|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ قرآن زبان غیبی در جهان مادیات است وهمچنین معدنی پربها برای آن دسته می باشد که مورد خطاب خداوند ومهر و شفقت او قرار می گیرند. قرآن رکن اساسی اسلام است. قرآن برای دنیای دیگر، نقشه است و به جای اطلس معنوی قرار دارد. قرآ ن ، کلام واضح و تفسیر مستدل و برهان قاطع و دلیل گویا وترجمان روشن و آشکار، در وجود ذات مبارک خداوندی و صفات او می باشد و همچنین قرآن یک معلم دلسوز و مربی آ موزنده برای آدمیان است ، قرآ ن برای پرورش دنیای بزرگ انسانیت و اسلامیت به منزله آب و تابش خورشید است . قرآ ن حکمت واقعی برای ابناء بشر و آ دمی ست قرآن حاوی تمامی دستور واحکام و فرمان شریعت اسلامی است ، کتاب موعظه و پند و اندرز و مجله ی ذکر و ادعیه و راهنمای عبودیت و کتاب امر و دعوت می باشد ، کتابی است که انسان را به عمل وفکر وذکر او وا می دارد. قرآن به ظاهر یکی است، ولی در برگیرنده کتابهای فراوان در مورد نیاز مادی ومعنوی ابناء بشری است، قرآن به منزله یک خزانه است، که مملو از دُر و جواهرات عرفانی خداست ، اولیاء ودوستان وعارفان خداوند متعال که هریک در خداشناسی ورسیدن به حقیقت از یک رویه خاص برخوردارند. قرآن بر انان برنامه ای می دهد برای خداشناسی وچراغ پر نوری است برای روشنی راههای انتخابی به طرف شناخت خداوند، قرآن مجموع دستورات وبرنامه های صحیح ودرست زندگی برای دنیای وآخرت می باشد.قرآن کریم، قانون و برنامه زندگی این امت زنده و پیشوای و امام ناصح آنان می باشد، قرآن تنها کتاب درس در مدرسه دین آنان است و خداوند هدایت گر ، که اراده اش بر آن قرار گرفته که قرآن به عنوان پیشوای زنده، رهبری امت و تمامی نسلها را، به عهده گیرد، چرا که اگر انسان هدابتش با واسطه قرآن باشد صاحب و دوستی غیر از خدا ندارد یعنی راه خدا بر سرنوشت او حاکم خواهد شد و به عهد و پیمان خود با خدا وفا نموده و برنامه زندگی خود را از کلام خدا گرفته و بدین وسیله عزت و سربلندی خود را به دست آورده و برتری خود را بر سایر برنامه های جاهلی ثابت خواهد کرد. این قرآن کلماتی خشک و خالی و بی روح نیست که خوانده شده و بعد کنار گذاشته شود بلکه قانون کاملی است برای تربیت و زندگی عملی مسلمانان، چرا که تجارب و چکیده تمام دعوتهای ایمانی را از زمان آدم تا خاتم پیامبران و حتی امروز را در بر دارد و توشه ای تمام نشدنی برای تمام نسلهاست. آری، این قرآن باید قرائت شده و از طرف مسلمانان – آگاهانه – دستوراتش به مورد اجرا گذاشته شود. و باید متوجه باشیم که توجیهات قرآن آنچنان تازه است که انگار امروز نازل شده و در حل مسائل امروز و فردا راهگشاست، و نباید فکر کنیم که کلامی خشک و خالی و مربوط به مسائل گذشته بوده و کاری به آینده ندارد. همچنانکه مسلمانان صدر اسلام احتیاجات واقعی خود را با توجه به توجیهات قرآن، از آن می گرفتند امروز ه همان توجیهات و اساسها برای برقرار نمودن جامعه دینی، وجود دارند و در هر زمان و مکانی قابل پیاده شدن هستند و جنگ و مبارزه ای که قرآن علیه جاهلیت به راه انداخت، در هر زمان و مکانی، امکان تکرارش وجود دارد دشمنانی را که قرآن با آن روبرو بوده، دسایس و مکر و حیله هایشان، عوض نشده و به حال خود باقی است. چرا که انگیزه دشمنی ها و وسایل به کار گرفته شده همان انگیزه و همان وسایل است. فقط شکل و صورت آن با توجه به اوضاع و احوال عوض شده است. بنابراین مسلمانان برای مقابله با دشمنان دین و دنیایشان محتاج به توجیهات قرآنند. همان احتیاجی که مسلمانان صدر اسلام به قرآن داشتند. مسلمانان امروزه برای تثبیت افکار صحیح و نهی هر گونه شرک و بت پرستی به همان توجیهات و راهنماییها و نصوص قرآن محتاج بوده تا راه و روش اخلاص و مسلمان بودن را تبیین کنند. قرآن برای همیشه قانون زندگی این امت است. قرآن، قانون کامل و شاملی است که مسلمانان باید شیوه زندگی و چگونگی اخلاق و رفتار و چگونگی نظم اجتماع را در تمام مسائل، از آن بگیرند، قرآن، همچنانکه توانست گروهی ممتاز و نمونه را در صدر اسلام در زمینه رهبری و قیادت، فارغ التحصیل گرداند به همان دلیل دوباره قادر است و استعداد آن را دارد در هز زمان و مکانی و در تمام نسلها، چنین رهبرانی را، فارغ التحصیل گردانده و به مرحله رشد برساند. و آن یک شرط دارد اینکه خالصانه به این منبع یعنی قرآن برگردند. و حقاً به آن ایمان بیاورند و آن را، سرلوحه زندگی و تنها امام خود قرار دهند، نه آن را بخوانند و وسیله نوازش گوشهایشان کنند. قرآن برای جا انداختن توجیهاتش راههای گوناگونی را در بر گرفته تا آفات و انحرافاتی که بر قلب وارد می شوند علاج نموده و راههای نفوذ آن عوامل را بر قلب بشری می بندد و با تمام شیوه ها، آن را علاج می نماید. و در توجیهات گوناگونش، توشه راه برای دعوت و داعیان این دین موجود بوده و بر دعوتگر واجب است که همیشه خود را در راه قرآن قرار داده و بدین منوال احساس خواهد کرد که در کنار پروردگارش جای گرفته و خداوند هم، آلام و خستگی هایش را برطرف نموده و او را به آرامش می رساند و او را آنچنان آماده می سازد که مشکلات و مشقات ایجاد شده توسط جاهلیت را به هیچ انگاشته و بدین صورت اطمینان و رحمت پروردگار را به دست می آورد و خداوند هم نسیم های رعایت و محبت و لطف خود را بر او می باراند. و به راستی قرآن خطاب پر از عظمت و رحمت پروردگار برای انسان است که او را مورد خطاب قرار داده و می گوید: ای انسان این مطلب را بگیر! و آن مسأله را واگذار! این راه من است و آن راه را نروید! راه را اشتباه رفته ای و برگرد، خطا رفته اید و مرتکب گناه شده اید! بنابراین راه توبه را پیش گیرید و باب رحمت پروردگار همیشه باز است، برگردید و خود را آواره نسازید و از رحمت من که شامل همه کس و همه چیز است ناامید نشوید. و شما ای فلان کس، شخصاً فلان مطلب را گفتی که خطاست. و فلان مطلب را نیت کردی که اشتباه است و فلان کار را انجام دادی که درست نیست. پس برگرد و خود را در پناه من قرار ده و توبه کن! و ای فلان کس که فلان مشکل را داری راه حلش این است و مسأله ای که شما را مشغول ساخته جوابش این است و کاری را که انجام داده ای ارزشش این مقدار است. قرآن همان مدرسه الهی است. خداوندی که قلوب را آفریده و همه مخلوقات را خلق نموده، نمی توانند بدون برنامه به زندگی ادامه دهند. بنابراین با توجه به این مدرسه، دعوتگرانی مخلص برنامه خدا را اجابت نموده و فارغ التحصیل شدند، فارغ التحصیلانی که خودشان را برای دعوت خدا خالص کرده و دعوت را با هیچ چیزی عوض نمی کردند و هیچ چیزی مانع دعوتشان نمی شد. نه ارواح، نه اموال و نه اضطرابات درونی و نه تهدیدات آدمکشان دیکتاتور مانع دعوتشان نمی شد. آری چنین حقیقتی بود که آنها را با اینکه بر زمین پا می گذاشتند ربانی نمود و معیار و میزانشان، موازین خدایی شد آنها یند که ارزشهایی را که به آن افتخار می کردند و آن را مدال افتخار خود می دانستند با کتاب الهی سنجیدند و بعد آن را ارزشیابی کردند. قرآن، همان فاروق، و جدا کننده حق و باطل و هدایت و گمراهی است. قرآن، نه تنها مبین حق و باطل می باشد، بلکه خودش شیوه خاصی برای تربیت دارد که با دیگر برنامه ها فرق دارد. برنامه ای واضح و روشن برای کل زندگی که شامل تزکیه دل و درون و واقعیت زندگی است. و با برنامه ساخته دست بشر ترکیب نمی گردد و زندگی نو، در زندگی بشر در عواطفش و در زندگی واقعی اش، به وجود می آورد.« تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً » قرآن، پایه گذار عقیده و تصور و اخلاق و شعور مسلمانان است و اوضاع و احوالشان را آنچنانکه هست نمایان می سازد و در عین حال طبیعت دشمنان را و وسایل متعددی را که علیه مسلمانان به کار می برند معرفی می نماید و آنان را از کید دشمنان دین آگاه نموده با قلوبی آرام و چشمانی باز و اراده ای محکم به جنگ با آنان وا می دارد و در آخر، طبیعت جنگ و کیفیت دشمنان را آشکار می سازد. در قرآن، همه چیز و دوای تمام دردها موجود است و دیروز و امروز و فردا ندارد و در تمام میدانها مسلمانان را دعوت به مبارزه می کند. مبارزه ای که از دل و درون شروع شده به طوری که عقیده و شناختی جدید نسبت به پروردگار را در قلب به وجود می آورد و قلوب را از زنگار جاهلیت پاک نموده و تمام نشانه های جاهلیت را از نفس و اجتماع پاک و رنگ و بوی اسلام را جایگزین آن می سازد. و بعد از این مقدمه مسلمانان را برای مبارزه با دشمنان کمین کرده دین، که در داخل و خارج نفس موجودند رهبری می نماید و اگر چنین مقدماتی فراهم شد، مسلمانان استعداد کامل را فراهم نموده که با دشمنان ریا کار و مذهبیون فریب کار برخورد نمایند و آنان را محکم وادار به شکست نمایند برای اینکه در دل و درون سنگ بنا را محکم گذاشته اند، بنایی که از نظر عقیده و اخلاق و اجتماع و از نظر تشکیلات به طور یکسان و متوازن محکم شده است مادامی که مسلمانان، همین مقدار تفوّق روحی و اخلاقی را در هر زمان و مکانی کسب نمایند امکان ندارد که جاهلیت مشرک خود را نگه دارد و نابود نشود. آری، اسلام، به وسیله قرآن، با بنا نهادن بنیانهای روحی و اخلاقی و اجتماعی توانست جاهلیت را در صدر اسلام محو نماید. شناخت ما از قرآن چنین است و قرآن آنچنان نیست که فقط مناسک عبادی را به مسلمانان بیاموزد و در مواردی محدود خلاصه شود اینگونه فکر کردن در مورد اسلام، فکر افرادی مسکین است که تصوری مسکینانه از اسلام دارند . آنان باید بدانند که اسلام، کل زندگی بشر را در بر گرفته و برای آن برنامه دارد. و تمام اوضاع و احوالی را که برایشان پیش می آید مجسم ساخته و راه علاج آن را معرفی نموده است. قرآن از فرد مسلمان و جامعه مسلمان یک چیز را می خواهد و آن اینکه: تمام زندگی خود را تحت نظر قرآن قرار داده و از توجیهاتش بهره گیرند. در غیر این صورت نه ایمانی وجود دارد و نه اسلامی موجود است. علت نزول قرآن هم برای آن است که قلوب و عقول و اخلاق را تربیت کند. قرآن، چگونگی مسلمان بودن و مسئولیتش و چگونگی راهش را به او می نمایاند و موانع و خارها و لغزشگاههای این راه، که توسط دشمنانش ساخته و پرداخته شده نشان می دهد و بدین صورت کاملترین عقیده و شریعت را با هم اعلان نموده است و دین همین است که: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً» قرآن کامل است و شریعتی است که در زمان پیامبر نازل شده ولی شریعت و قانون تمام زمانهاست. برای اینکه به شهادت خداوند، شریعت این دین، برای تمامی بشر در هر زمان و مکانی بوده نه برای جماعتی از انسانها که شامل نسلی از نسلها باشد و آن هم در مکانی محدود از تمام مکانها، و احکام تفصیلی آن برای این آمده تا برای همیشه ماندگار باشد. چهارچوبها و قوانینی که در قرآن مطرح شده برای آن است که زندگی بشریت در چهارچوب این قوانین به رشد خود رسیده و تا آخرالزمان دچار تحجر نگردد. خداوند است که انسان را خلق کرده و خودش او را می شناسد و خداوند که قرآن را نازل فرموده و در آن نفرموده که قوانین دیروز به درد امروز نمی خورد. مگر کسی که گمان می کند که او از خداوند عالمتر بوده و به نیازمندیها و پیشرفتهای انسان آگاهتر است. آری، مؤمن در برابر کلام خداوند که اسلام را به عنوان دین کامل برای ایمان دارن فرستاده، و ضمن تدبر و تفکر، رعایت و عنایت پروردگار را لمس و احساس آرامش می کند. و در غیر این صورت چقدر ظالمانه و احمقانه خواهد بود برای کسی که دین را کنار گذاشته یا مواردی از آن را رد نماید در حالی که خداوند غیر از این را اراده فرموده و به آن رضایت داده است و انسان بر خلاف اراده خداوند چیزی را انتخاب نماید که خداوند آن را نخواسته است. آری، قرآن مکتب این امت و به لطف و توجه خدا مرشد و راهنمایش می باشد. راه را به مسلمانان نشان می دهد، مفهوم مسلمانی را، تبیین می کند، دشمنان دین را به مسلمانان معرفی می کند و اگر این امت مدعی با قرآن مشورت می کرد و توجیهات و راهنماییهایش را فقط از قرآن می گرفت و قوانین و تشریعاتش را در زندگی به کار می بست، دشمنانش به هیچ وجه نمی توانستند روزی از روزها او را مورد حمله قرار دهند و او را مغلوب سازند اما هنگامی که امت پیمانش را با پروردگار خود بر هم زد و قرآن را ترک و مهجور گردانید دچار ذلت و خواری شد که در جای جای سرزمینهای به اصطلاح اسلامی می بینیم . قرآن را برای سرگرمی و نوازش گوشها و به صورت دعا و نوشته جات و ادعیه در آورده اند و به راستی، امت از قرآن غافل گشت و راهی را برگزید که غیر از راه قرآن بود.راه مذهب بازان شکم پرست و دغل باز و بدعت کار است آنها به سراغ حدیث خداوند نرفتند و کلام ناب خدا را به بهانه تقلید مذهبی فراموش کردند و به همین خاطر رهبری بشریت را از دست داده و خود در حاشه و زیر دست کاروان بشریت قرار دادند . پس به قرآن برگردیم که خداوند آن را چنین توصیف فرموده است: «قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ*يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» و به راستی امروزه به سختی محتاجیم که این حقیقت را درک کنیم و جاهلیت زمان خودمان را بشناسیم و بدبختی هایی را که بشریت از دست این جاهلیت شرک و گمراهی می کشد درک کنیم. چقدر محتاجیم به اینکه، فطره ای از زمان را در اسلام و صفای ابراهیم و محمد و صدر اسلام، زندگی می کردیم و به راستی مسلمانان صدر اسلام چنین شانسی را به دست آوردند ولی طولی نکشید که این صلح و صفا را از مسلمانان گرفتند و اخلاق و رفتارشان را عوض نمودند و اجتماع و اتحادشان را به هم ریختند در حالیکه اگر از قرآن پیروی می کردند می توانستند به صلح و سلامی که خداوند به مسلمانان وعده داده است برسند و صد البته که هر زمانی که اراده کنند چنین نعمتی در دستان آنان است . قرآن نعمت است . قران دعوت است . قران قانون ، دستور و راهنمای این دعوت است و فقط به وسیله قرآن است که می توانیم جهاد ارواح و عقول را به سمت یکتا پرستی به راه بیندازیم و آن را بر نفوس بشر حاکم گردانیم . قرآن راههای عواطف و احساساتش را می شناسد و قلبهای مرده و خشک را، آنچنان تکان داده که دیگر در راه خدا و به خاطر راه خدا قراری نداشته باشند. با توجه به این مطلب لازم است که قرآن تنها کتاب این دعوت باشد و دعوتگران، قبل از اعتماد بر هر مصدری تنها بر قرآن تکیه کنند و از راهنماییهای قرآن بهره گیرند، که چگونه مردم را به دین دعوت کنند، و چگونه قلوب غافل را بیدار کنند و چگونه ارواح خاموش را روشن نگه دارند. کسی که قرآن را نازل فرموده خداوند است و کسی که انسان را خلق نموده و به شخصیت و وجودش آگاهی دارد باز خداوند است و به پیچیدگی های نفس انسان آگاهی دارد پس علاج دردهای انسان همان قرآن است. بنابراین بر دعوتگران راه خداوند واجب است که با تمامی تلاش خود برنامه پروردگار را با تثبیت الوهیت خداوند و ربوبیت و حاکمیت و قدرت خداوند، در زمین و آماده نمودن قلوب برای راهیابی به صراط مستقیم قران ادامه دهند تا مردم بتوانند بدینوسیله به یگانگی خدا در ربوبیت ، قدرت و صفاتش ایمان بیاورند. |
|||||
|
|||||