمونه اجازه دهيد تا آيه شماره 19 از سوره معظم رعد را در اينجا مورد بررسي قرار دهيم:

افمن يعلم انما انزل اليك من ربك الحق كمن هو اعمى انما يتذكر اولوا الالبب
آيا آن كه تشخيص مي دهد آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، حقيقت است با آن كه نابيناست، يكسان است؟ فقط خردمندان توجه خواهند كرد.

حقيقت اين است كه مفهوم آيات قرآن در گرو يكديگر است و در هنگام تفسير يا ترجمه مي بايستي كه حتماً به آيات قبل و بعد نيز توجه كامل داشت تا برداشتي كه از قرآن مي كنيم واقعي تر باشد.

 
انزل من السماء ماء فسالت اودية بقدرها فاحتمل السيل زبدا رابيا ومما يوقدون عليه في النار ابتغاء حلية او متع زبد مثله كذلك يضرب الله الحق والبطل فاما الزبد فيذهب جفاء واما ما ينفع الناس فيمكث في الارض كذلك يضرب الله الامثل

اين آيه شماره هفده از سوره معظم رعد است و دو آيه قبل از آيه مورد نظر ما قرار گرفته است. در اينجا خداوند سبحان مثال جالبي مي آورد . آبي كه از آسمان نازل مي شود و در زمين سيلاب بوجود مي آورد و بزودي روي آن را خار و خاشاك و آشغال مي پوشاند و آب در زير آن مخفي مي شود و نيز فلزي كه ذوب مي شود و روي آن را مواد نا خالص مي گيرند. وقتي فلزي ذوب مي شود روي آن را موادي مي پوشانند كه به سرباره موسومند و عموماً ناخالصي و مواد اكسيدي هستند كه بدليل اختلاف وزن مخصوصشان در رو قرار گرفته اند. كسي كه با اين صنعت آشنايي نداشته باشد ، وقتي درب كوره را برايش باز مي كنيد جز تلي از خاك چيزي نمي بيند و در وهله اول ممكن است تصور كند كه محصول نهايي همان است كه او  مي بيند اما وقتي روي فلز را برايش كنار مي زنيد  درخشش فلز گداخته شده چشمانش را خيره خواهد ساخت و متوجه مي شود آنچه مي ديد مقصود  نبود

خداوند حق و باطل را اينگونه مثال مي زند. هميشه ظهور باطل پر رنگتر از حق است و آنچه در وهله اول ظهور مي كند همان باطل است كه روي حق را پوشانده است. آبي كه به آن پاكي از آسمان نازل مي شود بلافاصله در زير انبوهي از كثافت مستور مي شود و به همين ترتيب قرآني كه از آسمان نازل مي شود و حديث ناب خداوند و تنها معيار حق است بوسيله خدعه هاي ابليس ، ملبس مي شود به حديث غير و انسان را ازرؤيت چهره زيبايش محروم ساخته و اينگونه مي شود كه بعد از هزارو چهارصد سال ، قرآن بكر و دست نخورده باقي مي ماند ولی  مردمان بجاي استفاده از اين طلاي ناب و حق اليقين به خاكستر و باطلي كه رويش را پوشانده رجوع مي كنند و در مخيله خود آن را همچون طلا مي انگارند.اين جمله خداوند خطاب به ما مي گويد : حق ، تنهاو فقط (انما) آن چيزيست كه از ناحيه پروردگارت به تو نازل شده و وحي گرديده و باقي همه باطل است. مسلماً كسي كه اين را مي داند ره يافته است ، چون: حق (حديث خدا) را از باطل( حديث غير او) بخوبي تشخيص داده و با تعبد و اطاعت محض از آن خود را بر صراط مستقيم قرار داده و آنكس كه اين را نمي داند و حق را نمي بيند و تنها باطل در جلوي چشمشان ظهور مي كند مانند كوري مي مانند كه انساني رذل دستش را گرفته و او را به بيراه مي برد.

شیطان به شیوه های گوناگون سعی در تلبیس و دگرگون نمودن معنای  آیات قران می نماید تا ما هم به جای پیروی ازخالصی و نور آیات الهام بخش خداوند به سراغ خاشاک و کثافتی برویم که زائیده باطل و اوهام است .

شیطان سعی می کند بدینگونه ما را تلقین نماید که (  در قرآن كريم آيات تاريكي وجود دارند كه پيروي از آنها باعث گمراهي و تباهي ما مي شوند و برای همین انسان نبايد شخصاً در قرآن تفكر نمايد و آيات الهي را تفسير به رأي كند چون گمراه خواهد شد بلكه بايد تابع رأي و نظر معصومين( که همانهايي وحي درگوشي را دريافت مي كنند و خداوند كل قرآن را اختصاصا به آنها آموزش داده است!) باشند.! ") 

 بدين ترتيب شيطان راه خود را به قرآن باز مي كند و آنقدر آيات الهي را با احاديث و روايات قلابي " که  به  همين دریافت کنندگان وحی درگوشی ( البته در توهمات مقلدین و جاهلین )  نسبت داده است"    مي پوشاند تا  چهره حق بسان آبي كه در زير خاشاك پنهان مي گردد پوشيده شود و سيماي باطل که همانا مخفی کننده حق می باشد نمايان گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/24ساعت 17:4  توسط زد ایکس  |