|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ
به طور قطع از حال کسانى از شما، که در روز شنبه نافرمانى و گناه کردند، آگاه شدهايد! ما به آنها گفتيم: «به صورت بوزينههايى طردشده درآييد! و خداوند به آنان فرمان داد که روزهای شنبه را استثناء کنند و به قصد صید ماهی هرگز به دریا نروند در همین هنگامه بود که امتحان پروردگار هم موعدش فرا رسید و غیر از شنبه ها در دیگر ایام هفته دریا از ماهی تهی می شد . سران آن قوم دور هم جمع شدند و مشورت کردند شاید راه و چاره ایی بیابند تا فرمان خدا را با اتخاذ یک مصلحت فرقه ایی دور بزنند و نادیده بگیرند . تصمیم بر این گرفته شد که روزهای جمعه ماهیگیران تورهای خود را در دریا پهن کنند و در روزهای یکشنبه آن را جمع نمایند تا هم به صید ماهی ها پرداخته و هم به خیال خود از دستور خداوند تعدی نکرده باشند . اما آنها خوب خدا و حکمتش را درک نکرده بودند و نمی دانستند که خداوند ما بسیار دانا است او هرگز گناه را جای ثواب نمی نویسد و مکر و حیله انسان را بهتر از خودش می شناسد ( و مکروا و مکر الله و الله خير الماکرين ) عذاب الهی نازل شد و دو گروه به آن مبتلا شدند ابتدا دسته ایی که از حکم خدا نا فرمانی کرده بودند و سعی نمودند که مصلحت خود را جای حکم خدا بگذارند و دوم آن دسته از مردمی که با اینکه می دانستند که کار گروه اول خطاست ولی اقدامی در جهت نهی از منکر آنان نکردند و سکوت و دنیای خود را بر امر به معروف و آخرت ترجیح دادند تنها گروه سوم بودند که از جانب خدا نجات یافتند یعنی آنانی که مردم را نصیحت می کردند تا به پیروی محض از فرمان خدا بپردازند و صید روزهای شنبه را بر خود حرام کنند و هرگز با کلاه شرعی سعی نکنند که خود را فریب دهند . آری ، کلاه شرعی نام یک نوع حیله گری در قالب مذاهب است که می توان اسم آن را بر روی گناه آن گروه از بنی اسرائیل گذاشت کلاه شرعی اصطلاحی است در زبان فارسی که در اشاره به حیله در احکام و امری حرام را با نیرنگ تحت موضوعی در آوردن که شرعاً جایز باشد و یا هر نیرنگی که انسان به تبعیت از هوای نفس بر سر دین میگذارد. کلاه شرعی وسیلهای برای سرپوش گذاشتن بر روی هرگونه منهیات و محرمات دینی است بنابراین در آن «مکر، تزویر و حیله» به کار رفتهاست. در معنای واژه ها منظور از شرع دستورات دین و آنچه مشروع و حلال است میباشد. بنابراین کلاه در این جمله به معنای سرپوش گذاشتن با حیله و مکر است که در لباس شرع بر سر دین و شرایع الهی گذاشته میشود. این نوع کلاه که نظیرش در هیچیک از کلاهفروشیهای جهان، جز کلاهفروشی فرقه سازان دنیا پرست یافت نمیشود، کلاهیست درست به اندازهی سر عوامالناس. این کلاه در مفهوم عام خود، به معنای امری که در دین غیر قابل قبول است را با تمّسک به ترفندهای عوامفریبانه موجه و مشروع جلوه و به خورد خلقالله دادن است. آن هم با نام الله و دین او " کلاه شرعی" پس از "تقیّه" از دکانهای دونبش و کارآمد ملایان بوده و هست و همواره آنان را از محدودیت های دین رهانیده است. این کلاه با آنکه در جامعهی ما در انواع، ابعاد و وجوه گوناگونی یافت میشود، علیرغم ظاهر نسبتا پیچیدهی خود، ساختار و بافتاری بسیار ساده ولی ظاهری دینی و موجه دارد و هم ازاینروست که امّت مقلد نیز در درک، پذیرش و مصرف آن، هرگز دچاراشکال و سوال نمیشود. و اما مکانیزمی که حضرات در کلاه شرعی تعبیه میفرمایند، بسیار ظریف و منحصرا در اختیار آنان است و لاغیر . آنگاهی که ضرورت پیدا میکند که مذهبیون بنا به مصلحت خویش باید حرکتی مخالف امری که دین مقرّر نموده ، انجام دهند به این ترفند شیطانی متوسل می شوند کلاههای شرعی بسیاری همکون در جامعه ی ما مرسوم است که می توان ربا را در نامهایی مثل سود بانکی و یا نزول و بیع و معامله آن را مشاهده کرد و یا ربارا بعنوان نسیه فروشی حلال نمودن بدین صورت که مالی مثل گندم یا ماشین را بین ربا دهنده و گیرنده گذاشته واین مال به صورت نقد فروخته و نسیه خریده می شود و شرط جابجائی مال را هم می گذارند و همچنین رشوه را به نام هدیه گرفتن و صیغه را کلاه شرعی برای روسپیگری و زنا کاری قرار دادن در صورتی که روسپیگری در اسلام گناه بوده و مجازات شلاق دارد و صد البته نظام بانکي که با گذاشتن لغت کارمزد برسودپول آن را حلال دانسته است .کارمزد و یا سود بانکی کلاه شرعی برای ربا است! متسدیان بانک میگویند، 6% یا 12% یا 15% یا حتی 20% کارمزد بدهیدبه اندازه ی که مخارج جاری بانک بر حجم معاملات سرشکن بشود و ببینند چه قدر میشود،به قولشان این میشود کارمزد. عنوان چند درصد، را به نام کارمزد بهره نمی دانند و می گویند ربا غیر از کارمزد است! ولی حذف کلمه ی چند درصد بهره را غیر بهره و غیر ربا نمیکند. میگوید، نگو تومانی چند، من همینطور به تو یک پولی میدهم، تو هم همینطوری در آخر سال اگر من به تو پنجاه هزار تومان دادم، آن پنجاه هزار تومان را با ده هزار تومان اضافه به من باز پرداخت کن ، همینجورى!! اما اسمش را نیاور که تومانی چند، چون ربا میشود!! خیر، مسلما با حذف کلمه «تومانی چند» مسأله عوض نمیشود حتی اگر صدتا صیغه معامله هم روی آن بخوانید چه بگویی تومانی چند و چه نگویى، میخواهی اسمش را بیاور، نمیخواهی نیاور. به هر حال این داد و ستد نامش ربا است و در قالب یک کلاه شرعی نتیجه ایی جز نبرد با خدا و رسول به همراه ندارد . فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ( بقره - 279) اگر (چنين) نمىکنيد، بدانيد خدا و رسولش، با شما پيکار خواهند کرد! و اگر توبه کنيد، سرمايههاى شما، از آنِ شماست نه ستم مىکنيد، و نه بر شما ستم وارد مىشود. |
|||||
|
|||||