تبليغاتX
*** ( تعبد )*** - معنای توحید - بخش سوم
دعوت به قرآن
 بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

 بگو: خداوند، يکتا و يگانه است

 
موضوع ديگري كه نبايد در آن ديگران را با خدا شريك كرد، فرمانپذيري است. مسلمان موحد به حكم ضرورت باور به مكتب يكتا پرستي بايد در فرمانپذيري هم خدا را توحيد و يگانه سازي كند. يعني جز او در برابر هيچ كس و هيچ چيز سر خم نكند و آزادي فكري و عملي و خويش را جز در محضر خالق جهان كه بارزترين مشخصه اش ناديدني و غيب بودن است، در پاي هيچ انسان و مقام و حاكم و ... قرباني نسازد. اين امر علاوه بر آنكه اداي حق انحصاري خداست، مهمترين و مؤثرترين پشتوانه ي آزادگي وتوسعه ملت ها و كاري ترين ضربه عليه استبداد و خودكامگي و دیکتاتوری است. اما مستبدين از علم و عقل و قران در ترسانند. حتي از اينكه مردم به معني جمله ي «لا اله الا الله» علم پيدا كنند و بدانند به چه علت اين ذكر، افضل ذكر ها گرديده و بناي اسلام بر آن نهاده (شده) نگرانند.

آري بناي اسلام بلكه تمامي آئين ها (پيش از تحريف كتاب و تعاليمشان)بر لا اله الا الله نهاده شده و معني آن اين است كه: هيچ معبود راستيني به غير از خداوند يكتا حقانيت ندارد. ، زيرا معني عبادت اين است كه غير از خداي يگانه هيچكس در شان آن نيست كه در برابرش فروتني و خضوع صورت بگيرد. پس معني لا اله الا الله چنين است كه: به غير از خداوند هيچكس شايسته ي فروتني و خضوع و فرمانبرداری ما نیست .

آيا در همچنان حالتي به نفع مستبدين است كه بردگان ايشان اين معني رابدانند و به مقتضاي آن عمل نمايند؟ هرگز ، به هيچ وجه!». ايمان از اين ديدگاه يعني: «واگذاري حاكميت مطلق به خداوند و خلاف اين (اصل) عمل كردن به معناي به خدايي گرفتن ديگران و شرك خواهد بود». چنانكه خداوند مي فرمايد:

«اتّبعوا ما انزل اليكم من ربكم و لا تتبعوا من دونه اولياء» اعراف- 3
" ازآنچه پروردگارتان فرو فرستاده پيروي كنيد و غير از او ديگر خدايان را اطاعت نكنيد.

«انّ الشياطين ليوحون الي اوليائهم ليجادلوكم و ان اطعتموهم انّكم لمشركون» انعام- 121
"شياطين به دوستان خود پيام مي دهند كه با شما به مجادله برخيزند و اگر شما از آنان پيروي كنيد، قطعاً‌مشرك خواهيد شد.

«ام لهم شركاء شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به الله» شوري - 21:
"آيا آنان شريكاني دارند كه ديني منافي شرع خدا برايشان تشريع كرده اند؟"

«يريدودن ان يتحاكموا الي الطّاغوت و قد امروا ان يكفروا به» نساء- 60:
"مي خواهند طاغوت را داور خويش كنند و حال آنكه قبلا به آنان دستور داده شده كه به او كفر بورزند.

«و من لم يحكم بما انزل الله فأولئك هم الكافرون - هم الظالمون- هم الفاسقون» مائده - 44و45و47
" اعمال وپذيرش حاكميت قوانين ناسازگار با قرآن كفر، ظلم و فسق است.

«أفرأيت من اتخذ إلهه هواه» فرقان - 43
"آيا ديده اي كسي را كه نفس خود را خداي خود كرده است؟"

واضح است كه هيچ كس نفس خود را خالق خود ندانسته و نمي داند، اما پيروي از نفس است كه آن را به خدا تبديل مي كند. پس مطابق اين آيات و موازين الهي و پذيرش قوانين ناسازگار با معيار هاي قرآني هم ناقض توحيد و هم عين شرك است. لازمه ي يكتاپرستي اين است كه در ميان اين همه مكاتب و مدعيان فرمانروايي كه همه نداي«إلي الهدي ائتنا» انعام71 سر مي دهند، خالق جهان را در اين عرصه هم توحيد كرد و صفت فرمانروايي و فريادرسي را كاملا در انحصار او قرار داد.

بر اين اساس تشريع قانون هاي عبادي نو و اختراع شيوه هاي جديد خداپرستي كه پشتوانه قرانی ندارد اصطلاحاً «بدعت» ناميده مي شود و نقض آشكار فرمانروايي انحصاري خدا و اصل بنيادين توحيد حاكميت است. لذا توسل به مردگان و دعا و زاري به درگاه آنها به قصد شفاعت، عينا تكرار روش مشركان قديم با غلو يا فراتر رفتن از موازين الهي و قرانی در نحوه ي تقرب به خدا و عدم شناخت جايگاه شخصيت هاي ديني است که خاستگاه آن الگوي ارتباطات زمینی و اجتماعي است، كه هرگز نبايد آن را به رابطه ميان بندگان و خالق تسري داد. چرا كه شأن خدا از همه چيز جداست و نمي توان آن را با مردم قياس كرد. ( وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ) و براى او هيچگاه شبيه و مانندى نبوده است . بنابراين برای تقرب به خدا نمي توان جز به همان شيوه اي كه خود از طريق رسولش ابلاغ نموده است، به شيوه ي ديگري متوسل شد و معناي شهادت به رسالت پيامبر هم همين است، يعني اينكه خدا را جز به شيوه ي قرانی نمي توان عبادت كرد:

«قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله» آل عمران- 31
"اگر دوستدار خداييد از من پيروي كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد"

پس محبوب خدا شدن كه آرزوي نهايي هر دينداري است، جز از طريق پايبندي به برنامه و روشی که قران تعیین کرده ممكن نيست. يگانه راه تقرب به خدا در مكتب انبیاء هم توسل به ايمان و عمل صالح مخلصانه و صميمانه و دعا كردن به درگاه خدا با توسل به اسماي حسناي اوست:

«و ما اموالكم و لا اولادكم بالتي تقربكم عندنا زلفي الا من آمن و عمل صالحا» سبأ - 37
"وسيله ي تقرب به خدا نه اموال و اولاد، بلكه صرفا ايمان و عمل صالح است.

يكي از بهترين اعمال صالح دعا و راز و نياز با خداست:

«ادعوا ربكم تضرعا و خفيه .... و ادعوه خوفا و طمعا» اعراف - 55و56:
"با گريه و زاري و در پنهاني و با بيم و اميد به درگاه پروردگارتان دعا كنيد.

«و لله الاسماء الحسني فادعوه بها» اعراف- 180
"خدا داراي نام هاي نيكوست، پس او را با آن نام ها بخوانيد.

مؤمنان هم چنانكه در قرآن اشاره شده است، در هنگام دعا به اعمال صالح و ايمان و اسماي حسناي الهي توسل مي جستند:

«ربنا آمنا بما انزلت و اتّبعنا الرسول فاكتبنا مع الشّاهدين» آل عمران- 53:
"پروردگارا ما به آنچه فرو فرستاده اي ايمان آورديم و از پيامبر پيروي كرديم، پس ما را در زمره ي مؤمنان بنويس.

«ربنا آمنا فاغفرلنا و ارحمنا و انت خير الراحمين» مؤمنون- 109 "
پروردگارا ما ايمان آورديم، پس ما را مورد بخشايش و لطف خود قرار ده كه تو مهربانترين مهرباناني.

چنانكه ملاحظه مي شود ما در تمام آيات دعايي قرآن جز توسل به ايمان و عمل صالح و اسماي حسناي الهي توسل به كساني ديگر را نمي بينيم و هيچگاه واسطه اي ميان بنده و خالق ديده نمي شود. و مطمئنا همه ي بزرگان دين هم منطبق با راه و روش قرآن عمل مي كردند.

پایان .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/17ساعت 1:12  توسط زد ایکس  |