|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا بگو: «اگر انسانها و جنیان اتفاق کنند که همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند يکديگر را (در اين کار) کمک کنند. شگفت انگیز دانستن قرآن فقط به مسلمانانی که این کتاب برایشان ارجمند و مورد احترام است، مربوط نمی شود بلکه غیر مسلمانان نیز آن را کتابی شگفت انگیز می دانند و حتی افرادی نیز که به شدت از اسلام متنفرند، به شگفت انگیز بودن آن اقرار می کنند . آن چیزی که مایه ی تعجب غیر مسلمانانی که این کتاب را به دقت مورد مطالعه قرار داده اند،می باشد اینست که قرآن،خود را آنگونه که آنان انتظار داشتند،نشان نداد. آنچه که آنان در ابتدا تصور می نمودند این بود که آنان سرگرم بررسی کتابی قدیمی هستندکه چهارده قرن پیش از صحرای عربستان سر بر آورده است و انتظار داشتند که این کتاب نیز خود را اینگونه نشان دهد یعنی کتابی قدیمی از دل صحرا. اما به زودی در یافتند که این کتاب به هیچ وجه با آنچه که آنان انتظار داشتند، شباهت ندارد. علاوه بر این یکی از اولین فرضیاتی که در مورد قرآن به ذهن بعضی از افراد می رسید، این بود که چون این کتاب قدیمی از دل صحرا آمده است لذا باید مطالبش در مورد صحرا [و زندگی در بیابان] باشد.آری اگر چه در بعضی از آیات هنرمندانه در مورد صحرا موضوعاتی بیان شده است، در مورد دریاها و به ویژه حالت طوفانی آن نیز سخن به میان آمده است . أو كظلمت في بحر لجي يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمت بعضها فوق بعض إذا أخرج يده لم يكد يريها ومن لم يجعل الله له نورا فما له من نور(40/النور) يا مثل تاريکي در درياي عميقي که داراي امواجي است که امواج ديگر آنرا از بالا بپوشاند و روي آن ابر تيره اي باشد. تاريکي هائي روي هم بطوريکه وقتي دستش را در مي آورد تاريکي بحدي باشد که دستش را هم نبيند. کسي که خدا نوري برايش قرار نداده، نوري ندارد. چند سال پیش در تورنتو،داستان مردی را شنیدم که در یک ناوگان بازرگانی مشغول به کار بود و از راه دریا تجارت می کرد. روزی یک مسلمان ترجمه ای از قرآن را به این مرد داد تا آن را مطالعه نماید. مرد تاجر چیزی در مورد تاریخ اسلام نمی دانست اما به خواندن [ترجمه ی] قرآن علاقه داشت. وقتی که او تمام ترجمه ی قرآن را مطالعه نمود، کتاب را به آن مسلمان پس داد و گفت: آیا محمد [پیامبر شما] ملوان بوده است؟ او از اینکه قرآن چنان با دقت شرایط طوفانی دریا را توصیف نموده بود، تحت تأثیر آن قرار گرفته بود و هنگامی که به او گفته شد: " نه، در حقیقت محمد در صحرا زیسته است " برای او کافی بود و مرد در همان لحظه با آغوش باز اسلام را پذیرفت ." در واقع " او از توصیف قرآن متأثر شده بود زیرا او خود سالهای زیادی را در دریا به سر برده بود وبه نظر او هر کسی که چنین توصیفی را نوشته است باید سالهای زیادی را در دریا و در حالات طوفانی آن سپری کرده باشد. این توصیف «امواجی بزرگ و برفراز آن نیز امواجی بزرگ قرار گرفته و بر فراز آن امواج ابرهای تیره خیمه زده باشند» توصیفی نیست که یک نفر بتواند فقط از روی خیالات خود چنین چیزی را بنویسد بلکه آن باید توسط کسی نوشته شده باشد که واقعاً شرایط طوفانی دریا را احساس کرده و از حالات آن به خوبی آگاه باشد . این فقط یکی از نمونه هایی است که نشان می دهد قرآن به زمان ویا مکان مشخصی محدود نمی باشد. اینکه افکار و اندیشه های علمی بیان شده در قرآن نیز چهارده قرن پیش از [افراد] یک محیط بیابانی نشأت گرفته باشد، امر مسلمی به نظر نمی رسد.قرنها پیش از آغاز پیامبری محمد نظریه ی مشهوری در مورد اتم توسط دیموکریتوس، فیلسوف یونانی، ارائه شده بود . او و افرادی که بعد از او آمدند چنین می پنداشتند که هر ماده از ذرات بسیار ریز، فنا ناپذیر وغیر قابل تقسیم ساخته شده است که اتم نامیده می شوند.عربها نیز با چنین مفهومی سر وکار داشتند؛در حقیقت کلمه ی عربی «ذره» به طور عادی به کوچکترین چیز شناخته شده برای انسان گفته می شد. اما اکنون دانش مدرن کشف نموده است که این کوچکترین واحد هر ماده (یعنی اتم که دقیقاً همه ی ویژگیهای عنصر خود را داراست) را می توان شکافت و اجزای سازنده ی آن را شناخت. این ایده، ایده ای جدید و از نتایج پیشرفت در قرن اخیر است اما آنچه که جالب است این است که این اطلاعات قبلاً به صورت مکتوب و مستند در قرآن آمده است، آنجا که می گوید: «وزن ذره ای در آسمان و زمین و کوچکتر از آن… از پروردگارت پنهان نمی ماند». وقال الذين كفروا لا تأتينا الساعة قل بلى وربي لتأتينكم علم الغيب لا يعزب عنه مثقال ذرة في السموت ولا في الأرض ولا أصغر من ذلك ولا أكبر إلا في كتب مبين(3/سبا) کساني که کافر هستند گفتهاند، «آن ساعت هرگز نخواهد آمد!» بگو، «مسلما، قسم به پروردگارم حتما بر شما خواهد آمد. او داناي غيب است. حتي ذرهاي به اندازه ي وزن اتم، چه در آسمانها باشد، و چه در ارض (همه خشکيها در آسمانها) از او پنهان نيست، حتي کوچکتر از آن يا بزرگتر از آن. همه در کتاب است. بدون شک چهارده قرن پیش، این عبارت حتی برای یک عرب نیز غیر عادی بوده است، در نظر او از ذره کوچکتر چیزی وجود نداشت. در واقع این خود دلیلی است که قرآن کتابی قدیمی و منسوخ نیست… بررسی قرآن با یک روش علمی واقعی امکان پذیر است زیرا قرآن موضوعاتی را ارائه می دهد که به صورت عام در سایر مذاهب و به ویژه در دیگر کتب آسمانی ارائه نشده اند. و این چیزی است که دانشمندان به دنبال آنند.امروزه افراد زیادی هستند که نظریات وتئوریهایی در باره چگونگی عملکرد جهان هستی می دهند . این افراد در سراسر جهان پراکنده اند ولی جامعه ی علمی این زحمت را به خود نمی دهد که حتی به حرفهای آنان گوش فرادهد، زیرا در طی قرن اخیر جامعه ی علمی به دنبال معیارها و آزمونهایی برای ابطال نظریات بوده است [ونه اثبات آنها] . آنها می گویند اگر شما نظریه ای دارید، با بیان آن ما را به زحمت نیندازید مگر اینکه همراه با آن نظریه، روش و معیارهایی را برای آزمایش آن به ما ارائه دهید تا با بررسی آن معیارها درستی و بطلان نظر شما اثبات شود. دقیقاً به علت چنین معیار و آزمونی بود که جامعه ی علمی در اوایل قرن بیستم حاضر شد به نظریات آلبرت انشتین گوش فرا دهد.او نظریه ی جدیدی را ارائه داد وگفت ؛ من معتقدم که جهان اینگونه کار می کند ، و همراه با آن سه روش را برای ابطال نظریه خود ارائه داد! بنا براین جامعه ی علمی نظریه ی او را در معرض آزمایش آن سه روش قرار داد و نظریه ی او بعد از گذشت شش سال و به نتیجه نرسیدن آن سه روش ، موفقیت خود را به اثبات رساند . این مسئله ثابت می کند که نظریه انشتین شایستگی آن را داشته که به آن گوش فرا داده شود زیرا او بیان نمود: این نظر من است و اگر شما می خواهید بطلان واشتباه بودن آن را ثابت نمایید، باید اینگونه عمل ویا آنگونه تلاش نمایید. آنچه که قرآن نیز می گوید دقیقاً همین گونه است یعنی ارائه ی معیارهایی برای بطلان نظراتی که خود بیان می دارد . بعضی از این معیارها قدیمی هستند از آن جهت که قبلاً صحت آنها ثابت شده است و تعدای از این معیارها امروزه نیز در قرآن وجود دارند.قرآن اساساً بیان می کند که اگر این کتاب و آنچه را که ادعا می کند، صحت ندارد و نیست باید این عمل و یا آن عمل و یا اعمال بعدی را انجام دهید تا ثابت شود که ادعای آن باطل است. البته پس از گذشت هزار وچهارصد سال، کسی قادر نبوده است که این عمل، یا آن عمل و یا اعمال بعدی دیگر را انجام دهد و از این رو این ادعا، امروزه نیز صحیح و معتبر محسوب می شود. من به شما پیشنهاد می کنم که بعد از این اگر کسی در مورد قران با شما مجادله نمود وادعانمود که حقیقت نزد اوست و شما در گمراهی وتاریکی به سر می برید تمام استدلالها در رد او را کنار بگذارید و به او فقط یک پیشنهاد بدهید . از او بپرسید: آیا در دین ( و نوشته های بزرگان عقاید ) شما هیچ معیار و آزمونی برای باطل نشان دادن خود آن دین وجود دارد؟ آیا چیزی ( در دین شما وجود دارد ) که اگر من وجود آن را ثابت کنم، ( ادعاهای ) دین شما باطل به حساب می آید،؟ خب، من از هم اکنون به شما قول می دهم که مردم در این مورد هیچ معیار، آزمون و یا مدرک و دلیلی در دست ندارند ، زیرا آنها اصلاً به چنین چیزی فکر نمی کنند که نه تنها اعتقادات خود را به دیگران ارائه ندهند بلکه فرصتی را نیز برای مخالفین خود مهیا سازند تا در مورد ادعاهای آنان تحقیق کنند و باطل بودن آن را ثابت نمایند. اما با کمال حیرت چنین معیار و آزمونی در قران وجود دارد. یک مثال کامل در مورد اینکه قران چگونه برای بشر فرصت تحقیق در مورد اعتبار خود و باطل نشان دادن آن را فراهم می نماید، در [آیه ای از] سوره ی چهارم [نساء] بیان شده است. صادقانه بگویم هنگامی که برای اولین بار به این مبارزه طلبی پی بردم، کاملاً شگفت زده شدم. این آیه می گوید: «آیا در مورد قرآن نمی اندیشند که اگر از طرف کسی دیگر غیر از خدا آمده بود، هر آینه در آن اختلافات و تناقضات زیادی می یافتند» أفلا يتدبرون القرءان ولو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلفا كثيرا(82/الِنساء) آيا در آيات قرآن فكر و انديشه نميكنند؟ اگر قرآن از جانب كسي غير از خدا بود اختلافات زيادي در آن پيدا ميكردند. این آیه غیر مسلمانان را به چالش و مبارزه طلبی فرا می خواند و اساساً آنان را دعوت می کند که در قرآن یک اشتباه را پیدا کنند.! در حقیقت جدای از جدیت و مشکل بودن اینگونه مبارزه طلبی، اقدام به آن در قدم اول از طبیعت بشری خارج و با شخصیت انسانی در تناقض است .هیچ دانش آموزی بعد از جواب دادن به سئوالات امتحان، یاداشتی به معلم نمی دهد که در آن نوشته شده باشد " جوابهای من کامل و بدون نقص است، شما اگر می توانید در آن نقص و اشتباهی پیدا کنید. !!" معمولا کسی چنین عملی را انجام نمی دهد زیرا در این صورت معلم تا اشتباهی در املای او پیدا نکند،خواب به چشمانش راه نمی یابد.
پاورقی : این نمایش قدرت نمائی و استحکام قران است . قران بدینگونه تفاوت عجیب خود را به هر چه غیر اوست به ما نشان داده است او با اینکه راه بطلان خود را به همه دشمنانش نشان می دهد ولی خود خوب می داند که هیچ کسی توان استفاده از این راه و نظر را ندارد . قران در مقاطع دیگری هم اینگونه خود را اثبات نموده است مانند آیه 38 سوره یونس و آیه 13 سوره هود که به واسطه آن خود نظریه هایی ارائه می دهد تا اگر کسی بخواهد ادعاهای او را باطل کند باید ابتدا بتواند آن نظرات را ثابت کند ولی قرنهاست که به این خواسته و تقاضای قران پاسخی داده نشده و یقینا تا ابد داده نخواهد شد . این آیات و تقاضای شگفت آور ، نهایت اثبات اعجاز قران است . أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ آيا آنها مىگويند: «او قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست مى گوييد، يک سوره همانند آن بياوريد؛ و غير از خدا، هر کس را مىتوانيد (به يارى) طلبيد!»
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ آنها مىگويند: «او به دروغ اين (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگى است)!» بگو: «اگر راست مىگوييد، شما هم ده سوره ساختگى همانند اين قرآن بياوريد؛ و تمام کسانى را که مىتوانيد -غير از خدا- (براى اين کار) دعوت کنيد!»
الله اکبر . الله اکبر . الله اکبر |
|||||
|
|||||