|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ از چيزى که از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پيروى کنيد! و از اوليا و معبودهاى ديگر جز او، پيروى نکنيد! اما کمتر متذکّر میشويد! پيامبران خدا همواره سعي مي كردند بنياد تقليد انسان از انسان را از جامعه بركنند و آدمي را محقق تربيت كنند. قرآن كريم در تبيين سنّت انبياء و برخورد مقلدان باطل با آنان می گوید که بت پرستان تقليد گر مدعي بودند که آئين شرک آلود آنان اثري بجامانده از نياكان و مقدسين شان است و به همين خاطر آنان بايد آن را به عنوان سنتي ماندگار حفظ كنند ولي انبيا مي فرمودند: اگر اجداد شما كاري را عاقلانه يا از روي هدايت نكرده اند، نبايد روش باطل آنها را ادامه دهيد. چون تنها آیات وحی اند كه مي توانند اُسوه ی حسنه را براي شما ترسیم نمایند نه جهل و ضلالتی که از دیگران به دست شما رسیده است . بنابر اين انبيا مردم را به تعقل و وحي خدا فرا مي خواندند و مي گفتند: هر كلام را بايد حجت درون (عقل) تأييد كند و حجت بيرون ( کتب آسمانی ) صحيح بداند.بنابر این انبيا با تقليد باطل و جهل و سنتهاي موروثي و نادرست به شدت مبارزه كردند . در سوره ي مباركه ي بقره آمده است:"وإذا قيل لهم اتَّبعوا ما أنزل الله قالوا بل نتَّبع ما ألفينا عليه اباءنا أوَلَوْ كان اباؤهم لا يعقلون شيئاً ولا يهتدون" سوره ي بقره، آيه ي 170؛ وقتي به آنان گفته شد از آنچه خداوند نازل كرده است، پيروي كنيد؛ گفتند: ما چيزي را پيروي مي كنيم كه نياكان خود را بر آن يافتيم " آنان بدينگونه روش و سنت نياكان را در مقابل وحي قرار مي دادند از اين رو خداوند مي فرمايد: " اگر روش نياكان شما نه مطابق عقل و استدلال بود، و نه هماهنگ با هدايت وحي آسماني بود چه ؟" در واقع حق که در قا لب کتب آسمانی نازل شده را بايد به عنوان دين حفظ كرد و آن را به صورت يك سنّت پسنديده ترسيم كرد نه آن كه هرچه سنّت شد دين باشد و حفظ و تداوم آن مطلوب. در سوره ي مباركه ي مائده نيز در مذمّت از تقليد کور از دیگران مي فرمايد: "واذا قيل لهم تعالوا الي ما أنزل الله وإلي الرَّسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه اباءنا أَوَ لَوْ كان اباؤهم لا يعلمون شيئاً ولا يهتدون" سوره ي مائده، آيه ي 104؛ وقتي به اينها گفته شود در برابر کتاب خدا و مرسله پيامبران خضوع كنيد، مي گويند ما سنت نياكانمان را حفظ مي كنيم! آيا اگر نياكانشان جاهل و هدایت نشده بودند، باز هم مطاع و تابع آنانند ؟" و اين نشانگر آن است كه تبعيت در مسائل ديني تنها بايد بر اساس علم و هدايت باشد بنابر اين چيزي كه در برابر وحي و عقل قراربگيرد، سنت باطل ناميده مي شود و سنت باطل، انسان را به عذاب اليم گرفتار مي سازد . در سوره ي اعراف نيز تقليد محكوم شده است : "وإذا فعلوا فاحشةً قالوا وجدنا عليها اباءنا والله أمرنا بها قل إنَّ الله لا يأمر بالفحشاء أتقولون علي الله ما لا تعلمون" سوره ي اعراف، آيه ي 28؛ وقتي دست به كار زشتي زدند، براي توجيه آن و تبرئه خود گفتند: گذشتگان خود را بر اين روش يافتيم و اين سنّت نياكان ماست و حفظ سنّتهاي باستاني لازم و مقدس است." متفكران آنان استدلال مي كردند و مي گفتند که " خدا ما را به اين كار امر كرده است!" اين طرز تفکر و نگرش در مورد سنتهاي باطل از تقدس اين سنن به واسطه انتساب آن به صالحين گذشته و نياکان شان بوده است مطمئنا توهمي به نام عصمت مقدسين که در بین همه خرافیون وجود دارد باعث مي گردد که آنان به خود بقبولانند که اعمال زشت و شرک آميزشان همان راه و روشي ست که به واسطه انتساب کذب آن به صالحین مورد رضاي خداست ! اقوام بسياري در جهان امروز وجود دارند که با اين تصورات و توهمات خود را تنها فرقه ناجيه مي نامند و ديگران را مورد سرزنش و ملامت خود قرار مي دهند در صورتي که مطابق با کلام الله دين انها تنها طریقی ست براي آنکه سنتهاي باطل و کارهاي زشت و ناپسند و بدعت هاي خود را با توجيه سنت های صالحین ، شرعيت دینی ببخشند . قرآن كريم درباره ي آنان مي فرمايد: اينها معتقدند كه بايد سنت نياكانشان را حفظ كنند، و نيز مي گويند: خداوند ما را به پرستش بتها و احياي سنّت نياکان امر كرده است"! منشأ اشتباه و گمراهي آنان، دوري شان از حق و يقين که در قالب کتب آسماني و ما انزل الله به آنها ابلاغ می شده و همچنین پا گذاشتن در وادي شک و ظن و گمان که در مجموعه هاي سنتها و اسرائليات و نقل قولها و افسانه ها در اختیار انان قرار می گرفته می باشد . مذاهب غلط که از اين طريق بدست مي امد و مايه انحراف و عقب ماندگي جوامع بشري اي مي شد بزرگترين عاملي بود که به دشمني با دعوت انبياء مي پرداخت . مبارزه با تقليد كوركورانه، فرقه سازي و سپس برتري جويي هايي مذهبي و همچنین دعوت مردم به پيروي محض از " ما انزل الله " سنت قطعي و عالمانه ي هر پيامبری بوده و از اصول رسالت او بشمار مي آمد ؛ و لي تمسك به تقليد كوركورانه از سنت هاي باطل و روشهاي ابا و اجدادي ، سيره و دعوت مترفانِ و ملايان گمراه هر امت بوده و هست. قرآن به صورت يك اصل مستمرّ تاريخي مي گويد: هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر اين كه رفاه طلبان در برابر او به سنت باطل گذشته گان خود تمسّك كردند و ديگران را هم به دنبال خويش كشاندند. پيامبر الهي در برابر اين تمسك سنّت گرايانه مي گويد: افكار و آراي حال و گذشته را بسنجنيد، و اگر ره آورد وحي و کتاب آسماني بهتر از سنّت نياكان شما بود، از آن تبعيت كنيد، ولي آنها صريحاً كفر و شرک خود را نسبت به مدار رسالت انبيا اعلام مي كردند. قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ( زخرف - 24 ) (پيامبرشان) گفت: «آيا اگر من آيينى هدايت بخشتر از آنچه پدرانتان را بر آن يافتيد آورده باشم (باز هم انکار مىکنيد)؟!» گفتند: «(آرى،) ما به آنچه شما به آن فرستاده شدهايد کافريم!»
عزيزان ، متاسفانه اين روشي است که اکثریت پیروان مذاهب همکنون به واسطه آن دعوت قران يعني تنها سخنگوي راستين خداوند در نزد ما را ناديده مي گيريد و به اسم سنت مقدسين خود زشتيهاي بسياري را در چار چوب عقايد مذهبی خود قرار داده اند و از بدعت گذاران آنها تقليد محض مي کنند . بدانيد که هرگز سنت انبياء اين نبوده که مردم را به منبعي غير از کلام الله و وحي خدا دعوت نمايند آنچه که به نام اطاعت از رسولان در کتب الهي آمده چيزي جز دعوت به پيروي از وحي خدا يعني حاصل رسالت انبياء نمي باشد يقينا سنت و سيره محمد مطابق با راه و روشي است که قران براي او و همه ما ترسيم کرده است اسوه ايي که ما بايد از او تبعيت کنيم وحي خداست که بر محمد مانند همه انبياء پيشين نازل مي گشت و پيامبران خدا هم به بهترين شکل ممکن خود را تسليم اوامر آن مي کردند تا مردم به پيروي از آنها تنها مطيع و فرمانبردار وحي و کتاب آسمانی باشند و نه تقليد گر سنت هاي مقدسين شان و يا نياکان شان . در آيه 38 سوره ي أحزاب، ضمن اشاره به مساله ازدواج پيامبر با همسر مطلقه پسر خوانده خود که براي شکستن يک سنت جاهلي صورت گرفت (زيرا آنها پسر خوانده ها را پسر حقيقي محسوب مي کردند) مي فرمايد: " ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً "؛ بر پيامبر در آنچه خدا براى او مقرر كرده محذورى نيست. (اين ) سنت خداست كه از ديرباز در ميان گذشتگان (پيامبران) نيز بوده و فرمان خدا همواره سنجيده و حساب شده است. الأحزاب/38 حاصل و نتيجه اين آيه به شکلي است که ما را متوجه مي سازد که خداوند با دادن مجوز به رسولش قصد مي کند تا سنتهاي جاهلي و باطلي که بين عموم مردم رواج داشت باطل و بدين طريق بشکند و سنتي را مجددا احيا نمايد که متعلق به صالحین بوده ولي مردم به خاطر دوري از وحي و یقین آن را فراموش و سنت باطلي را جايگزين ان نموده بودند . "فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً " الأحزاب: 37 در آيات قبل از آن مي خوانيم: " وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ "؛ تو در انجام اين ماموريت از مردم واهمه داشتي و خداوند سزاوارتر است که از او بترسي. " و در دنباله همين آيه، با صراحت مي گويد: " لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ حَرَجٌ في أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً "؛ همسر مطلقه زيد را به ازدواج تو در آورديم تا مشکلي براي مومنان در ازدواج با همسران پسر خوانده هاي خود هنگامي که از آنان طلاق گيرند نباشد (احزاب 37). مجموع اين قرائن به خوبي گواهي مي دهد که منظور احياي سنت جاودانه انبياء پيشين است که به واسطه ثبت آن در کتاب خدا بايد براي ساير مومنين اسوه و الگو گردد تا به آن عمل نمایند و ديگر همان شکستن سنتهاي نادرست و خرافي وباطلي بوده که مردم به خاطر دوري از يقين و " ما انزل الله و اعتماد به ظن و گمان و پيروي از شايعات آنها را جز باورها و اعتقادات خود نموده بودند و چرا چنين نباشد در حالي که مهمترين هدف بعثت انبياء همان است که مردم را از چنگال اين گونه سنن باطل و خرافي رهائي بخشند و سنتهاي الهي و واقعي را در قالب وحی خدا جانشين آن سازند. يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ( نساء - 26) خداوند مىخواهد (با اين دستورها، راههاى خوشبختى و سعادت را) براى شما آشکار سازد، و به سنتهاى (صحيح) پيشينيان رهبرى کند. و خداوند دانا و حکيم است. |
|||||
|
|||||