|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ اگر دیدید که بارگاه عظیمی بنا نهاده اند در مشهد یا قم در عبد العظیم یا بغداد در سامره یا کربلا و نجف . اگر دیدید مناره های قبور سر به اسمان بلند کرده اند و مردم از صدها فرسنگ دورتر به زیارت انها می روند و با گردنهای کج و چشمهای نمناک در برابر درب طلائی آن می ایستند . ..تعظیم می کنند و با صدای یا سیدی و مولای پیش می روند . بانگ برمی دارند که " اادخل یا ولی الله ، ..... " سپس به درون می روند و گرد ضریح مشبک متواضعانه و خاشعانه می ایستند و انها را می بوسند و سر به پائین می آورند. دعا و ادعیه می خوانند و حاجات می طلبند...... بدانید که اتفاقی شوم در حال به وقوع پیوستن است ! بت پرستی . گفتگوی ما بین خدا پرستی و بت پرستی بر سر آن است که آیا جز خدا کسی در این جهان دست و حاکمی هست ؟ ... خدا پرستی می گوید نیست و بت پرستی می گوید هست و بت پرست پاسخ خود را در پیشوایانی ترجمه می کند که ملایان مذهبی او در خصوص شان غلو و بزرگ نمایی بسیاری نموده اند . آنها بر خلاف تعالیم قران که حتی پیامبر را در ایجاد معجزه و اطلاع از غیب ناتوان می داند امامان خود را به مقامی رسانده اند که حتی عجایب " کن فیکون " جزء کوچکی از توانایی های ایشان شمرده می شود . از دیگر شگفتی های عقاید آنان است که به این ذهنیت خرافی رسیده اند که علی و نوادگانش از هر چه ما انجام می دهیم اطلاع دارند و به قولی تمامی اعمال ما را به طور روزمره می بینند و می شنوند ! بدون آنکه دلیل و حجتی برای آن بیاورند . ملایان چنین وانمود می کنند که امامانشان همه دانشها را می دانند . برخی از آنها جمله هایی را از این حدیث و ان حدیث گرفته و آغاز و پایانش را انداخته و با زور مفهومی استخراج می کنند تا به هر صورت دانش امامان خود را به رخ دیگران بکشند من جمله ی این احادیث که بیشتر به افسانه های خنده آور پیرزنان شبیه می باشد " آدم جون از بهشت به زمین افتاد جبرئیل کمی گندم از بهشت برایش اورد که بکارد و گرسنه نماند و از ان گندم آنچه ادم کاشت گندم در امد و آنچه که حوا کاشت جو در امد " " اهل شام پرسیدند از جزر و مد ؟ پاسخ داد فرشته ایست به نام رومان ، گماشته شده به دریاها و چون پایش را به دریا گزارد بالا اید و چون بیرون اورد پائین اورد " پرسیدم زمین بر چه چیز است ؟ گفت ماهی ! پرسیدم ماهی بر چیست ؟ گفت بر آب ! گفتم آب بر چیست ؟ گفت بر سنگ ! گفتم سنگ بر چیست ؟ گفت بر شاخ گاو میش ....!!!" آیا اینهاست دانش های گذشته و حال ؟ آیا شرم اور نیست که کسانی به این سخنان بنازند و آنها را به دیگران برای برتری جویی های مذهبی نشان دهند ؟ آیا خچالت آور نیست که بگویند امامان ما این دانشها را می دانستند ؟ مذهبینون امامانشان را گرداننده جهان و همه کاره دستگاه حکومت خدا و یاوران او در تنظیم و نظم دهی به آفرینش می دانند! از خود این امامان سخنانی را به دروغ در کتابهای خود اورده اند تا مذهب خرافی خود را اینجین توجیه نمایند . اینان باورهای مردم را اینگونه به ان سمت و این سوی می کشند تا حتی به امامان هم بسنده نکنند و خویشاوندان آنها را هم در خرافات خود دخیل سازند . عباس ، علی اکبر ، زینب و ام کلثوم تنها معدود نامهایست از بین هزاران امام زاده و شاهزاده که ملایان آنها را هم دست اندرکاران جهان و یاوران خدا می پندارند . در اندیشه آنان هر گنبدی گره از کاری می تواند بگشاید و هر سقاخانه ای مراد تواند داد .این سخنان را هم در هر جایی به زبان می اورند که " توسل به ائمه بکن " دست به دامن امام حسین بزن " حتی گدایان هم با استفاده از این جملات مردم را تحریک می کنند تا سودی را عاید خود نمایند مثل " امام حسین ذلیلت نکند " " امام بیمار به بستر بیماری نیاندازدت " " امام غریب قرضهایت را ادا کند " و مردمی که جاهل به تعالیم روح بخش قران هستند نان و پول خود را به پاس همین گفته ها به انان می دهند . آیا اینچنین مردمی با این باورهای حماقت آور گمراه نیستند ؟ چه گمراهی بالاتر از این که مردگان هیچکاره را همکار خدا بشناسیم ؟ چه دلیلی هست که ما را تسلیم محض فرمان غیر خدا می کنند ؟ به چه خاطر امامانتان را یاورانی از غیب می دانید ؟ شما خدا را چه پنداشته اید که نیازمند مساعدانی می دانید آن هم از جنس موجودی ضعیف به نام انسان آن هم از بخشی که مردگان نامیده می شوند ؟! |
|||||
|
|||||